بررسی ویژگیها و زیباییشناسی منبر مشکول، شاهکار هنرهای چوبی جهان اسلام | ||||||
| فصلنامه نگره | ||||||
| مقاله 1، دوره 7، شماره 23، مهر 1391، صفحه 5-16 اصل مقاله (1.19 M) | ||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||
| نویسندگان | ||||||
| مصطفی ملکی گلندوز1؛ میرروحالله محمدی2 | ||||||
| 1کارشناسارشد صنایع چوب، گروه علوم صنایع چوب و کاغذ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج و مدرس هنرهای سنتی چوبی، شهر کرج، استان البرز. | ||||||
| 2کارشناسارشد باستانشناسی، ادارۀ کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان اردبیل و مدرس دانشگاه محقق اردبیلی، شهر اردبیل، استان اردبیل. | ||||||
| چکیده | ||||||
| منابر چوبی از مهمترین آثار دوران اسلامی در ایراناند که خلاقیتها، نوآوریها و زیباییهای هنر کار با چوب را به نمایش میگذارند. هنرمندان ایرانی با دستیابی به ویژگیها و خواص متفاوت گونههای مختلف به بهترین نحو ممکن از چوب در خلق آثار گوناگون بهره جستند. تلفیق توانایی آنها با خلاقیتهای بصری نظیر تعادل، تناسب، توازن وتقارن، منجر به خلق برخی شاهکارهای هنری شده که یکی از آنها منبر مشکول است. قطعات این منبر از مرغوب ترین چوبها بهصورت اتصال «فاق و زبانه» بدون چسب و میخ ساخته شده است. در چارچوب اصلی گره چینی، شباک کاری و در پایه های منبر با خط کوفی ساده، تزیینی و مشجری نوشته هایی از آیات قرآنی و اطلاعاتی دربارۀ رابطه با نام سازنده، کاتب، حامی، تاریخ ساخت و قطعه شعری فارسی با خط کوفی کندهکاری شده است. این پژوهش میکوشد با جمعآوری اطلاعات بهروش کتابخانهای و مشاهدۀ مستقیم به بیان خصوصیات و ارزشهای این اثر بپردازد. چنانکه این تحقیق نتیجه میگیرد، منبر کشکول از ویژگیهای فنی و زیبایی شناسی ارزشمندی بر خوردار است که میتواند الگویی مناسب برای هنرمندان و پژوهشگران به هنرهای چوبی در دورۀ معاصر باشد. | ||||||
| کلیدواژهها | ||||||
| هنر اسلامی؛ دورۀ سلجوقی؛ منبر؛ مشکول؛ کتیبۀ کوفی | ||||||
| اصل مقاله | ||||||
|
بررسی ویژگیها و زیباییشناسی منبر مشکول، شاهکار هنرهای چوبی جهان اسلام مصطفی ملکی گلندوز* میرروحالله محمدی**
چکیده منابر چوبی از مهمترین آثار دوران اسلامی در ایراناند که خلاقیتها، نوآوریها و زیباییهای هنر کار با چوب را به نمایش میگذارند. هنرمندان ایرانی با دستیابی به ویژگیها و خواص متفاوت گونههای مختلف به بهترین نحو ممکن از چوب در خلق آثار گوناگون بهره جستند. تلفیق توانایی آنها با خلاقیتهای بصری نظیر تعادل، تناسب، توازن وتقارن، منجر به خلق برخی شاهکارهای هنری شده که یکی از آنها منبر مشکول است. قطعات این منبر از مرغوب
واژگان کلیدی هنر اسلامی، دورۀ سلجوقی، منبر، مشکول، کتیبۀ کوفی.
مقدمه چوب، در شمار فراوانترین مواد موجود در طبیعت، از دیرباز برای ساخت ابزار و وسایل مورد نیاز بشر کاربرد بسیار داشته است. در دوران اسلامی، هنرمندان ماهر با دستیابی به ویژگیهای
درخصوص منابر دورۀ سلجوقی پژوهشهایی انجام پذیرفته است (نک. مهرپویا، ۱۳۷۶؛ خوانساری ابیانه، ۱۳۷۸؛ بازورث و دیگران، ۱۳۸۰؛ گرگویی، ۱۳۸۲)، اما دربارۀ منبر مشکول تحقیقی صورت نگرفته و صرفاً به توصیفی کوتاه و ناقص
منبر در جهان اسلام
گذشته از ایران، در آسیای صغیر نیز منبرهای چوبی متعددی شناسایی و بررسی شده است، ازجمله: منبری از دورۀ سلجوقی بهتاریخ ۵۵۰ق در مسجد قدیمی شهر قونیه، منابر چوبی متعلقبه سال های ۶۱۱ق و ۶۲۱ق در مسجد بزرگ سیرت و ملطیه، و منبر ارسلانخان جامعی و قزلبیک جامعی در آنکارا بهسال ۶۸۹ق و ۶۹۹ق. همچنین، منبر مسجدجامع دیوریغی بهسال ۶۳۸ق که هنرمند معروف احمدبنابراهیم تفلیسی آن را ساخته یکی از زیباترین منابر برجایمانده در آناتولی است (بازورث، ۱۳۸۰: ۱۸۸). بااینهمه، منبر مسجد اعظم آقسرای که بهدست نوشتکین جمالی ساخته شده و برخی تاریخ ساخت آن را قبل از ۵۵۰ق و در زمان مسعود اول و قلیچارسلان دوم ذکر میکنند در ردیف کهنترین منابر شناختهشدۀ سلجوقیان در آناتولی قرار دارد (بازورث، ۱۳۸۰: ۱۸۷-۱۸۸). در مسجد سلیمیۀ ادیرنه منبر بسیار زیبایی مربوطبه قرن نهم هجری وجود دارد که کندهکاریهای گیاهی فوقالعادهای دارد، ولی برخلاف منابر دیگر جنس آن از سنگ مرمر است (Riefstahl, 1930: 31). در سال ۶۵۶ق، ملک مظفر شمسالدین یوسف، از امرای یمن، در سال ۶۶۵ق ظاهر رکنالدین بیبرس از امرای ایوبی، در سال ۷۹۷ق الظاهر سیفالدین برقوق، در سال ۸۲۰ق مؤید شیخ، در سال ۸۸۸ق اشرف قایتابای و در سال ۹۸۸ق سلطانمراد سوم عثمانی منبرهایی ساختند و برای جایگزینی
منبر مشکول و موقعیت جغرافیایی آن منبر مشکول در مسجد روستای مشکول واقع در بخش فیروز شهرستان کوثر از توابع استان اردبیل قرار دارد (تصویر ۱) و بهتبعیت از نام روستایی که در آن واقع شده به این نام مشهور است. البته اهالی روستا این منبر را با نام «حاجعبدالله» نیز یاد میکنند. علت این نامگذاری این
تصویر ۱. نقشه و موقیعت جغرافیایی محل مطالعه تحقیق، روستای مشکول مأخذ: سایت استانداری اردبیل.
منبر کشکول در وضعیت فعلی بهطول ۱۸۴ سانتیمتر، عرض ۱۱۰ سانتیمتر و ارتفاع ۲۲۶ سانتیمتر است و دارای تزیینات هندسی و گیاهی و کتیبههای کوفی است (تصویر ۲). بیشتر قسمتهای
تصویر ۲. نمای سمت راست منبر مشکول مأخذ: نگارندگان. تزیینات تزیینات منبر مشکول به اشکال مختلفی ازجمله کندهکاری، مشبک[4] (شباککاری)، گرهچینی، کندهکاری و تلفیقی از آنهاست. کندهکاری مهمترین شیوۀ تزیین منبر است و، گذشته از نقوش، کتیبهها نیز با این روش کار شده است. در تمام بخشهای منبر کندهکاری وجود دارد و تزیینات گرهچینی و مشبک همراه با کندهکاری به کار رفته است. کندهکاری از مهمترین هنرهای روی چوب است و ازجمله هنرهای سنتی ایران باستان بهویژه از زمان ورود اسلام به ایران است (وولف، ۱۳۷۲: ۸۴). نقوش ایجادشده با این روش در دو گروه کلی هندسی و گیاهی تقسیم میشود. شکلهای هندسی متعددی مانند هشتضلعی، چهارضلعی، ستارههای هشتپر، مستطیل و مربع بهکرات در قسمتهای مختلف منبر نقش شده و عموماً با نقوش گیاهی (نیلوفری)، نیز ترکیب شده است (تصاویر ۴ و ۵ و ۶). نقوش اسلیمی ساده، خرطومی، دهاناژدری و پیچک بههمراه گلهای هشتپر بیشتر در چارچوب و طرفین منبر کندهکاری شده است. با استناد به برخی از تزیینات منبر ندوشن ازجمله خطوط کوفی، تزیینات اسلیمی کندهکاری و تاریخ ساخت نزدیک (دورۀ سلجوقی) میتوان نتیجه گرفت که این منبر با منبر مشکول همخوانی نزدیک دارد (تصویر۱۰). از زیباترین نقوش منبر مشکول نقش ستارههای هشتپر و نقش شبیه به تیر و کمان است که روی برخی از قطعات گرهچینی دیده میشود (تصویر ۷).
تصویر ۴. طرح سردر منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
تصویر ۵. طرح نمای چپ و تزیینات و گرهچینی منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
تصویر ۶. طرح نمای سمت راست منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
تصویر ۷. نقوش بهکاررفته در منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
کتیبهها
در مجموع، یازده عنوان متن و جملۀ
تصویر ۸. مأخذ: نگارندگان.
کتیبه
تصویر ۹. نمای نزدیک قسمتی از کتیبۀ منبر مشکول، بهرقم ۵۴۱ق مأخذ: نگارندگان.
تصویر ۱۰. کتیبهای از منبر مسجدجامع ندوشن، بهرقم ۵۴۶ق، موزۀ متروپولیتن، شمارۀ دسترسی: ۳۴.۱۵۰.۲ مأخذ: www.metmuseum.org
تصویر ۱۰ . نمای نزدیک از کتیبۀ متن فارسی در چارچوب سردر منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
دومین بخش از کتیبههای منبر در سمت راست آن و
تصویر ۱۱. بخشی از کتیبۀ خط کوفی تزیینی با متن «بسم الله الرحمن الرحیم» در سمت راست منبر مأخذ: نگارندگان.
این کتیبه بخشی از آیۀ ۱۶ سورۀ غافر است. نکتۀ سومین بخش از کتیبههای منبر در سمت چپ آن و
تصویر ۱۱. مأخذ: نگارندگان.
شیوۀ ساخت صنعتگران برای ساخت منبر مشکول از چوبهایی استفاده کردهاند که ازلحاظ بافت منسجم بوده و از مقاومت بالایی برخوردار است. چوبهای بهکاررفته در منبر طبق مطالعات و تشخیص میکروسکوپی از گونههای گردو و راش و صنوبر است. این چوبها با برشهای شعاعی[6] از گردهبینه تهیه شده است. انتخاب برش شعاعی بهلحاظ مقاومت و استحکام اینگونه قطعات در مقابل نیروهای افقی و عمودی وارده، پیچش، خمش، تاب خوردن، واکشیدگی و همکشیدگی است (بادیک و جین، ۱۳۸۶: ۴۳۴). این انتخاب آگاهانه و از روی شناخت بوده و دانش و علم چوبشناسی هنرمندان سازندۀ منبر را نشان میدهد. برای ساخت منبر مشکول ابتدا چارچوب و ستونها و پایههای منبر با استفاده از چوب گردو ساخته شده و با روش فاق و زبانه به همدیگر چفت و بست شدهاند. در مرحلۀ بعد، قطعات مختلف منبر مانند قیدها، لقطها از چوب گردو و آلتها نیز از چوب راش ساخته شده و با همان روش فاق و زبانه به چارچوب متصل شده است. تمام قطعات منبر از چوب ماسیو، براساس طرح قبلی و طبق یک نقشۀ کار و با استفاده از ابزارهای درودگری سنتی ایران نظیر اره، تیشه، اسکنه، انواع رنده (بلند، پرداخت، بغل دو راهه)، گونیا، تخماق، درفش و سوهان بهطرز ماهرانهای شکل داده شده است. از این وسایل برای برشدادن، رندهکردن و ساختن اتصالات استفاده کردهاند. تکنیکهای استفادهشده در ساخت منبر گرهچینی، کندهکاری و مشبک بوده است. برای اجرای گرهچینی ابتدا گره مدنظر را براساس اندازۀ کار طراحی کرده و با استفاده از قالبهای آماده با ارۀ پشتبنددار، زاویههای اتصالات را روی چوب راش، برش داده و سپس دو سر هریک از آلتها، فاق و زبانه شدهاند. اندازۀ فاق و زبانهها نسبتبه ظرافت، زیبایی کار و استحکام بین یکدیگر متفاوت است. لقطهای چندضلعی منبتکاریشدۀ منبر از چوب گردوی مرغوب ساخته شده تا عملیات کندهکاری با راحتی و زیبایی بیشتری صورت بگیرد. گرههای توپر (لقطهای منبتکاری) در ابعادی مختلفاند و کوچکترین گره بهابعاد ۶ در ۶ سانتیمتر و بزرگترین گره ۲۳ در ۲۳ سانتیمتر است. طول کوچکترین آلتها نیز ۱۰ سانتیمتر و بزرگترینشان ۲۷ سانتیمتر است. ظرافت ترکیب گرهها با آلتها نظام شبکهای فوقالعاده استوار و یکپارچهای را تشکیل دادهاند که ارزش هنری مضاعفی بدانها بخشیده است، بهگونهایکه در آن نقوش هندسی به واحدهای مشخص تقسیم شده و با توالی منظمشان اشکال یکدستی مانند مربع، لوزی، مثلث و هشتضلعی ایجاد کردهاند (تصویر ۲). لقطها بهسبب نوع اتصال نرینه و مادینه با آلتها برجستهتر از زمینه دیده میشوند و قطعات طوری بههمپیوسته و مکمل یکدیگرند که جداکردنشان از بدنۀ منبر بهصورت سالم تقریباً ناممکن است.
تصویر ۳. نمایی نزدیک از تزیینات گرهچینی، کندهکاری و مشبک سمت راست منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
مطالعات میکروسکوپی چوب منبر هنگام مطالعۀ منبر تشخیص نوع چوب با توجه به مشاهدات ظاهری و لایۀ حفاظتی روی چوبها با چشم امکانپذیر نشد. لذا، برای اطمینان، از چند قسمت داخلی منبر در مقیاس بسیار کوچک نمونهبرداری کردیم. نمونههای انتخابی حداکثر بهطول یک سانتیمتر بود و پس از کدگذاری به آزمایشگاه آناتومی چوب دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج منتقل شد. بهمنظور تشخیص بهتر مشخصات چوبها مانند دریچۀ آوندی و نوع فیبرها (لیبریفورم، ساده و تقسیمشده) و همچنین آرایش پونکتوسیوانهای دیوارۀ آوندی که از مشخصههای مهم شناسایی پهنبرگان محسوب میشوند (وایت، ۱۳۸۹: ۱۴۱) نمونههای تهیهشده در جهت طولی تراش داده شدند و مطابق با روش فرانکلین[7]در مخلوط اسید استیک و آب اکسیژنه بهنسبت یکبهیک بهمدت ۴۸ ساعت و در دمای ۶۰ درجۀ سانتیگراد در داخل لولۀ آزمایش قرار گرفتند. پس از اینکه رنگ نمونهها به سفید روشن تغییر کرد، جداسازی الیاف (دفیبره) با مخلوطکن انجام شد. در این مرحله، محلول بهدستآمده در حدود ۵۰درصد با آب مقطر رقیقسازی شد (نک. حسینی، ۱۳۷۹: ۲۸۸). پس از این عمل، مقدار ۰.۵ میلیلیتر از هر محلول رنگآمیزی (قرمز) شد و از آنها تصویر میکروسکوپی تهیه شد (تصویر ۱۳ و ۱۴). سپس، نمونهها ازنظر نوع آوندها بررسی شدند. نتیجۀ شش نمونۀ آزمایششده بدین شرح است:
تصویر ۱۳. تصاویر میکروسکوپی از مقاطع عرضی نمونههای مورد آزمایش از منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
تصویر ۱۴. تصویر ۲ و ۱ آوندهای نمونه چوبهای مورد آزمایش از منبر مشکول مأخذ: نگارندگان. نمونۀ ۱ (نمونۀ برداشتهشده از سمت چپ منبر تزیینات مشبک، قسمت مرمتشده): اشعههای چوبی نمونه بهصورت تکسلولی بلندی آنها از پنج تا بیست سلول متغیر و بسیار ظریفاند. عناصر آوندی دریچۀ منفرد دارند و منافذ بین آوندی فراوان و درشت به نظر میرسد. نمونههای ۲، ۴ و ۵ (نمونههای برداشتهشده از پایۀ میانی سمت راست، پایۀ ورودی و قطعۀ منبتکاریشده): در این نمونهها، چوب همگن و پراکندهآوند است و حفرات آوندی منفرد و تعداد اشعۀ چوبی کم است. از سلولهای با مقطع دایرهشکل تشکیل یافتهاند و پارانشیمهای دور آوندی و پراکنده در این چوبها دیده میشود (نک. پارساپژوه و گروبر، ۱۳۷۲: ۹۲). عناصر آوندی کوتاه و مواجاند. منافذ بین دیواره آوندی بزرگ با روزنۀ عدسیشکل است. نمونههای ۳ و ۶ (نمونههای برداشتهشده از قطعات گره): در این نمونهها، چوب همگن و پراکندهآوند است. حفرات آوندی منفرد یا به تعداد دو تا چهار به هم چسبیدهاند. اشعۀ چوبی همگن و پهنای آنها متفاوت است. بافت فیبری فراوان و متراکم است. اشعۀ چوبی تکسلولی یا چندسلولی است. پهنای آنها گاه به ۲۵ سلول میرسد. آوندها دریچۀ منفرد یا نردبانیشکل دارند. بافت فیبری از فیبر لیبری تشکیل شده است و بهندرت فیبر تراکئید هم مشاهده میشود. سلولهای پارانشیمی کوتاه و دارای منافذ ظریف است. براساس مطالعات میکروسکوپی، چوبهای بهکاررفته در ساخت منبر مشکول سه گونه بوده است: ۱. صنوبر[8](نمونۀ ۱)؛ ۲. گردو[9] (نمونههای ۲. ۴ و ۵)؛ ۳. راش[10] (نمونههای ۳ و ۶).
سابقۀ مرمت منبر منبر مشکول در طول عمر نهصدسالۀ خود چندینبار مرمت و استحکامبخشی شده است. به نظر میرسد این منبر هرساله با روغن گردو روغنکاری میشده و این سنت تا امروز نیز تداوم یافته است، بهطوریکه ضخامت روغن گردو روی چوب تا هشت میلیمتر نیز رسیده است. گذشته از این، دراثر مرور زمان بخشی از تزیینات مشبک و منبت سمت چپ منبر آسیب دیده و از بین رفته و بخشی نیز دوباره بازسازی شده است. مرمتگر با چوب صنوبر به بازسازی تزیینات مشبک پرداخته است، اما نتوانسته است تزیینات منبت را روی قطعات ترمیمی اجرا کند (تصویر ۱۱). دیگر اقدام استحکامبخشی روی منبر استفاده از بستهای فلزی و میخ آهنی است. اگرچه با توجه به استفاده از اتصال فاق و زبانه در ساخت منبر به بست و میخ فلزی نیازی نبوده است، در دورههای بعد برای جلوگیری از بازشدن اتصالات از بستهای فلزی و میخ آهنی استفاده کردهاند. تاریخ مرمت تزیینات قطعات مشبک و چفت و بست فلزی بهدرستی مشخص نیست. بااینحال، با توجه به نوع میخهای بهکاررفته میتوان گفت این کار پیش از دورۀ پهلوی صورت گرفته است. از دیگر اقدامات مرمتی و حفاظتی رنگآمیزی منبر با رنگ سیاه شیمیایی است که بهگفتۀ اهالی روستا در اوایل انقلاب توسط شخص ناشناسی صورت گرفته است. در سال ۱۳۶۸ استاد جمال ممنونی، منبرساز خلخالی، بههمراه پسرش، پرویز، با استفاده از چوب راش اقدام به کلافبندی ستونها و پایههای منبر میکند. این بخش مرمتی رنگآمیزی نشده و از دیگر قسمتهای منبر بهوضوح قابل تفکیک است (تصویر ۱۲). چند سال بعد از این عمل مرمتی، منبر با روغنهای وارنیشی جلا داده شده است.
تصویر ۱۲. نمایی نزدیک از تزیینات مشبک و مرمت ناشیانه با چوب صنوبر در سمت چپ منبر مشکول مأخذ: نگارندگان.
نتیجه پیشینۀ تاریخی منابر اسلامی موجود نشان میدهد منبر مشکول بهلحاظ قدمت نسبتاً زیاد و ارزش هنری و فنیاش از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. در این اثر طرحها و نقوش متنوع، گرهچینی دقیق و کتیبههای کندهکاریشده بهخط کوفی به کار رفته است که اطلاعات ارزشمندی از هنرهای چوبی و باورهای مذهبی دوران خود در اختیار میگذارد. اصل تقارن بارزترین ویژگی هندسی منبر مشکول است که بهنحو مطلوب رعایت شده است. صنعتگر و سازندۀ منبر، با آگاهی از علم و خواص چوبها، قطعات متعدد را بهصورت گرهچینی و کندهکاری به هم متصل ساخته است و به این شیوه، افزونبر ایجاد زیبایی، از نفوذ و انتقال رطوبت و گرما میان قطعات جلوگیری شده است. این کار بهطرز مؤثری دوام و پایداری منبر را در مقابل عوامل مخرب محیطی موجب شده است. در یکی از کتیبههای منبر که بخشی از آن بین رفته نام حامی و سفارشدهندۀ منبر آمده است: «ابراهیم شاه دو جهان». با استناد به این کتیبه میتوان گفت شخص ابرهیم با لقب «شاه دو جهان» بهاحتمال زیاد بر منطقۀ وسیعی حکمفرمایی میکرده و محل حکومت او نیز شهری معروف بوده است. شاید این کتیبه به بازسازی و تکمیل بخشی از تاریخ سلجوقیان در منطقه کمک شایانی کند. این منبر بهاحتمال بسیار برای اهدا به مسجدی معروف ساخته شده و از مسیر جاده ارتباطی ابریشم به بخش فیروزآباد منتقل شده و بنا بهعللی نامعلوم بهصورت اتفاقی در مسجد روستای مشکول ماندگار شده است. مجموع این عوامل منبر کشکول را در ردۀ شاهکارهای هنرهای چوبی جهان اسلام قرار میدهد. ازاینرو، شایسته است این اثر ارزشمند برای مرمت، معرفی و نگهداری مورد توجه قرار گیرد و همچنین با الگوبرداری مناسب از آن برای ارتقا و ترویج هنرهای چوبی مفید واقع شود.
منابع ابن رسته، احمدبنعمر. (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. ترجمۀ حسین قره چانلو. تهران: امیرکبیر. استادی، رضا، (۱۳۸۵). شیعه و پاسخ به چند پرسش. تهران: مشعر. بادیک، ژ. و جین، ب. (۱۳۸۶). مکانیک چوب و فرآوردههای مرکب آن. ترجمۀ قنبر ابراهیمی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. بازورث، کلیفورد ادموند و دیگران. (۱۳۸۰). سلجوقیان. ترجمۀ یعقوب آژند. تهران: مولی. بیهقى، ابوبکر احمدبنحسین، دلائل النبوة، ج۲. ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی. مشهد: علمی و فرهنگی. پارساپژوه، داود، شواین گروبر ف. و لنز، اسکار. (۱۳۷۲). اطلس چوبهای شمال ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. حجازی، رضا. (۱۳۵۰). چوبشناسی و صنایع چوب (ساختمان چوب)، ج۱. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. حسن شراب، محمد. (۱۳۸۳). المعالم الأثیرة. ترجمۀ حمیدرضا شیخی. تهران: مشعر. حسینی، س. ض. (۱۳۷۹). مرفولوژی الیاف در چوب و خمیر کاغذ. گرگان: انتشارات دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. خوانساری ابیانه، زینالعابدین. (۱۳۷۸). ابیانه و فرهنگ مردم آن. تهران: گنجینۀ هنر. دهخدا، علیاکبر. (۱۳۴۱). لغتنامه. ج۴۶. تهران: چاپ سیروس. ساریخانی، مجید. (۱۳۸۴). «آشنایی با فن ساخت منبر مسجدجامع سوریان»، میراث جاویدان، ۴۹: ۶۰-۶۳. فروزانفر، فرزاد. (۱۳۸۸). گزارشهای شهر سوخته ۳ (مطالعات انسانشناسی). تهران: ادارۀ کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. کیانمهر، قباد و دیگران (۱۳۸۳). «ارزشهای زیباشناسی منبتکاری ایران در دوران شاهطهماسب صفوی»، هنرهای زیبا، ۲۰: ۷۹-۸۸. گرگویی، حسن. (۱۳۸۳). «منبر قدیمی مسجدجامع ندوشن»، فرهنگ یزد، ۱۸ و ۱۹. ملازاده، کاظم و محمدی، مریم. (۱۳۷۹). دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دورۀ اسلامی، ج۳. تهران: حوزۀ هنری. مهرپویا، جمشید. (۱۳۷۶). کاربرد چوب و تزیینات چوبی در معماری ایران. تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور. نقیب، محمدمسعود. (۱۳۸۱). خلخال و مشاهیر، تبریز: مهد آزادی. نجفی، سیدمحمدباقر. (۱۳۸۶). مدینهشناسی. تهران: مشعر. وایت، ویلسون. (۱۳۸۹). آناتومی چوب (تنوع و تغییراتش). ترجمۀ وحیدرضا صفدری. تهران: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج. وولف، هانس ای. (۱۳۷۲). صنایعدستی کهن ایران. ترجمۀ سیروس ابراهیمزاده. تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی. هیلن براند، رابرت. (۱۳۸۶). معماری اسلامی. ترجمۀ ایرج اعتصام. تهران: شرکت پردازش و برنامهریزی شهری. Riefstahl, Rudolf M. (1930). ‘Selimiyeh in Konya’, The Art Bulletin, 12, 4: 311-320.
The Research of the Features & Esthetic of Mshkol Pulpit, the Masterpieces of Wood working in Islamic World
Mostafa Maleky Gholandoz,
Mir Rouhollah Mohammadi
Reseaved: 2012/5/31 Accept:2012/11/1
Abstract Pulpit wooden of Islamic period in Iran shows the creativity, innovation and beauty of the art of working with wood. In the Islamic era skilled artists according to the different characteristics and properties of variety of wood, were trying to create different works by using wood in best way. Combined with creative visual skills such as balance, proportion, & symmetry, it was led to create some of the masterpieces of art that one of them is Mshkol pulpit, which is the most exquisite works of Islamic world. It was made of the best quality of wood & "tab and notch" connection without using glue or nails. In the main frame by means of fretwork & pierced work & in its bases by simple, ornamental & floriated Kufic calligraphy, it was carved the Quran verses and the information about the name of the creator, writer, patron, date and pieces of Persian poem. it is tried in this research which based on library sources & direct observation to express the values & features of this work. The result of this essay shows that this pulpit has esthetic & technical features which may be suitable for artists & scholars of wooden art in modern period. Keyword
* کارشناسارشد صنایع چوب، گروه علوم صنایع چوب و کاغذ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج و مدرس هنرهای سنتی چوبی، شهر کرج، استان البرز. Email: maleky.mostafa@gmail.com ** کارشناسارشد باستانشناسی، ادارۀ کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان اردبیل و مدرس دانشگاه محقق اردبیلی، شهر اردبیل، استان اردبیل. Email: mirrouhollah@gmail.com [1]. [2] [3]. [4]. [5]. این سرلوحه با طرح محراب تزیین شده و نقوشی اسلیمی در اطراف آن بهصورت منبتکاری انجام شده است. در لچکیهای دو سوی محراب، عبارت «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله» بهخط کوفی حک شده است. [6]. چوبها را میتوان از سه مقطع برش داد: الف. عرضی؛ ب. مماسی؛ ج. شعاعی. در برش شعاعی برش یا امتداد برش از مغز چوب عبور میکند (حجازی، ۱۳۵۰: ۳۵). [7]. روش فرانکلین برگرفته از نام محققی در علم چوبشناسی است (G.L. Franklin) که در سال ۱۹۶۱ برای تشخیص و شناسایی میکروسکوییک مطرح شد. [8]. PopulusNigra Var. Prymidalis [9]. Juglans Regia L. [10]. Fagus Orientalis Lipsky | ||||||
| مراجع | ||||||
|
ابن رسته، احمدبنعمر. (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. ترجمۀ حسین قره چانلو. تهران: امیرکبیر. استادی، رضا، (۱۳۸۵). شیعه و پاسخ به چند پرسش. تهران: مشعر. بادیک، ژ. و جین، ب. (۱۳۸۶). مکانیک چوب و فرآوردههای مرکب آن. ترجمۀ قنبر ابراهیمی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. بازورث، کلیفورد ادموند و دیگران. (۱۳۸۰). سلجوقیان. ترجمۀ یعقوب آژند. تهران: مولی. بیهقى، ابوبکر احمدبنحسین، دلائل النبوة، ج۲. ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی. مشهد: علمی و فرهنگی. پارساپژوه، داود، شواین گروبر ف. و لنز، اسکار. (۱۳۷۲). اطلس چوبهای شمال ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. حجازی، رضا. (۱۳۵۰). چوبشناسی و صنایع چوب (ساختمان چوب)، ج۱. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. حسن شراب، محمد. (۱۳۸۳). المعالم الأثیرة. ترجمۀ حمیدرضا شیخی. تهران: مشعر. حسینی، س. ض. (۱۳۷۹). مرفولوژی الیاف در چوب و خمیر کاغذ. گرگان: انتشارات دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. خوانساری ابیانه، زینالعابدین. (۱۳۷۸). ابیانه و فرهنگ مردم آن. تهران: گنجینۀ هنر. دهخدا، علیاکبر. (۱۳۴۱). لغتنامه. ج۴۶. تهران: چاپ سیروس. ساریخانی، مجید. (۱۳۸۴). «آشنایی با فن ساخت منبر مسجدجامع سوریان»، میراث جاویدان، ۴۹: ۶۰-۶۳. فروزانفر، فرزاد. (۱۳۸۸). گزارشهای شهر سوخته ۳ (مطالعات انسانشناسی). تهران: ادارۀ کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. کیانمهر، قباد و دیگران (۱۳۸۳). «ارزشهای زیباشناسی منبتکاری ایران در دوران شاهطهماسب صفوی»، هنرهای زیبا، ۲۰: ۷۹-۸۸. گرگویی، حسن. (۱۳۸۳). «منبر قدیمی مسجدجامع ندوشن»، فرهنگ یزد، ۱۸ و ۱۹. ملازاده، کاظم و محمدی، مریم. (۱۳۷۹). دایرةالمعارف بناهای تاریخی ایران در دورۀ اسلامی، ج۳. تهران: حوزۀ هنری. مهرپویا، جمشید. (۱۳۷۶). کاربرد چوب و تزیینات چوبی در معماری ایران. تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور. نقیب، محمدمسعود. (۱۳۸۱). خلخال و مشاهیر، تبریز: مهد آزادی. نجفی، سیدمحمدباقر. (۱۳۸۶). مدینهشناسی. تهران: مشعر. وایت، ویلسون. (۱۳۸۹). آناتومی چوب (تنوع و تغییراتش). ترجمۀ وحیدرضا صفدری. تهران: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج. وولف، هانس ای. (۱۳۷۲). صنایعدستی کهن ایران. ترجمۀ سیروس ابراهیمزاده. تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی. هیلن براند، رابرت. (۱۳۸۶). معماری اسلامی. ترجمۀ ایرج اعتصام. تهران: شرکت پردازش و برنامهریزی شهری. Riefstahl, Rudolf M. (1930). ‘Selimiyeh in Konya’, The Art Bulletin, 12, 4: 311-320. | ||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,509 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 4,716 |
||||||
