جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای کلانتری

علی اکبرزاده باغبان، عرفان قاسمی، خسرو خادمی کلانتری، فرید زایری، سمیه محمودی اقدم،
دوره 22، شماره 116 - ( 2-1394 )
چکیده

مقدمه و هدف: چالشی اساسی که‌ مطالعات طولی را تحت تأثیر قرارمی‌دهد، مسئله‌ گمشدگی در داده‌هاست. گمشدگی در داده‌ها ممکن است به ازدست‌رفتن بخشی از اطلاعات منجرشود که این امر، باعث کاهش دقت برآوردگرها و دست‌یافتن به نتایج اریب و نادرست می‌‌شود لذا ضروری است تا ابتدا داده‌های حاصل از تحقیق‌های طولی از نظر ساختار گمشدگی ارزیابی‌شده، با درنظرگرفتن این نکته، تحلیلی مناسب با یا بدون جانهی روی داده‌ها انجام‌شود. هدف از این پژوهش، شناسایی سازوکار گمشدگی موجود در داده‌های حاصل از کارآزمایی بالینی مربوط به اثربخشی دیسترکشن مفصلی به روش غیرجراحی در بهبود عملکرد بیماران مبتلا به استئوآرتریت شدید زانو و همچنین بررسی اثر استفاده از رویکردهای مختلف مواجهه با گمشدگی، بر نتایج حاصل از تحلیل این داده‌هاست. مواد روش‌ها: به‌منظور به‌دست‌آوردن نتایج معتبر در تحلیل داده‌های مرتبط با مطالعات کارآزمایی بالینی طولی که شامل مقادیر گمشده هستند، رویکردهای مختلف برخورد با این‌گونه داده‌ها، ازجمله روش داده‌های کامل، روش داده‌های دردسترس، روش LOCF، روش مبتنی‌بر مدل پیش‌بینی‌کننده و روش‌های جانهی چندگانه‌ ازقبیل روش نمره تمایل (propensity score) و روش تطابق میانگین پیش‌بینی‌کننده (Predictive mean matching method) وجوددارند؛ این روش‌ها در داده‌های حاصل از کارآزمایی بالینی مربوط به اثربخشی دیسترکشن مفصلی به روش غیرجراحی که از دو روش فیزیوتراپی و فیزیوتراپی به‌علاوه دیسترکشن مفصلی، در بهبود عملکرد بیماران مبتلا به استئوآرتریت شدید زانو در سه زمان ابتدای مداخله، انتهای مداخله و یک ماه پس از آن حاصل‌شده‌است، مورد استفاده قرارگرفته، نتایج حاصل از آنها با یکدیگر مقایسه‌شدند. از نرم‌افزار 9.1 SAS برای برازش مدل حاشیه‌ای (marginal model) و از نرم‌افزار 4 SOLAS برای جانهی داده‌ها استفاده‌شد. نتایج: با استفاده از رویکرد داده‌های کامل، داده‌های دردسترس و جانهی LOCF، اثر زمان معنی‌دار شد. هر سه روش جانهی چندگانه، نتایجی یکسان داشتند. در هیچ‌یک از رویکردهای مورد استفاده، اثر گروه درمانی، معنادار نشد اگرچه تفاوت‌هایی فاحش در طول فواصل اطمینان و ضرایب مدل وجودداشت. نتیجه‌گیری: با توجه به ساختار گمشدگی داده‌ها و نتایج به‌دست‌آمده از مؤلفه‌های (پارامترهای) خطای معیار، ضرایب مدل و طول بازه اطمینان، استفاده از نتایج رویکردهای جانهی چندگانه مناسب‌تر بوده، روش جانهی LOCF برای داده‌های طولی مداخله‌ای مناسب نیست.
لیلا رادمهر، بهجت کلانتری، عبدالرضا کاظمی،
دوره 23، شماره 122 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: التهاب در پیشرفت سرطان نقش قابل‌توجهی ایفا می‌کند؛ در مقابل، تحقیقات مختلف نشان داده‌اند تمرینات ورزشی از طریق کاهش التهاب و بهبود عوامل ضدالتهابی اثر مثبتی در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات استقامتی با شدت پایین تا متوسط، بر سطوح سرمی IL-10 و IL-17 در زنان مبتلا به سرطان پستان می‌باشد.

 مواد و روش‌ها: بدین منظور پنجاه بیمار مبتلا به سرطان پستان از شهر کرمان که در مرحلۀ 2 سرطان بودند و دورۀ شیمی‌درمانی را به اتمام رسانده بودند و تحت درمان با تاموکسیفن قرار داشتند، انتخاب شدند و به‌طور تصادفی به دو گروه تمرین (سی نفر) و کنترل (بیست نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین به‌مدت هشت هفته تمرینات استقامتی با شدت 40 تا 55درصد ضربان قلب هدف اجرا کردند. قبل و پس از اجرای پروتکل تمرین از هر دو گروه نمونۀ خونی گرفته شد و سطوح سرمی پروتئین‌های IL-10 و IL-17 با استفاده از کیت الایزا ساخت شرکت Boster سنجیده شد. از آزمون آماری تحلیل کواریانس برای بررسی هرگونه تغییر در متغیرها استفاده شد.

 نتایج: یافته‌ها کاهش معنی‌دار سطوح سرمی IL-17 (37/2F= 015/0p=) در گروه تمرین‌کرده در مقایسه با گروه کنترل را نشان داد؛ بااین‌وجود تفاوت معناداری در سطوح سرمی IL-10 (62/2F= 113/0p=) بین دو گروه تمرین و کنترل مشاهده نشد.

نتیجه‌گیری: تمرینات ورزشی منظم با شدت متوسط اثرات ضدالتهابی و تعدیل‌کنندۀ سایتوکاینی دارد و از طریق کاهش سطوح سرمی IL-17 و تعدیل نسبی سطوح IL-10 نقش مهمی در کمک به بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد. 


اکرم ثناگو، سهیلا کلانتری، ترانه طاهری، لیلا جویباری،
دوره 23، شماره 123 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: مطابق منشور حقوق بیمار نمی‌توان به صرف آموزشی‌بودن بیمارستان، روند آموزش یا پژوهش را به بیمار تحمیل کرد. اما برخی شواهد نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، مراقبت از بیمار توسط دانشجویان بدون رضایت و تمایل بیماران صورت می‌گیرد که این امر یک چالش اساسی در آموزش پزشکی و اخلاق در آموزش بالینی می‌باشد. هدف از این مطالعه، تبیین دیدگاه و تجربیات دانشجویان علوم‌پزشکی در خصوص رغبت بیماران به انجام مراقبت توسط کارآموزان در مراکز آموزشی‌درمانی بوده است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه کیفی با 21 نفر از دانشجویان پرستاری بر اساس نمونه‌گیری مبتنی بر هدف، مصاحبه‌های نیمه‌ساختار به‌عمل آمد. ملاک اتمام نمونه‌گیری اشباع داده‌ها بوده است. سؤالات درمورد تجربۀ دانشجویان از چگونگی رغبت بیمار به انجام مراقبت توسط دانشجو بوده است. مصاحبه‌ها ضبط، خط به خط دست‌نویس و مطابق روش آنالیز «تحلیل محتوای مرسوم» کدگذاری، طبقه‌بندی و تشکیل مفهوم شد.

نتایج: از تحلیل داده‌ها یک مضمون اصلی «بی‌اعتمادی» و مضامین فرعی «عدم رعایت حقوق بیمار»، «عدم ایجاد ارتباط مؤثر انسانی با بیمار»، «لزوم آموزش اخلاق در عملکرد بالینی» و «نداشتن صلاحیت و مهارت بالینی» استخراج شد. مشارکت‌کنندگان در تجربیات مراقبتی خود سعی در جلب اعتماد بیمار داشتند و ازطرفی بیماران با نگرانی و بی‌اعتمادی سعی در اجتناب از مراقبت‌شدن توسط کارآموزان داشتند.

نتیجه‌گیری:  نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد دانشجویان پرستاری در کارورزی با چالش اخلاقی جلب رضایت بیماران برای مراقبت‌شدن توسط کارآموزان مواجه‌اند. به‌نظر می‌رسد آموزش علمی، آموزش مهارت‌های بالینی به‌منظور رسیدن به صلاحیت حرفه‌ای نسبی و همچنین دریافت آموزش‌های اخلاقی به دانشجویان پرستاری برای برخورداری از عملکرد بهتر در بالین کمک نماید.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دانشور پزشکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Daneshvar

Designed & Developed by : Yektaweb