جستجو در مقالات منتشر شده


237 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

حسین حسن‌خانی، سیروس اسدیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی معلمین راهنما در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان شاهد و ایثارگر طرح پراکنده دوره راهنمایی در استان آذربایجان غربی می‌باشد. روش این تحقیق از نوع علی- مقایسه‌ای می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان شاهد و ایثارگر دوره راهنمایی طرح پراکنده استان آذربایجان غربی به تعداد 270 نفر و کلیه دانش‌آموزان شاهد و ایثارگر راهنمایی مشغول به تحصیل در مدارس شاهد استان به تعداد 305 نفر و 540 نفر از دانش‌آموزان غیرشاهد راهنمایی مدارس عادی بوده است و همچنین حجم نمونه 30 نفر از هر گروه می‌باشد. لازم به ذکر است که روش‌های نمونه‌گیری در این تحقیق بنا به شرایط جامعه آماری، خوشه‌ای چندمرحله‌ای و تصادفی ساده می‌باشد. برای یکسان‌سازی افراد نمونه آماری (دانش‌آموزان شاهد طرح پراکنده) با گروه‌های گواه (دانش‌آموزان غیر شاهد و دانش‌آموزان شاهد و ایثارگر مشغول به تحصیل در مدارس شاهد) از آزمون هوش ریون استفاده شده است ضمن این که در گمارش تصادفی افراد طبقه اقتصادی آنان نیز مد نظر بوده است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این تحقیق آزمون‌های استاندارد پیشرفت تحصیلی آموزش و پرورش بود. اطلاعات جمع‌آوری شده در این تحقیق با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی نظیر آزمون T مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های تحقیق حاکی از این است که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مدارس عادی به طور معنی‌داری بیشتر از دانش‌آموزان شاهد طرح پراکنده می‌باشد. همچنین اختلاف معناداری بین پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان طرح پراکنده در دروس عربی، ریاضی، علوم و زبان انگلیسی وجود ندارد. تفاوت معناداری بین نمرات دروس عربی، علوم و زبان انگلیسی دانش‌آموزان دختر و پسر طرح پراکنده وجود ندارد اما در درس ریاضی عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر بالاتر از دانش‌آموزان پسر است.

سیاوش طالع پسند، مجبوبه آزادایخواه، فرحناز کیان ارثی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

چکیده هدف: یکی از نظریه هایی که انگیزش را به صورت یک مدل هدف چندگانه در نظر می گیرد، نظریه سرمایه گذاری شخصی مائر است. این نظریه چهار چوب مفیدی برای ارزیابی ماهیت چند بعدی و سلسله مراتبی هدف های انگیزش فراهم می آورد. هدف این مطالعه بررسی ساختار چند بعدی و سلسله مراتبی جهت گیری هدف پیشرفت می باشد روش: جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز بود که در سال تحصیلی 91-90 مشغول به تحصیل بودند. نمونه ای به حجم 850 دانش‌آموز (420 پسر، 415 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان پرسشنامه انگیزش مدرسه را تکمیل کردند. مدل های مرتبه اول و مرتبه های بالاتر با روش تحلیل عامل تاییدی آزمون شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان داد که داده ها با مدل مبتنی بر هشت عامل مرتبه اول با 4 عامل مرتبه دوم برازش مناسبتری دارد. تحلیل اعتبار با روش الفای کرونباخ نشان داد که هفت عامل تکلیف، تلاش، رقابت، قدرت اجتماعی، نگرانی اجتماعی، تمجید و جایزه گرفتن هماهنگی درونی مناسبی دارند. دامنه همبستگی بین عامل های مرتبه یکم از 0.26 ( تکلیف – قدرت اجتماعی و نگرانی اجتماعی – جایزه گرفتن) تا 0.62 ( تکلیف – تلاش ) بود. بحث:یافته های این پژوهش یک ساختار نظری قوی و یک ابزار برای پژوهش های آتی حوزه انگیزش مدرسه فراهم می کند. تلویحات نظری و عملی یافته های مورد بحث قرار گرفت.


رضا فضلعلی‌زاده، فروغ باقرزاده خداشهری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف مقاله حاضر معرفی دیدگاه‌های تربیتی مبتنی بر نظریه انتقادی است. تحقیق حاضر درصدد است با تکیه بر دیدگاه‌های پائولو فریره و هنری ژیرو، عناصر برنامه درسی و مولفه‌های یاددهی – یادگیری را استخراج، تحلیل و مقایسه نماید. در این مقاله به بررسی و مقایسه مبانی فلسفی آموزش و پرورش انتقادی، اهداف تربیتی، روش تربیتی، نقش معلم و دانش‌آموز، محتوای آموزشی، ارزشیابی آموزشی از دیدگاه فریره و ژیرو پرداخته شده است. نوع  تحقیق کیفی مبتنی بر روش تحلیلی - تطبیقی مبتنی بر مدل جرج بردی می‌باشد. تشابه و تفاوت دلالت‌های تربیتی تعلیم و تربیت انتقادی فریره و ژیرو  مورد اشاره قرار گرفته است و در پایان نقد هریک از آنها آورده شده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که فریره به تعلیم و تربیت انتقادی مرتبط با توسعه آگاهی انتقادی توجه می‌کند و روش آموزش طرح مساله را برای رسیدن به هدف پیشنهاد می‌کند و ژیرو ادعا می‌کند که آموزش و پرورش ذاتا روندی سیاسی دارد و مدارس از طریق برنامه درسی پنهان سلطه آموزشی را تحکیم می‌بخشند و معلمان به عنوان روشنفکران تحول‌آفرین محسوب می شوند. مقوله‌های رهایی، نقد، دگرگونی، روشنگری، خرد و عمل متفکرانه محور نظریه‌پردازی‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد. متفکران تعلیم و تربیت انتقادی چون فریره و ژیرو با ارائه تحلیل‌هایی درباره موسسه‌ها و موقعیت‌های آموزشی، اصطلاحات و نظریه‌هایی مانند سلطه آموزشی، آگاهی انتقادی، نظریه بازتولید، نظریه مقاومت، تعلیم و تربیت مرزی، برنامه درسی پنهان و تعلیم و تربیت رهایی‌بخش را ابداع کرده‌اند که در گفتمان‌های تربیتی معاصر به وفور یافت می شود.


سعید خزایی، امیر مشهدی، احمد فرهادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

زبان به‌عنوان یک ابزار ارتباطی میان جوامع از جمله محرک‌های اصلی رشد و توسعه فنآوری‌های ارتباطی در حوزه آموزش و یادگیری محسوب می‌شود. اما در این بین جایگاه ویژه برخی عوامل فرازبانی نظیر مؤلفه‌های اجتماعی و شناختی را نباید نادیده گرفت. این پژوهش با کاربرد بازی مشارکتی ’خانه‌بازی‘ در پودمان ترکیبی یاددهی و یادگیری واژگان زبان انگلیسی به‌عنوان زبان رابط بین‌المللی با هدف بررسی تأثیر چیدمان گروه‌ها بر بارشناختی و در نتیجه عمل‌کرد فراگیران ایرانی در یادگیری واژگان انجام شد. در این راستا،150 نفر از دانشجویان مهندسی پسر و دختر از دانشگاه صنعتی اصفهان از طریق آزمون بسندگی برچسب انگلیسی همگون‌سازی شدند تا محتوای کتاب انگلیسی برای دانشجویان فنی و مهندسی را در 36 جلسه ترکیبی فراگیرند. با ثبت عمل‌کرد لحظه‌ای فراگیران در داخل کلاس و در زمین ’خانه‌بازی‘ مجازی، پیکره‌ای زبانی شامل واژگانی که فراگیران مورد استفاده قرار داده بودند شکل گرفت. همچنین با ارائه پرسشنامه پیامکی (قبل از اجرای پژوهش) و مصاحبه شفاهی متمرکز (بعد از پایان پژوهش)، ساز و کار لازم برای هدایت پژوهش در چارچوب طرح مثلثی فراهم شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها از تأثیر معنادار چیدمان بر کاهش یا افزایش میزان بارشناختی و در نتیجه توان فراگیران در یادگیری واژگان انگلیسی خبر می‌داد. به‌علاوه، بررسی عمل‌کرد فراگیران، نگرش آن‌ها به کاربرد بازی و نوع چیدمان و نیز تجزیه و تحلیل پیکره‌های زبانی حاصل از انجام پژوهش از همگرایی نتایج به‌دست آمده سخن می‌گفت. نتایج حاصل از انجام این پژوهش می‌تواند مقدمه‌ای برای کاربرد بازی‌های آموزشی مجازی و پیکره‌های زبانی در یاددهی و یادگیری مهارت‌های زبانی به‌واسطه فنآوری باشد.


نرگس یوسفی، سعید موسوی پور،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر زمان پخش فیلم آموزشی جغرافیا برمیزان یادگیری و نگرش نسبت به درس دانش‏آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهرستان ملایر در سال تحصیلی93-1392انجام گرفت. روش تحقیق این پژوهش شبه تجربی و طرح مورد استفاده پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه است. جامعه شامل دانش-آموزان پایۀ سوم راهنمایی مدارس دولتی دخترانۀ شهرستان ملایر و نمونه شامل 110 نفر از دانش‏آموزان جامعه مورد نظر از دو مدرسه بودند که به طور تصادفی در چهار گروه نمایش فیلم آموزشی قبل (27نفر)، ضمن (26نفر)، بعد (26نفر) از تدریس و گروه گواه (31نفر) بدون نمایش فیلم تقسیم شدند. از بخش‌های کتاب جغرافیا بخش‌های دوم و سوم انتخاب شد. ابزار‏های اندازه‌گیری مورد استفاده در این پژوهش عبارت بود از : پیش‌آزمون و پس‌آزمون هم ارز بر مبنای محتوای فیلم، حاوی 32سؤال در 5 بخش و پرسشنامه نگرش به درس حاوی 20 سؤال. قبل از شروع مداخله از هر چهار گروه پیش‏آزمون و پرسشنامۀ نگرش به عمل آمد و پس از پایان 10 جلسه آموزش به شیوه‌های فوق؛ پس آزمون و پرسشنامۀ نگرش مجددا انجام شد. داده‌ها با روشهای آمار توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی(مدلهای خطی تعمیم یافته، آزمون‏های مقایسه‌ها‏ی چندگانه، آنوا و مانوا) تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از یافته‌ها نشان داد که به‏کارگیری فیلم آموزشی جغرافیا ضمن تدریس تأثیر بیشتری بر یادگیری و نگرش نسبت به درس دانش آموزان نسبت به سایر روش‌ها داشته است.


ابوالقاسم یعقوبی، بهروز قلائی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

تعلل ورزی تحصیلی امروزه به مشکلی تبدیل شده است که بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای آموزشی دانشگاهها و مدارس مختلف جهان را به خود اختصاص داده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کمال گرایی، خودتنظیمی تحصیلی، و خودکارآمدی تحصیلی درپیش بینی تعلل ورزی کلی و تعلل ورزی تحصیلی بود. به این منظور از میان دانشجویان روزانه پسر و دختر مقطع کارشناسی دانشگاههای دولتی استان مرکزی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، نمونه ای به اندازه 412 نفر انتخاب شده و مورد بررسی از طریق پرسشنامه قرار گرفتند. پرسشنامه ها شامل مقیاس ارزیابی تعلل‌ورزی تاکمن، پرسشنامه تعلل ورزی تحصیلی، مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی بودند. نتایج نشان داد که متغیرهای کمال گرایی، خودتنظیم گری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کننده های مناسبی برای تعلل ورزی کلی محسوب می شوند. برای این متغیرها 72/.R=و مجذور R برابر با 51/. بدست آمد که نشان می دهد متغیرهای پیش بین در مجموع 51 درصد از واریانس متغیر تعلل ورزی کلی را تبیین می کنند. همچنین یافته ها حاکی از آن بودند که متغیرهای کمال گرایی، خودتنظیم گری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کننده های مناسبی برای تعلل ورزی تحصیلی محسوب می شوند. برای این متغیرها 85/.R= و مجذور R برابر با 72/. بدست آمد که نشان می دهد متغیرهای پیش بین در مجموع 72 درصد از واریانس متغیر تعلل ورزی تحصیلی را تبیین می کنند.


ذکراله مروتی، سحر حسامی، فتانه فتحی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی اهداف پیشرفت با عملکرد تحصیلی با میانجیگری اهمالکاری تحصیلی بود.  جامعه پژوهش دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور شهرستان مسجد سلیمان بوده اند که به روش تصادفی ساده 160 نفر از دانشجویان کارشناسی انتخاب شده اند. ابزارهای پژوهش شامل: مقیاس هدف‌های پیشرفت، مقیاس اهمالکاری تحصیلی بوده است. به منظور بررسی روایی از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان داد که ابزار از روایی قابل قبولی برخوردار است. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر نرم افزار( ای. ام. اُ. اس. 21) انجام گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی روابط علّی بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار بود. نتایج در  الگوی پژوهش نشان دادند؛ که هدف تبحرگرا هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق اهمال کاری تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه دارد. همچنین هدف عملکردگریز از طریق اهمال کاری تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه دارد . از سوی دیگر اهمال کاری تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه منفی و معنی دار داشت.  برازش بهتر از طریق حذف مسیر غیر معنی‌دار هدف عملکرد گرا از طریق اهمال کاری تحصیلی با عملکرد تحصیلی حاصل شد.


جمال رزی، محمدرضا امام جمعه، غلامعلی احمدی، بهرام صالح صدقپور،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های معلم اثربخش دوره ابتدایی ایران می‌باشد؛ که رویکرد آن به دلیل کاربرد روش کیو از نوع پژوهش­های آمیخته (کیفی-کمی) است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشکده‌های روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه‌های دولتی تهران هست؛ که از بین آنان 20 نفر به‌صورت ترکیبی از نمونه­گیری هدفمند و نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب گردیدند. عبارات کیو با بررسی 40 سند (29 مطالعه­ی خارجی، 5 مطالعه داخلی و 6 سند بالادستی) و گفت‌وگو با 6 نفر از صاحب‌نظران حوزه‌ی یاددهی-یادگیری جمع­آوری گردید. روایی عبارات کیو مورد تائید 3 نفر از صاحب‌نظران قرار گرفت و به روش آزمون مجدد پایایی آن نیز 84% به دست آمد. با استفاده از روش تحلیل عاملی کیو، عمده­ترین نتایج حاکی از شناسایی و استخراج 7 بعد ویژگی­های شخصیتی (15 مؤلفه)، ساحت‌های تربیتی (5 مؤلفه)، کاراندیشی (7 مؤلفه)، صلاحیت و شایستگی­ها (8 مؤلفه)، تدریس مؤثر (13 مؤلفه)، مدیریت کارآمد کلاس (9 مؤلفه) و نظارت و ارزشیابی (8 مؤلفه) به‌عنوان ابعاد و مؤلفه‌های معلم اثربخش دوره ابتدایی ایران بوده است.


ماهرخ موسوی، مهناز اخوان تفتی، علیرضا کیامنش،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

بهبود کیفیت در زمینه‌های‌آموزشی یک ضرورت محسوب می‌شود. کیفیت‌آموزشی به معنی؛ توانایی تولید نتایج با کیفیت، در شناخت، مهارت و هدف است. هدف این پژوهش طراحی، تدوین و هنجاریابی پرسش‌نامه کیفیت‌آموزشی در مدرسه است. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روان سنجی و جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان هنرستان‌های شهر تهران در سال تحصیلی 92-1391 است. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعداد 979 نفر (519 دختر و 460 پسر)؛ در 19 هنرستان و 39 کلاس به صورت تصادفی انتخاب شدند و به پرسش‌نامه کیفیت‌آموزشی پاسخ دادند. به منظورساخت این پرسش نامه، ادبیات مربوط به کیفیت آموزشی بر اساس رویکرد سیستمی که به صورت مقاله و کتاب موجود بود، بررسی شد. در نهایت، تعاریف و مفاهیم کیفیت آموزشی به صورت 47 جمله در قالب پرسش نامه طراحی گردید. به منظور بررسی روایی پرسش نامه از روایی محتوایی و روایی سازه و تعیین آیتم های پرسش نامه کیفیت آموزشی، از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از روش تحلیل مولفه اصلی با چرخش واریماکس جهت بررسی میزان تطابق و نام گذاری عوامل استخراج شده استفاده گردید و 4 عامل استخراج شد.4 عامل که مجموعاً 270/51 درصد از واریانس کل پرسش‌نامه را تبیین کردند. ضریب پایایی و همسانی درونی پرسش‌نامه با استفاده از آلفای کرونباخ برای خرده‌مقیاس‌های ویژگی‌های رفتار حرفه‌ای معلمان 91/0، امکانات و برنامه‌های آموزشی 89/0، استعداد کلی و رغبت‌سنجی 56/0 و شاخص‌های خروجی برابر با 75/0 محاسبه گردید. یافته‌ها نشان داد که این پرسش‌نامه می‌تواند برای سنجش کیفیت‌آموزشی برای دانش‌آموزان ابزار مناسبی باشد.


فیروزه سپهریان آذر، زینب مقدم،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

پژوهش حاضر، با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری در پی وارسی رابطه باورهای معرفت شناختی با راهبردهای یادگیری خودتنظیمی با توجه به نقش واسطه ای دانش و مهارت های فراشناختی در دانشجویان است. کلیه دانشجویان سال اول مقطع کارشناسی دانشگاه ارومیه جامعه پژوهشی را تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و بر اساس جدول مورگان300 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. از پرسشنامه های معرفت شناختی شومر، آگاهی های فراشناختی، راهبردهای انگیزشی برای یادگیری و پرسشنامه مهارت های فراشناختی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج بررسی با معادلات ساختاری نشان داد که مهارت فراشناختی در مقایسه با سایر متغیرها بالاترین اثر مستقیم(75/0 ß=) و اثر کل را (60/0=ß) را بر راهبردهای یادگیری دارا است. در حالی که باورهای معرفت شناختی بالاترین اثر غیر مستقیم ß= - 0/39) ) بر راهبردهای یادگیری را به خود اختصاص داده است. کمترین اثر غیر مستقیم نیز اثر باورهای معرفت شناختی بر مهارت فراشناختی (ß= - 0/17) است. به طور کل متغیرهای مورد بررسی 19/0 از واریانس راهبردهای یادگیری را تبیین می کنند. پس دانش فراشناختی ، مهارت های فراشناختی و باورهای معرفت شناختی می توانند در افزایش استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانشجویان دانشگاه موثر باشند.


امیر شهسواری، محمد یمنی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

امروزه دانشگاه‌ها با مطالبه‌ی ‌هر چه بیشتر پاسخ گویی، شفافیت، رقابت‌پذیری و توانمندی بیشتر در ایفای ماموریت‌های متنوع مواجه می‌باشند. در این راستا سرمایه‌های فکری دانشگاه‌ها از نقشی تعیین‌کننده در حفظ زیست‌پذیری و ارزش‌آفرینی دانشگاه‌ها برخوردار شده است. از این رو ضرورت دارد تا برنامه‌ریزی دانشگاه با تحول در مفاهیم و روش‌ها، حفظ و توسعه دارایی‌های ارزش آفرین خود یعنی سرمایه‌های فکری دانشگاه را در کانون توجه قرار دهد. پژوهش حاضر در بخش اول با تجزیه و تحلیل الگوهای مختلف سرمایه فکری، الگویی برای شناخت «سرمایه‌های فکری دانشگاه» ارائه کرده است. در بخش دوم به کمک یک پژوهش موردی، درصدد شناسایی سرمایه‌های فکری دانشگاه براساس پیمایش نظرات اعضای هیات علمی و مدیران دانشگاه برآمده تا در بخش سوم الگوی نظری خود را تکمیل کند. نهایتا در بخش چهارم چگونگی کاربست این الگو را برای برنامه ریزی دانشگاهی مورد مطالعه قرار داده است. بخش اول پژوهش به روش تحلیل اسنادی، بخش دوم به روش تحلیل محتوا، بخش سوم به روش تحلیل تطبیقی و بخش چهارم پژوهش نیز به روش تحلیل اسنادی انجام شده است. در این راستا در بخش دوم پژوهش که پیمایشی بوده داده ها از طریق پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته‌ی حاوی سوالات بازپاسخ گردآوری شده است. جامعه‌ی پژوهش در این بخش شامل مجموعه اعضای هیات علمی دانشکده‌ها (300 نفر) و مجموعه مدیریت دانشگاه شریف (19 نفر) بوده است که از این جوامع به ترتیب، نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای (103 نفر) و سرشماری (9 نفر) صورت گرفته است. یافته ها حکایت از چهار سرمایه اصلی یعنی سرمایه انسانی، سرمایه نوآوری، سرمایه سازمانی و سرمایه ارتباطی برای دانشگاه دارد. البته مشارکت کنندگان در پژوهش موردی عمدتا به سرمایه انسانی اشاره کرده‌اند. نهایتا یافته ها نشان می دهد که این الگو میتواند برای سازماندهی برنامه ریزی دانشگاهی در سه بعد آموزش، پژوهش و خدمات دانشگاهی به کار رود.


یعقوب قرقانی، دیبا سیف،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد اضطراب ریاضی و باورهای فراشناخت در میان دانش­آموزان تیزهوش دبیرستانی بود. بدین منظور 183 دانش­آموز دبیرستانی (96پسر، 87دختر)  به روش نمونه­گیری هدفمند به وسیله آزمون هوشی اوتیس(هوشبهر 120 و بالاتر) به عنوان تیزهوش انتخاب شدند و به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. از مقیاس اضطراب ریاضی و پرسشنامه باورهای فراشناختی به عنوان ابزارهای پژوهش استفاده شد. روایی این ابزارها از طریق تحلیل عاملی و پایایی آن­ها با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به­ دست آمد. نتایج حاکی از روایی و پایایی قابل قبول این ابزارها بود. تجزیه و تحلیل داه­ها از طریق محاسبه ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین ابعاد باورهای فراشناختی و ابعاد اضطراب ریاضی همبستگی معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسون نشان داد که باورهای منفی درباره کنترل ناپذیری افکار و خطر، ابعاد اضطراب درس ریاض، اضطراب امتحان ریاضی و نگرانی درباره عملکرد ریاضی را مورد پیش­بینی ­قرار می­دهد، و اطمینان شناختی اضطراب درس ریاضی و خودآگاهی شناختی بعد احساس منفی درباره ریاضی را مورد پیش­بینی قرار می­دهد. قوی­ترین پیش­بینی­کننده ابعاد اضطراب ریاضی در میان دانش­آموزان تیزهوش بعد باورهای منفی درباره کنترل­ناپذیری افکار و خطر بود. همچنین براساس نتایج به دست آمده جنسیت از عوامل پیش­بینی کننده اضطراب امتحان ریاضی بود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد که با افزایش باورهای فراشناختی منفی، اضطراب ریاضی نیز افزایش می­یابد. تلویح یافته­های فوق ایجاد تغییر در ارزیابی­ها و باورهای منفی دانش­آموزان تیزهوش و فراهم ساختن راهبردهای جانشین برای مقابله با باورهای منفی است.


صادق حامدی نسب، علی عسگری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه‌ خوش‌بینی علمی و انگیزه‌ی پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش واسطه‌ای خود کارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه دوم است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 1394-1393 می‌باشد که تعداد کل آن ها 2520 نفر است. با روش نمونه گیری خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان تعداد 296 از دانش آموزان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، از سه پرسشنامه خوش‌بینی علمی تی شانن موران و همکاران(2012)، انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمانس (1970) و خودکارآمدی موریس(2001) استفاده شده است. به منظور تجزیه ‌و تحلیل داده های جمع‌آوری‌شده، از شاخص های آمار توصیفی؛ میانگین و انحراف معیار و از آمار استنباطی؛ روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام استفاده شده است. یافته ها نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان معنی دار و بالاتر از میانگین بود. در صورتی که خوش بینی علمی آن ها معنی دار نبود ولی با توجه به میانگین بالاتر از آن قرار  داشت. اثر مستقیم خوش‌بینی علمی دانش‌آموزان بر خودکارآمدی تحصیلی و انگیزه پیشرفت مثبت و معنادار بود .هم چنین اثر خودکار آمدی تحصیلی بر انگیزه پیشرفت نیز مثبت و معنادار بود. علاوه بر این نتایج تحقیق نشان داد که خوش‌بینی علمی دانش‌آموزان به‌واسطه خود کارآمدی تحصیلی اثر غیرمستقیمی بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دارد. نتایج تحلیل مسیر نمایانگر این بود که مدل مفهومی پژوهش از برازش کافی برخوردار است.


اسماعیل نصیری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

الگودهی، فرآیندی است که بوسیله آن مشاهده کننده رفتار فرد دیگری را مشاهده میکند و رفتار خودش را با آن سازگار می کند که این امر حاصل برقراری تعامل است. هدف از تحقیق حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی در عملکرد و یادگیری یک تکلیف متوالی بود. برای این منظور دو گروه الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی با هم مقایسه شدند. هدف تکلیف رسیدن به زمانبندی مطلق 1200 میلی ثانیه با زدن کلید های 1، 4، 5 و 8 روی دستگاه زمانبندی متوالی بود. آزمودنی ها در مرحله اکتساب با توجه به گروه آزمایشی به روش های مختلفی الگودهی می شدند. برای افراد گروه الگودهی دامنه ای، دامنه ای 10 درصدی حول هدف تکلیف در نظر گرفته شده بود که هر گاه عملکرد خارج از این محدوده قرار می گرفت الگودهی می شدند. افراد گروه الگودهی خودکنترلی با اختیار خود الگوی کامل حرکت را تماشا می کردند. افراد هر دو گروه 24 ساعت پس از مرحله اکتساب جهت انجام آزمون های یادداری و انتقال به آزمایشگاه باز می گشتند. نتایج نشان داد هر چند در مرحله اکتساب عملکرد افراد گروه دامنه ای نسبت به گروه خودکنترلی برتر بود (05/0>P)، اما طبق نتایج آزمون های یادداری و انتقال دو گروه برتری معناداری نسبت به یکدیگر نداشتند (0.05<P)، و در نتیجه می توان چنین استنباط کرد که دو روش الگودهی دامنه ای و الگودهی خودکنترلی منجر به اثرات یکسانی در یادگیری از تکلیف زمانبندی متوالی می شوند. بنابراین، دو تکنیک دامنه ای و خودکنترلی به دلیل انعطاف پذیری که نسبت به دو عامل سطح مهارت نوآموزان و سختی تکلیف دارند منجر به متناسب شدن شرایط تمرین با نیازهای اطلاعاتی آنها می گردند و در نتیجه به نظر می رسد قابلیت بهینه سازی شرایط تمرین را دارا می باشند.


یوسف ادیب، اسکندر فتحی آذر، سعید قره آغاجی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه تقاضا برای ورود به مدارس استعدادهای درخشان رقابت شدیدی را در بین دانش‌آموزان دبستانی و خانواده‌های آنان به‌وجود آورده است. دو وظیفه‌ی عمده‌ی شناسایی و آموزش دانش‌آموزان تیزهوش در کشور به‌عهده سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان می‌باشد. آزمون ورودی مدارس تیزهوشان، یک آزمون پیشرفت تحصیلی یک مرحله‌ای است که هر ساله به‌صورت کشوری و برای ورود به مدارس دوره اول و دوم متوسطه اجرا می‌شود. هدف از انجام این پژوهش کیفی، توصیف و درک بهتر تجارب مادران دانش‌آموزان پایه ششم داوطلب شرکت در آزمون استعدادهای درخشان بود. روش در این تحقیق از روش کیفی پدیدارشناسی استفاده شد. روش اصلی جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه، مصاحبه‌های نیم‌سازمان‌یافته با 18 نفر از مادران دانش‌آموزان پایه ششم بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش کلایزی انجام شد. یافته‌ها در این پژوهش، 3 درون‌مایه‌ی اصلی و 11 درون‌مایه‌ی فرعی استخراج شد. درون‌مایه‌های اصلی عبارتند از: دغدغه‌های انتخاب مدرسه، کیفیت‌ بالای آموزش و آمادگی برای آزمون. نتیجه‌گیری آزمون ورودی استعدادهای درخشان تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر خانواده‌های درگیر در این موضوع و برنامه‌های آموزشی مدارس ابتدایی دارد. رقابت شدید برای قبول شدن در این آزمون حاکی از علاقه‌مندی خانواده‌ها برای برخورداری از آموزش با کیفیت بالا و هزینه‌ی مناسب است.


شمس اله آخش، علیرضا حاجی یخچالی، منیجه شهنی ییلاق،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی خود - دلسوزی و بهزیستی تحصیلی در دانش‌آموزان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه‌ی آماری این پژوهش، همه‌ی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه‌ی دوم شهر یاسوج بود که در سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 300 نفر دانش‌آموز بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. مقیاس خود - دلسوزی نف (2003) برای سنجش مؤلفه‌های خود - دلسوزی و مقیاس بهزیستی تحصیلی کاپلان و ماهر (1999) برای سنجش مؤلفه‌های بهزیستی تحصیلی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کاننی نشان داد که ترکیب خطی مؤلفه‌های خود - دلسوزی (مهربانی به خود، خود داوری، ویژگی مشترک انسانی، انزوا، ذهن‌آگاهی و بیش‌همانندسازی) با ترکیب خطی مؤلفه‌های بهزیستی تحصیلی (علاقه به مدرسه، خودکارآمدی ادراک شده ی تحصیلی و رفتارهای مخرب) همراه است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که مؤلفه‌ی ذهن‌آگاهی به طور مثبت و مؤلفه‌ی خودداوری به طور منفی مؤلفه‌ی علاقه به مدرسه را پیش‌بینی می کنند. مؤلفه‌ی ویژگی مشترک انسانی به طور مثبت با مؤلفه‌ی خودکارآمدی ادراکی تحصیلی مرتبط است و مؤلفه‌ی انزوا نیز به طور مثبت با مؤلفه‌ی رفتارهای مخرب ارتباط دارد. همچنین، مؤلفه‌ی بیش-همانندسازی به طور منفی مؤلفه‌ی علاقه به مدرسه و مؤلفه‌ی خودکارآمدی ادراک شده ی تحصیلی و به طور مثبت مؤلفه‌ی رفتارهای مخرب را پیش‌بینی می کند. در تحلیل رگرسیون، مؤلفه‌ی مهربانی به خود هیچ‌گونه ارتباطی با مؤلفه‌های بهزیستی تحصیلی نشان نداد.


رضا محمدی، مهدی سبحانی‌نژاد، نجمه احمدآبادی آرانی، زهره عسگری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف اصلی این پژوهش، تبیین مبانی فلسفی روش تدریس سقراطی به‌عنوان راهبردی در بهبود فرایند یاددهی - یادگیری مدارس است. بدین منظور، از دو روش کیفی تحلیل مفهومی و کاوشگری فلسفی انتقادی استفاده شد. ابتدا به تحلیل مبانی فلسفی روش تدریس سقراطی پرداخته شد. در ادامه، به نحوه کاربست این روش در مدارس همراه با نقدهایی در این زمینه جهت کاربست آن با کیفیت بیشتر پرداخته شد. یافته‌ها دلالت دارد بر این‌که سقراط یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان مغرب زمین است که با روش گفتگوییِ معروف خود تحول بزرگی در تاریخ اندیشه‌های بشر ایجاد کرده است. روش تدریس سقراطی به‌منزله الگویی برای ترغیب شاگردان به انجام پژوهش مشترک و کمک به ایشان در تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی و کسب عادات لازم برای مشارکت در جامعه است. معلمان با به‌کارگیری روش سقراطی و طرح سؤالات مناسب می‌توانند شاگردان خود را به بررسی استدلال‌های خود و دیگران فراخوانده تا کاستی‌های منطقی باورها و افکار گوناگون را دریابند. به‌کارگیری چنین روشی در عین این‌که به انتخاب عاقلانه ارزش‌ها منتهی می‌گردد، موجبات رشد تفکر منطقی در شاگردان را نیز فراهم می‌سازد.


آمنه عالی، علی اکبر سیف، پروین کدیور،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

چکیده: این پژوهش در راستای تدوین الگویی آموزشی مبتنی بر رویکرد نوشتن برای یادگیری(WTL) و موثر بر ارتقاء سطح یادگیری و بهبود مهارتهای نوشتاری دانشجویان اجرا شده است. بدین منظور، با استفاده از طرح گروههای نامعادل با پیش آزمون و پس آزمون، 115 نفر از دانشجویان کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر کرج به طور تصادفی در 3 گروه گمارده شدند: گروه آزمایشی1 (تکالیف کوتاه نوشتاری)، گروه آزمایشی2 (مقاله نویسی تحلیلی)، و گروه گواه (آموزش سنتی). تحلیل کوواریانس داده های حاصل از اجرای ابزارهای پژوهش (آزمون پیشرفت تحصیلی و آزمون مهارتهای اساسی تربیتی کالیفرنیا CBEST)، در دو مرحلهﯼ پیش آزمون و پس آزمون، که قبل و بعد از ارائهﯼ 16 جلسه آموزش اجرا شد، نتایج زیر را نشان می دهد: میانگین نمرهﯼ یادگیری دانشجویان دو گروه نوشتاری، در همهﯼ سطوح یادگیری به جز سطح به یادآوردن، بالاتر از گروه آموزش سنتی به دست آمد و میانگین گروه مقاله نویسی در سطح به کاربستن بیش از گروه تکالیف کوتاه بود. همچنین، افزایش معناداری در نمرهﯼ نوشتن دانشجویان دو گروه آزمایشی، به ویژه گروه مقاله نویسی، در اغلب مهارتهای نوشتاری مشاهده شد.  در مجموع، این یافته ها اثربخشی آموزش مبتنی بر نوشتن را تایید کرد و نشان داد که مقاله نویسی تحلیلی نسبت به تکالیف کوتاه بر ارتقاء سطح یادگیری و مهارتهای نوشتاری دانشجویان اثربخش تر است.


یاسمین عابدینی، محمدحسین زارعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف از این پژوهش مروری نظام‌دار بر مدل‌های ساختاری ارائه شده از روابط میان اهداف پیشرفت، راهبردهای شناختی و فراشناختی و پیشرفت تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر، مرور نظام‌دار مبتنی بر روایت بود که نوعی پژوهش فراتحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل مطالعاتی بود که در ایران صورت گرفته و از مدل‌های معادلات ساختاری جهت بررسی روابط میان اهداف پیشرفت، راهبردهای شناختی و فراشناختی و پیشرفت تحصیلی استفاده کرده بودند. بدین منظور از بین 37 مقاله یافت شده از طریق جستجوی اینترنتی، تعداد 15 مقاله بر اساس ملاک‌های ورود و خروج انتخاب شدند که 6 مقاله از تحلیل مسیر و 9 مقاله از معادلات ساختاری استفاده کرده بودند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل چک لیست محقق‌ساخته بود. یافته‌ها نشان داد اهداف پیشرفت، تاثیر مستقیم و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارد. میانگین همبستگی‌های مربوط به تاثیر مستقیم اهداف عملکردی - رویکردی بر خودتنظیمی و فراشناخت بیشتر از میانگین همبستگی‌های مربوط به تاثیر مستقیم اهداف تبحری بر خودتنظیمی و فراشناخت بود. هم‌چنین تاثیر مستقیم راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی از تاثیر مستقیم راهبردهای شناختی بر پیشرفت تحصیلی قوی‌تر بود. اثر غیرمستقیم اهداف تبحری بر پیشرفت تحصیلی از اثر غیرمستقیم اهداف رویکردی - عملکردی معنادارتر و همبستگی‌های گزارش شده نیز بیشتر بود. بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که نقش مهارت‌های فراشناختی در یادگیری به دلیل فرایندهای کنترلی و نظارتی آن پررنگ‌تر از نقش فرایندهای شناختی است.


جمال معمر حور، مرضیه دهقانی، عادل علی‌پور، مجید شعبانی فرد،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

این پژوهش به منظور فراتحلیل پژوهش‌های انجام شده در مورد عوامل مؤثر بر انگیزش تحصیلی دانشجویان انجام گرفت. روش پژوهش کمی از نوع پژوهش تلفیقی یا سنتزپژوهی و از رویکرد فراتحلیل استفاده شده که با بررسی مقاله‌های چاپ شده در فصلنامه‌های ایران که به تعداد 195 مقاله در این مورد بوده شروع شد و با بررسی آن‌ها 24 مقاله قابلیت ورود در فراتحلیل را پیدا کردند. این بررسی در محدوده سال‌های 1394-1379 انجام شده است تا تحلیلی بر تحلیل‌های انجام شده در پژوهش‌های گذشته صورت گیرد. مدل فراتحلیل ترجیحی در این پژوهش رویکرد ترکیب نتایج هانتر و اسمیت بود. هر کدام از پژوهش‌ها با انواع آزمون‌های آماری مورد تحلیل قرار گرفته بود که این تحلیل‌ها به همبستگی انتقال داده شد و سپس داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار «متاآنالیزیز» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ترکیب مطالعات و اندازه اثر نشان داد که طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی، راهبردهای خودنظم‌دهی، رویکردهای یادگیری، ارتباط گروهی، عملکرد شناختی - عاطفی و اجتماعی، استفاده از یادگیری موقعیت تلفیقی، خلاقیت، امید به کار، صفات شخصیت، وضعیت فردی، پیشرفت تحصیلی و جامعه پذیری در انگیزش تحصیلی دانشجویان ایران تأثیر دارند، ولی فشارهای تحصیلی، تفاوت‌های جنسیتی، مشکلات روانشناختی، متغیرهای جمیعت شناختی و استفاده از کارپوشه الکترونیکی در ارزشیابی در انگیزش تحصیلی دانشجویان دانشگاه‌های ایران تأثیر مثبت و قابل ملاحظه‌ای نداشته است. با توجه به نتایج فوق ضروری است مسئولین دانشگاه‌ها از طریق ارایه راهکارهای مناسب در جهت افزایش انگیزش تحصیلی دانشجویان اقدام نمایند.



صفحه 1 از 12    
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی پژوهش های آموزش و یادگیری می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Traning & Learning Researches

Designed & Developed by : Yektaweb