جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای میرزامحمدی

محمد حسن میرزامحمدی،
دوره 1، شماره 12 - ( شهريور 1384 )
چکیده

 پژوهش حاضر با هدف بررسی، سنجش و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی مربیان مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای استان تهران به انجام رسیده است. مقوله‌های مورد بررسی در فرایند نیازسنجی آموزشی شامل دو بعد اساسی «دانش» و «مهارت» بود که در دو وضعیت موجود و مطلوب مورد بررسی قرار گرفته است. برای گردآوری داده‌های مربوط به نیازها از ابزار پرسشنامه و مصاحبه‌ استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مربیان مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای در بعد دانش در وضعیت قابل قبولی قرار دارند, اما نیازهای آموزشی آنان به ویژه در موضوعات رایانه، فناوری اطلاعات و زبان تخصصی را نباید از نظر دور داشت. همچنین در بعد مهارت, نتایج نشان‌می‌دهد که مطلوبیت این بعد به اندازه دانش‌ مربیان نیست؛ به این معنا که مربیان از نظر مهارت‌های لازم برای انجام وظایف شغلی خود نیازمند آموزشند. این موضوع به ویژه در زمینه‌های استفاده و به‌کارگیری رایانه و سیستم‌های آن به خوبی مشهود است. ترکیب نیازهای به دست آمده و تدوین برنامه‌های آموزشی مربیان با توجه به این نتایج می‌تواند در برنامه‌ریزی آموزشی و درسی دوره‌های تربیت مربی مفید باشد.


محمدحسن میرزامحمدی، زهرا زاهدی،
دوره 1، شماره 21 - ( اسفند 1385 )
چکیده

هدف اساسی مقاله حاضر، بررسی رابطه تأمین سلسله مراتب نیازهای مازلو با میزان رضایت شغلی مدیران آموزشی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران بوده که البته در این ارتباط، نقش متغیرهای جنسیت و تحصیلات مدیران نیز مورد توجه قرار گرفته است. روش مورد استفاده در تحقیق حاضر، همبستگی است. نمونه این پژوهش 174 مدیر است که با استفاده از روش طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، شامل دو پرسشنامه رضایت شغلی و سنجش نیازها بوده است. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که بین تأمین سلسله مراتب نیازهای مازلو و میزان رضایت شغلی مدیران، رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین جنسیت و تحصیلات مدیران آموزشی با میزان رضایت شغلی آنان رابطه وجود ندارد.
محمدحسن میرزامحمدی،
دوره 1، شماره 24 - ( شهریور 1386 )
چکیده

تحقیق حاضر به منظور تدوین شاخص‌های* تربیتی در دوره آموزش عمومی در دو مطالعه جداگانه انجام گرفته است. در مطالعه اول به تحلیل اهداف آموزش و پرورش و کتاب‌های درسی مربوط به دوره عمومی، اخذ نظر متخصصان و معلمان پرداخته شده و نسخه اولیه شاخص‌های تربیتی تدوین شده است. در مطالعه دوم نظر متخصصان 6 زمینه تخصصی مربوط در خصوص شاخص‌های تدوین شده اخذ شده است. نتایج تحقیق به طور کلی حاکی از آن است که از میان 112 شاخص پیشنهادی در پنج بعد اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی ـ هنری، اجتماعی و سیاسی (به عنوان ابعاد تربیتی) مجموعاً تعداد 49 شاخص پذیرفته شده است.
محمد حسن میرزامحمدی، حمید علیین، غفور حسنی،
دوره 1، شماره 30 - ( شهریور 1387 )
چکیده

آشنایی با اهداف تربیتی مکاتب فلسفی و مقایسه آن‌ها با یکدیگر از آن روی که می‌تواند باعث ایجاد شناخت و آگاهی، و بروز روحیه نقادی نسبت به خط‌مشی‌ها و برنامه‌ریزی‌های آموزشی شود مطلوب و مفید است. در این نوشتار که برگرفته از مطالعه‌ای اسنادی (کتابخانه‌ای) پیرامون بررسی و مقایسه اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه ایده‌آلیسم و پراگماتیسم است، وجوه اشتراک و افتراق مبانی فلسفی و اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه این دو مکتب فلسفی مورد مطالعه قرار گرفته است. عمده‌ترین نتایج حاصله از این نوشتار عبارتند از:
در خصوص مبانی فلسفی این دو مکتب :در هستی شناسی وجه عمده اشتراک، رسیدن به واقعیت از طریق تحریک و برانگیختگی و راهنمایی و وجه عمده افتراق در ماهیت حقیقی هستی است که در ایده‌آلیسم روحی مطلق ولی در پراگماتیسم تجربه نامعین و متکثر می‌باشد. در معرفت‌شناسی وجه عمده اشتراک در فراهم شدن زمینه‌های یادگیری و راهنمایی غیرمستقیم دانش‌آموز و افتراق آن‌ها در مطلق و عقلانی بودن معرفت در ایده‌آلیسم و نسبی و تجربی بودن در پراگماتیسم است، 3ــ در ارزش‌شناسی، وجه عمده اشتراک، مربوط به آگاهی در روابط دموکراتیک و نظم اخلاقی جهانی و افتراق آن‌ها در مطلق و بر اساس عمل انجام یافته بودن در ایده‌آلیسم و نسبی و بر اساس نتیجه عمل بودن در پراگماتیسم می‌باشد. در خصوص اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه این دو مکتب در جنبه جسمانی، وجه عمده اشتراک در تندرستی و ایجاد زمینه برای فعالیت‌های اجتماعی و افتراق آن‌ها در استفاده از فعالیت جسمانی برای تقویت عقل به منظور درک حقیقت در ایده‌آلیسم و ارضای نیازها و غنی‌سازی تجربه‌ها در پراگماتیسم می‌باشد. در اهداف هنری، وجه عمده‌اشتراک، رشد عاطفی، ذهنی و جسمی بچه‌ها، و وجه افتراق، توجه به آفریدگار زیبایی و اعتدال در ایده‌آلیسم و توجه به بیان ارزش‌های تجربه و تغییر محیط و ارضای نیازها در پراگماتیسم است. در اهداف اخلاقی، وجه عمده‌ اشتراک، رشد خصوصیات اخلاقی نظیر روح همکاری متقابل، مسئولیت‌پذیری، ‌دانایی و. .. و افتراق آن‌ها در توجه به قوانین فراگیر مطلق ایده‌آلیستی و توجه به رفتارهای تحقیق شده سودمند اجتماعی پراگماتیستی می‌باشد. در جنبه عقلانی وجه عمده اشتراک در توجه به کارآیی عقل در حل مسائل جامعه، و وجه افتراق در ارتباط با منبع کلی دانش در ایده‌آلیسم و توانا ساختن فرد برای ساخت بناهای ذهنی توسط خود، در پراگماتیسم می‌باشد.


محمد حسن میرزامحمدی، جمال عبدالملکی،
دوره 1، شماره 33 - ( اسفند 1387 )
چکیده

امروزه نیروی انسانی هر سازمانی به عنوان استراتژیکی‌ترین عامل، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، وجود نیروی انسانی کارآمد و متعهد نسبت به انجام وظایف و ارائه خدمات نتایج مطلوب تری را برای سازمان به ارمغان خواهدداشت، لذا در مقاله حاضر به بررسی رابطه تعهد سازمانی کارکنان با کیفیت ارائه خدمات آنان خواهیم پرداخت. روش تحقیق به‌کار گرفته شده توصیفی _ پیمایشی می‌باشد، جامعه آماری کلیه کارکنان اداری و آموزشی غیر هیات علمی دانشگاه شاهد در سال تحصیلی 85-84 است، که با توجه به آخرین آمار موجود حجم جامعه آماری برابر با 418 نفر می‌باشد لذااز این تعداد 279 نفر مرد و 139 نفر زن می‌باشند. در این طرح تحقیق جهت انتخاب نمونه مناسب (نمونه نماینده واقعی جامعه) از روش نمونه گیری طبقه‌بندی وجهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تعهد سازمانی 12 سؤالی آلن و می‌یر و پرسشنامه 22 سؤالی کیفیت ارائه خدمات پاراسورامن استفاده شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامه‌ها از روش کرانباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرانباخ حاصل به ترتیب برابر با 86/0 و89/0 به‌دست آمد که نشان‌دهنده پایایی خوب ابزاراست برای تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده، از روش‌های آمار توصیفی :فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس ودر تحلیل استنباطی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و بهره‌گیری از روش‌های آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس یک سویه (ANOVA) آزمون Tمستقل، و آزمون تعقیبی SCHEFFE جهت تعیین رابطه بین متغیرهای مختلف استفاده شد. یافته‌های تحقیق عبارتند از:میزان تعهد سازمانی کارکنان با میزان کیفیت ارائه خدمات و ابعاد آن :ثبات و پایایی، میزان پاسخگویی، اطمینان، همدلی و وضعیت ظاهری آنان رابطه داردهمچنین میزان تعهد سازمانی کارکنان با متغیر‌های جنس، سن، مدرک تحصیلی، وضعیت استخدام و سنوات خدمت آنان رابطه دارد.


دکتر محمدحسن میرزامحمدی، دکتر مهدی سبحانی‌نژاد، خدیجه سیادت‌نژاد،
دوره 1، شماره 36 - ( شهریورماه 1388 )
چکیده

مقاله حاضر به بررسی آراء و اندیشه‌های فلسفی – تربیتی دکتر محمد باقر هوشیار و مقایسه آن با آراء و اندیشه‌های برخی از صاحبنظران معاصر می‌پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل اسنادی بوده و در این جهت کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط با آراء و اندیشه‌های هوشیار و همچنین آراء سایر دانشمندان تربیتی معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها که حاصل بررسی نه سؤال پژوهشی است نشان می‌دهد که مبنای اصلی اندیشه فلسفی و تربیتی هوشیار انسان است. انسان مخلوق خداست و برای رسیدن به خدا تلاش می‌کند این نکته محوری در آراء تربیتی هوشیار نیز نقش اصلی را ایفا می‌کند. بر این اساس حاصل نظام تربیتی هوشیار انسانی است که به تدریج و از طریق یک برنامه تربیتی جامع به کمال مورد نظر رسیده است. اندیشه‌های تربیتی هوشیار از چنان جامعیتی برخوردار است که پاسخگوی بسیاری از مسائل تعلیم و تربیت معاصر نیز می‌باشد. در بخش پایانی مقاله به مقایسه اندیشه فلسفی و تربیتی هوشیار با برخی اندیشه‌های معاصر پرداخته شده است.


محسن فرمهینی‌فراهانی، محمدحسن میرزامحمدی، علی امیرسالاری،
دوره 1، شماره 39 - ( اسفند 1388 )
چکیده

  در پژوهش حاضر به با روش تحلیل اسنادی، مبانی، اصول و روش‌های تربیت اخلاقی از دیدگاه امام صادق(ع) مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری،‌ کلیه منابع دست اول (آثار مربوط و منتسب به امام صادق(ع)) و منابع دست دوم از منابع غنی اسلامی و احادیث و روایات و اقوال منقول از امام صادق(ع) است که در نشریات و سایت‌های اینترنتی و پژوهش‌ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق موجود می‌باشد و نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع فوق‌الذکر استفاده گردیده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته‌های حاصل از پژوهش مورد تحلیل قرار گرفته است که عمده‌ترین یافته‌ها عبارتند از: 1) مبنای تربیت از منظر امام صادق(ع) شامل شش مبنای، خداجویی و بندگی خدا، عقلانیت و اندیشه‌ورزی، کرامت، ضعف، هدایت‌پذیری انسان، جذبه حسن و احسان است. 2) مبنای خداجویی و بندگی خدا شامل اصل تقوی وزهد و مبنای عقلانیت و اندیشه‌ورزی شامل اصول اعتدال و تذکر و مبنای کرامت شامل اصل عزت و مبنای ضعف شامل اصول سعه‌صدر، مسامحت و مبنای هدایت‌پذیری انسان شامل اصول تبلیغ و ارشاد و تعلیم و مبنای جذبه حسن و احسان شامل اصول فضل، تواضع و آراستگی است. 3) در مجموع شش مبنا و 11 اصل یاد شده دارای 29 روش تربیتی می‌باشد که همگی به منابع فوق‌الذکر و منتسب به امام صادق(ع) مستند شده است.


دکتر محمدحسن میرزامحمدی ، فرامرز بیجنوند،
دوره 1، شماره 42 - ( شهریور 1389 )
چکیده


دکتر محمد حسن میرزامحمدی، دکتر اکبر رهنما، آقای عبداله افشار ، خانم محترم قبادی ،
دوره 1، شماره 45 - ( اسفند 1389 )
چکیده

در پژوهش حاضر مبانی معرفت شناختی رویکرد سازنده گرایی در چهار بعد ماهیت و مفهوم، اصول، اهداف و روش های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است. روش انجام پژوهش تحلیلی - اسنادی بوده است. به منظور گردآوری داده‌های لازم جهت پاسخ گویی به سؤال های پژوهش کلیه اسناد موجود و مرتبط با موضوع با استفاده از فرم گردآوری داده ها جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ‌است. عمده‌ترین یافته‌ها با توجه به سئوالات پژوهش عبارتند از: برخی از مهم ترین دلالت های معرفت شناختی رویکرد سازنده‌گرایی برای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در دو بخش یاددهی (آنچه به معلم مربوط می‌شود)، و یادگیری (آنچه به شاگرد مربوط می شود) قابل ارائه می-باشند. ارزشیابی و سنجش آموخته های دانش آموزان با توجه به رویکرد سازنده گرایی ارزشیابی و سنجش از نوع سنجش واقع گرا یا اصیل است. این ارزشیابی، مستمر و درهم تنیده با روش تدریس اختیار شده برای ارائه محتوای برنامه درسی می باشد. اصول اساسی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی عبارتند از: ارزشیابی هدف آزاد، ارزشیابی مشتق از بافت، ساخت دانش، توجه به دانش به صورت کلیتی یکپارچه، تأکید بر نقش دانسته‌های پیشین، ساخت‌های تجربی (فرآیند در برابر محصول). هدف اصلی در تعلیم و تربیت مبتنی بر سازنده گرایی پرورش افرادی است که به توانایی خود در خلق دانش باور داشته و معتقدند دانش وجودی عینی و خارج از آنان نیست. این دید معرفت شناسانه، افرادی می-پروراند که توانایی بیشتری در تولید دانش خویش از طریق حل مساله دارند. روش‌های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مبتنی بر رویکرد سازنده‌گرایی عبارتند از؛ سنجش عملکردی، ارزشیابی از یادگیری حین تدریس و موقعیت های یادگیری، سنجش یا کار پوشه، خود سنجی، ارزیابی دینامیک، ارزشیابی چند وجهی یا مکثر.
اکبر رهنما، محمدحسن میرزامحمدی، فرامرز بیجنوند،
دوره 2، شماره 3 - ( پاییز و زمستان 1392 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ تفکر انتقادی با تولید علم اعضای هیئت علمی دانشگاه شاهد بوده‌است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی بود. ابزار گردآوری داده‌ها، شامل آزمون استاندارد تفکر انتقادی واتسون- گلیزر و همچنین پرسش‌نامه‌ محقق‌ساخته‌ تولید علم بود. جامعه پژوهش مورد نظر شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه شاهد بود. پژوهش به روش سرشماری صورت‌گرفته و کل جامعه از طریق دو پرسش‌نامه مورد پژوهش قرار‌گرفتند. با توجه به عدم همکاری تعدادی از اعضای هیئت علمی و همچنین ناقص‌بودن تعدادی از پرسش‌نامه‌های جمع‌آوری‌شده، درنهایت، داده‌های گردآوری‌شده از 197 نفر، مورد تحلیل قرار‌گرفتند. به‌منظور تحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی، شامل «میانگین و انحراف استاندارد» و نیز استنباطی، شامل «ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه‌های مستقل، آزمون تحلیل واریانس یک‌راهه بین آزمودنی و آزمون تعقیبی توکی، آزمون تی تک‌نمونه‌ای و رگرسیون چندمتغیره به روش گام‌به‌گام»، استفاده‌شد. یافته‌های پژوهش، بیانگر وجود رابطه مستقیم (مثبت) و معنادار بین میزان تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی دانشگاه شاهد با میزان تولید علم ایشان است. میزان مهارت‌های تفکر انتقادی اعضای هیئت علمی دانشگاه شاهد در حد بالا و میزان تولید علم ایشان در حد متوسط بوده‌است. نتایج، بیانگر عدم وجود تفاوت معنادار بین میزان تفکر انتقادی و همچنین میزان تولید علم اعضای هیئت علمی زن و مرد دانشگاه شاهد بوده‌است. 5/19 درصد از واریانس متغیر «تولید علم» از طریق مؤلفه‌ «توانایی بررسی پیش‌فرض‌ها» و 9/21 درصد از واریانس متغیر «تولید علم» از طریق دو مؤلفه‌ «توانایی بررسی پیش‌فرض‌ها» و «توانایی استنتاج» قابل‌تبیین است.
محمدحسن میرزامحمدی،
دوره 13، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تطبیق دیدگاه فارابی و نیومن در خصوص علوم و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی (تحلیل تطبیقی) انجام شده است. بر این اساس در ابتدا اندیشه‌های دو متفکر به‌صورت کلی معرفی، آنگاه سؤال‌های پژوهش، صورت‌بندی و ارائه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌طورکلی می‌توان دیدگاه دو متفکر به علوم را پیوسته و مرتبط و شامل سه نگاه کل گرا / وحدت‌گرا، جزءگرا / تخصصی گرا و ارزش‌گرا دانست. دیدگاه فارابی و نیومن، از جهات داشتن دیدگاه تخصصی در خصوص علوم، داشتن نگاه کلی به علوم، داشتن نگاه جزئی / تخصصی به علوم، داشتن نگاه ارزشی به علوم، اعتقاد به پذیرش دین مبتنی بر استدلال عقلانی و داشتن نگاه واحد به هدف علوم، دارای اشتراک است همچنین، دیدگاه این دو از جهات وسعت و گستره پرداختن به علوم، در نظر گرفتن ملاک‌های فضیلت علوم و کاربردی بودن نگاه به علوم، دارای افتراق است. بر اساس این یافته‌ها، در بخش پایانی مقاله، الگوی مناسب آموزش علوم در نظام آموزشی (دانشگاه) پیشنهاد شده است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی پژوهش های آموزش و یادگیری می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Traning & Learning Researches

Designed & Developed by : Yektaweb