جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای معاصر

رضا فضلعلی‌زاده، فروغ باقرزاده خداشهری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف مقاله حاضر معرفی دیدگاه‌های تربیتی مبتنی بر نظریه انتقادی است. تحقیق حاضر درصدد است با تکیه بر دیدگاه‌های پائولو فریره و هنری ژیرو، عناصر برنامه درسی و مولفه‌های یاددهی – یادگیری را استخراج، تحلیل و مقایسه نماید. در این مقاله به بررسی و مقایسه مبانی فلسفی آموزش و پرورش انتقادی، اهداف تربیتی، روش تربیتی، نقش معلم و دانش‌آموز، محتوای آموزشی، ارزشیابی آموزشی از دیدگاه فریره و ژیرو پرداخته شده است. نوع  تحقیق کیفی مبتنی بر روش تحلیلی - تطبیقی مبتنی بر مدل جرج بردی می‌باشد. تشابه و تفاوت دلالت‌های تربیتی تعلیم و تربیت انتقادی فریره و ژیرو  مورد اشاره قرار گرفته است و در پایان نقد هریک از آنها آورده شده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که فریره به تعلیم و تربیت انتقادی مرتبط با توسعه آگاهی انتقادی توجه می‌کند و روش آموزش طرح مساله را برای رسیدن به هدف پیشنهاد می‌کند و ژیرو ادعا می‌کند که آموزش و پرورش ذاتا روندی سیاسی دارد و مدارس از طریق برنامه درسی پنهان سلطه آموزشی را تحکیم می‌بخشند و معلمان به عنوان روشنفکران تحول‌آفرین محسوب می شوند. مقوله‌های رهایی، نقد، دگرگونی، روشنگری، خرد و عمل متفکرانه محور نظریه‌پردازی‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد. متفکران تعلیم و تربیت انتقادی چون فریره و ژیرو با ارائه تحلیل‌هایی درباره موسسه‌ها و موقعیت‌های آموزشی، اصطلاحات و نظریه‌هایی مانند سلطه آموزشی، آگاهی انتقادی، نظریه بازتولید، نظریه مقاومت، تعلیم و تربیت مرزی، برنامه درسی پنهان و تعلیم و تربیت رهایی‌بخش را ابداع کرده‌اند که در گفتمان‌های تربیتی معاصر به وفور یافت می شود.


محسن فرمهینی فراهانی،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1382 )
چکیده

در جهان معاصر، اصول، مبانی و آموزه‌های پست‌مدرنیستی در حال گسترش است، آن‌گونه که در عرصه‌های مختلف علمی چون سیاست، هنر، ادبیات و از جمله تعلیم و تربیت، مسائل تازه‌ای را باعث شده است. در عرصه تعلیم و تربیت، پست‌مدرنیسم بیشتر به تبیین بحران‌زدگی تعلیم و تربیت مدرن می‌پردازد و در واقع منتقد وضع کلی تربیت در دوره مدرن است. تعلیم و تربیت مورد نظر پست‌مدرنیست‌ها بنیان‌های ثابت و جهانی ندارد و تکثرگرایانه، مبتنی بر گفتمان با تأکید بر تفاوت‌ها، غیریت و مطالعات فرهنگی، ضد اقتدارگرا و انتقادی است. در این مقاله تلاشی شده است، پس از مفهوم شناسی واژه پست‌مدرنیسم، ابتدا به تبیین دیدگاه‌های تربیتی پست‌مدرنیسم به‌طور کل پرداخته شود و سپس دیدگاه‌های پست‌مدرنیسم به‌طور خاصی در مورد اهداف تعلیم و تربیت، معلم و دانش‌آموز، برنامه درسی، روش‌های یاددهی - یادگیری، مدیریت مدرسه، روش‌های پژوهشی تربیتی به‌ویژه از دیدگاه فوکو و دریدا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در انتهای مقاله نیز به نقد برخی از دیدگاه‌های تربیتی پست‌مدرنیسم پرداخته شده است.


بابک شمشیری،
دوره 1، شماره 30 - ( 6-1387 )
چکیده

در این مقاله سعی شده است که تربیت دینی مبتنی بر عرفان اسلامی به عنوان متناسب‌ترین رویکرد در مواجهه با جهانی شدن برای ایران و حتی سایر کشورهای جهان اسلام، تبیین شود. برای این منظور ابتدا با روش تحلیلی- انتقادی رویکرد مدرنیسم و پست مدرنیسم به عنوان عمده‌ترین خاستگاه‌های نظری فرایند جهانی شدن مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که هر یک از این رویکردهااز نارسایی‌های متعددی که اغلب ریشه در مبانی نظری و مفروضه‌های بنیادین آن‌ها دارند، برخوردارند. به علاوه هرکدام از آن‌ها در ایجاد جریان‌های بحران‌زا در جهان معاصر نقش دارند. بحران‌هایی که اساساً مغایر با اهداف جهانی شدن بوده و سلامتی فرایند آن را تهدید می‌نمایند. در پایان، مقاله‌ حاضر دلایل انتخاب رویکرد عرفانی به عنوان مناسب‌ترین رویکرد تربیت دینی اسلامی را تشریح می‌نماید. رویکردی که ضمن سازگاری با اهداف و آرمان‌های مثبت و متعالی جهانی واحد، سلامتی فرایند جهانی شدن را تضمین کرده و همچنین قابلیت پاسخگویی به بحرانها و چالش‌های مربوط به جهانی شدن را دارد.


دکتر محمدحسن میرزامحمدی، دکتر مهدی سبحانی‌نژاد، خدیجه سیادت‌نژاد،
دوره 1، شماره 36 - ( 6-1388 )
چکیده

مقاله حاضر به بررسی آراء و اندیشه‌های فلسفی – تربیتی دکتر محمد باقر هوشیار و مقایسه آن با آراء و اندیشه‌های برخی از صاحبنظران معاصر می‌پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل اسنادی بوده و در این جهت کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط با آراء و اندیشه‌های هوشیار و همچنین آراء سایر دانشمندان تربیتی معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها که حاصل بررسی نه سؤال پژوهشی است نشان می‌دهد که مبنای اصلی اندیشه فلسفی و تربیتی هوشیار انسان است. انسان مخلوق خداست و برای رسیدن به خدا تلاش می‌کند این نکته محوری در آراء تربیتی هوشیار نیز نقش اصلی را ایفا می‌کند. بر این اساس حاصل نظام تربیتی هوشیار انسانی است که به تدریج و از طریق یک برنامه تربیتی جامع به کمال مورد نظر رسیده است. اندیشه‌های تربیتی هوشیار از چنان جامعیتی برخوردار است که پاسخگوی بسیاری از مسائل تعلیم و تربیت معاصر نیز می‌باشد. در بخش پایانی مقاله به مقایسه اندیشه فلسفی و تربیتی هوشیار با برخی اندیشه‌های معاصر پرداخته شده است.


فاطمه‌سادات میرعارفین،
دوره 1، شماره 42 - ( 6-1389 )
چکیده

در پژوهش حاضر که از نوع ارزشیابی است، از دید 10 صاحب‌نظر برنامه‌ریزی درسی و موضوعی حوزه و دانشگاه و 32 دبیر مجرب این حوزه،  کتاب معارف اسلامی(دین و زندگی) دوره‌ی پیش‌دانشگاهی با هدف بررسی میزان تناسب محتوی با مؤلفه‌های مندرج در راهنمای برنامه‌ی درسی و نیز نارسایی‌های احتمالی و نقاط قوت، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت. در اجرا بر اساس رویکرد کیفی برای گردآوری داده‌ها، از پرسش‌نامه‌ی بازپاسخ و مصاحبه (پاسخ‌دهندگان؛ درک، تفسیر و تحلیل خود را در مورد هر محور، به ‌شکل تشریحی ارائه کردند) استفاده شده است. با استناد به یافته‌های پژوهش، می‌توان در برخی مؤلفه‌ها، نظرات انتقادی و اصلاحی (نه به معنای عدم توفیق برنامه) و در برخی دیگر، تأیید منابع مختلف اطلاعاتی را مشاهده کرد. یافته‌ها نشان داده؛ محتوای کتاب، به‌گونه‌ای تهیه شده که با شرایط و نیاز‌های زمانی مخاطبان، قابل تجدیدنظر است به‌علاوه رویکردی که مبتنی بر افراط یا تفریط در آموزه‌‌های دینی باشد نیز در آن، مشاهده نمی‌شود از سوی دیگر چنین انتقاد شده که سنت و سیره‌ی عملی معصومین (علیهم‌السلام) کمتر مورد توجه قرار گرفته و اگرچه محتوای دروس با زندگی روزمره‌ی دانش‌آموزان مرتبط است اما ارائه نمونه‌ها و الگوهایی از علما و شخصیت‌های برجسته‌ی معاصر نیز مطالب کتاب را کاربردی‌تر خواهند کرد. اظهار نظرها، نشان داد که یکی از  نکات مثبت کتاب، تلفیق مفاهیم قرآنی و معارف اسلامی است که گویای اصالت قرآن و منشاء پیدایش معارف اسلام از سوی خدا و سپس پیامبر و ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) است. منابع اطلاعاتی بر نقش دبیران دینی و بازآموزی و ارتقاء حرفه‌ای آن‌ها نیز تأکید بسیاری نموده‌اند.


دکتر سید مهدی سجادی،
دوره 1، شماره 42 - ( 6-1389 )
چکیده

پساساختارگرایی (Post- structuralism) به عنوان یکی از آموزه‌های معاصر و بسیار متاخر، که خود متأثر از روندهای رو به رشد، فکر پست مدرنی است، با تأکید بر خصایص و اصولی چند، خود پیامدهایی را در بسیاری از حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تربیتی به جای گذارده که از آن جمله، می‌توان به تأثیر آن روی حوزه هویت، اشاره کرد. در این میان، مساله شکل‌گیری هویت دینی، بیشترین سهم را در تأثیرپذیری از این آموزه به خود اختصاص می‌دهد. از جمله سؤال‌های اساسی که این مقاله در پی پاسخ به آن است، پرسش از چالش‌هایی است که پساساختار‌گرایی برای شکل‌گیری هویت دینی در افراد به‌وجود می‌آورد بنابراین بررسی چالش‌هایی که پساساختار‌گرایی پیش روی شکل‌گیری هویت دینی در فرایند تعلیم و تربیت، قرار می‌دهد، هدف اصلی تدوین مقاله حاضر است. چالش‌هایی که به عنوان نتیجه حاصل از تدوین مقاله می‌توان به آن اشاره کرد، شامل؛ نفی هویت دینی مبتنی بر آموزه‌ها و بنیادهای دینی، نفی هویت‌های فراگفتمانی و فرا زبانی، تضعیف مؤلفه‌های عقلانی و شناختی هویت دینی، انکار جنبه‌های ثابت هویتی، نفی هویت الگو محور دینی و نفی امکان شکل‌دهی هویت دینی متن محور (با محوریت متون دینی) و آموزش و انتقال ارزش‌های دینی برای شکل‌دهی به رفتار، عمل و شناخت باور دینی است. تدوین مقاله حاضر با استفاده از روش استنتاج مبتنی بر تحلیل مفاهیم و مفهومپردازی مجدد (Re- conceptualization) صورت گرفته است.


علیرضا شواخی، حسنعلی بختیار نصر آبادی، سیروس محمودی،
دوره 1، شماره 42 - ( 6-1389 )
چکیده

نفوذ تحقیق کیفی به عرصه‌ی تحقیقات تربیتی، منجر به مجادله‌ها و چالش‌های جدی در خصوص صلاحیت‌ روش‌های کمی و کیفی در دستیابی به شناخت و حقیقت شده است. انتخاب و انجام روش تربیتی از سوی محقق، به میزان آشنایی وی با شناخت، حقیقت و نظریه‌های مختلفی که تاکنون برای آن‌ها ارایه گردیده، وابسته است. هدف مقاله حاضر، معرفی، نقد و ارزیابی نظریه‌های شناخت - بنیادی و غیربنیادی، نظریه‌های حقیقت - سنّتی و معاصر و نیز پس از آن، شایستگی‌های روش‌های کمی و کیفی است. ارتباط پارادایم‌های تحقیق تربیتی با نظریه‌های شناخت و حقیقت و امکان توجیه‌پذیری استقلال یا تلفیق پارادایم‌ها در عرصه‌ی تعلیم و تربیت با روش تحلیلی، بررسی شده است. استدلال شده که تأیید محض به استقلال یا تأکید صرف بر تلفیق، با قطعیت کامل، قابل دفاع نبوده و هر کدام از این رویکردها یا تلفیق آن‌ها با رعایت معیارهای تلفیق، می‌تواند به طور نسبی، یاریگر محقق تربیتی در نایل شدن به شناخت و حقیقت باشد. نشان داده شده که در برخی موضوعات اجتماعی و تربیتی، رویکرد کیفی یا تلفیقی می تواند به طور مؤثرتری، عمل نماید.


خدایار ابیلی، حاتم فرجی ده سرخی ، کریم شاطری، علیرضا یوزباشی،
دوره 1، شماره 45 - ( 12-1389 )
چکیده

مشخصه اصلی عصر حاضر، تغییر است و سازمان‌ها برای این که بتوانند به تغییرات و چالش‌های معاصر، پاسخ دهند، ناگزیر از نوآوری هستند. این واقعیت علاقه مدیران و محققان علوم مدیریتی را به تئوری سرمایه اجتماعی به عنوان عامل کلیدی و بالقوه مؤثر در ارتقاء سطح عملکرد سازمان و خلق مزیت رقابتی، جلب کرده است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن (ساختاری، رابطه‌ای و شناختی) با تمایل به نوآوری و هم چنین تعیین سهم نسبی هر یک از این ابعاد در پیش بینی تمایل به نوآوری، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه تهران می‌باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 308 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از دو پرسشنامه محقق ساخته؛ 1) سرمایه اجتماعی و 2) تمایل به نوآوری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی چون؛ تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که؛ بین سرمایه اجتماعی و ابعاد آن، با تمایل به نوآوری در سازمان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد هم چنین ابعاد رابطه‌ای و ساختاری سرمایه اجتماعی تمایل به نوآوری را پیش بینی می‌نمایند و بعد شناختی سرمایه اجتماعی، نمی تواند پیش بینی کننده مناسبی برای تمایل به نوآری در سازمان باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی پژوهش های آموزش و یادگیری می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Traning & Learning Researches

Designed & Developed by : Yektaweb