بررسی نگارهای از نگارهپردازیهای هزارویکشب صنیع الملک با نظریۀ «ادراک دیداری» مکتب گشتالت | ||
| فصلنامه نگره | ||
| مقاله 5، دوره 13، شماره 45، اردیبهشت 1397، صفحه 72-87 اصل مقاله (584.01 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22070/negareh.2018.708 | ||
| نویسندگان | ||
| آمنه مافی تبار* 1؛ فاطمه کاتب2؛ منصور حسامی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه الزهراء، شهر تهران، استان تهران | ||
| 2دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء، شهر تهران، استان تهران. | ||
| 3ریاست دانشکده | ||
| چکیده | ||
| اصول کلی مکتب گشتالت، به معنای «کل واحد»، توسط گروهی از روانشناسان آلمانی نیمه اول سده بیستم میلادی تدوین گردیده است. این دیدگاه، مبنی بر نظریههای مربوط به چگونگی سازماندهی بیننده از مجموعة عنصرهای دیداری ساده است که وقتی طبق قانونهای مشخص به کاربرده میشود، به صورت گروههایی در قالب یک مجموعۀ واحد تعریف شده و به کلیت نظام ادراک دیداری میانجامد. پویش و رواج این نوع مطالعهها در عرصه هنرهای تجسمی با نام «رودلف آرنهایم»، نظریهپرداز و روانشناس هنر (2007- 1904) م. گره خورده است. مقاله پیشرو بر اساس اصل سادهسازی نظریۀ «ادراک دیداری» مکتب گشتالت، به روایت «رودلف آرنهایم»، به بررسی و تحلیل یک نگاره مربوط به مجلس شب نودودوم از نگارگریهای هزارویکشب، اثر صنیعالملک (1283/ 1886- 1229/1813) میپردازد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با بهرهگیری از نمودهای مستند در نگارگریهای صنیعالملک با این هدف انجام میگیرد که در عین برجستهسازی عنصرهای اصلی داستان «علیبنبکار و شمسالنّهار» با همترازنمایی ساختار پنج پارۀ این نگاره، چگونگی بازشناسی مؤلّفههای تصویری در تجسم مفهوم واحد را مورد بررسی قرار دهد. گرچه در پردازش این نگاره دقتنظرکافی به چشم نمیخورد، اما یافتهها نشان میدهد که بیننده (به صورت دریافت ذهنی) میتواند حتی بدون آشنایی با متن داستان، به صورت خودانگیخته، از طریق سادهسازی تصویر به دریافت مفهوم کلّی و بازپروری آن از راه ادراک دیداری گشتالت اقدام نماید و درنتیجه به عنصرهای اصلی تصویر و دریافت کلی مفهوم داستان، دست پیدا کند. همچنین در پهنۀ گستردهتر، با مقایسۀ هر پنج قسمت تصویر مقاله با یکدیگر (به عنوان ابزار پژوهش) میتوان به گشتالت یک «کل واحد» یعنی یگانگی شکل شخصیتها و تفکیک فضاهای اصلی داستان پی برد. در مجموع با این نتیجه، به نظر میرسد که این پژوهش به گونۀ معنیداری با ادراک دیداری مکتب گشتالت در زمینۀ روانشناسی هنر همسویی دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ادراک دیداری؛ گشتالت؛ سادهسازی؛ کتاب هزارویک شب؛ نگارههای صنیعالملک | ||
| مراجع | ||
|
آتابای، بدری. 1355. فهرست دیوانهای خطی کتابخانه سلطنتی. ج2. تهران: زیبا. آرنهایم، رودلف. 1392. هنر و ادراک بصری: روانشناسی چشم خلاق. ترجمه مجید اخگر. چ 5. تهران: سمت. آلن، ریچارد و تروی، ملکم. 1389. ویتگنشتاین، نظریه و هنر. ترجمه فرزان سجودی. تهران: فرهنگستان هنر. پاکباز، رویین. 1383. دایرهالمعارف هنر. چ 4. تهران: فرهنگ معاصر. پاکباز، رویین . 1385. نقاشی ایران. چ 5. تهران: زرین و سیمین. تامسن، جیمز ماتسن. 1392. نظریههای هنری در قرن بیستم. ترجمه داود طباطبایی. تهران: افکار. ذکاء، یحیی. 1382. زندگی و آثار استاد صنیعالملک. تهران: میراث فرهنگی. ربیعی، هادی. 1388. «رویکرد حکمای مشاء به هنر اسلامی». جستارهایی در چیستی هنر اسلامی. به اهتمام هادی ربیعی. تهران: فرهنگستان هنر: 82- 61. رضازاده، طاهر. 1387. «کاربرد نظریه گشتالت در هنر و طراحی». آینه خیال. ش 9. مرداد و شهریور: 37- 31. زارعزاده، فهیمه و شاد قزوینی، پریسا. 1387. «بررسی رمزگان واقعگرا در نسخه خطی هزارویک شب». مطالعات هنر اسلامی. ش9. پاییز و زمستان: 26ـ 7. ستاری، جلال. 1368. افسون شهرزاد. تهران: توس. شاپوریان، رضا. 1386. اصول کلی روانشناسی گشتالت. تهران: رشد. طسوجی، عبدالطیف (مترجم). 1387. هزار و یک شب. ج 2. تهران: نگاه. نظری، فاطمه. 1390. «کالبدشکافی تصویری از هزارویک شب». نگره. ش17. بهار: 13 ـ 5. هاوس، رزالین هرست. 1388. فلسفه هنر و زیباییشناسی 1. ترجمه امیر نصری. چ2. تهران: فرهنگستان هنر. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,623 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,733 |
||
