جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای طاهری

علیرضا خلج، فریبا محمدزاده، همایون نصرت پناه، سیدسعید سیدمرتاض، حمیدرضا طاهری، فرزانه گلفام، مژده پورلشگری،
دوره 15، شماره 71 - ( 8-1386 )
چکیده

چکیده مقدمه: سنگ گیسه صفرا از بیماری‌های بسیار شایع است و در حدود 15-10 درصد از مبتلایان به این بیماری به‌طور همزمان واجد سنگ (common bile duct) CBD (مجرای‌ صفراوی ‌مشترک) هستند. حدود 85 درصد منشأ سنگ‌های CBD نیز ناشی از سنگ کیسه صفرا است. یافتن سنگ CBD قبل از عمل جراحی در بیمارانی که کاندید کوله‌سیستکتومی هستند بسیار مهم است. در صورت وجود سنگ در CBD، ابتدا سنگ توسط ERCP (Endoscopic Retrograde Cholangio Pancreatography) خارج می‏شود و سپس کوله سیستکتومی انجام می‏شود. باقی ماندن سنگ CBD بعد از کوله سیستکتومی ممکن است منجر به عوارض جدی برای بیمار شود. از جمله تکنیک‌های تشخیصی در یافتن سنگ کیسه صفرا، سونوگرافی است، اما دقت آن در تشخیص سنگ‌های CBD زیاد نیست و حساسیتش در میان مطالعات مختلف از 10 درصد تا 75 درصد بیان شده است. ازاین‌رو، این مطالعه درصدد است حساسیت و ویژگی سونوگرافی را در تشخیص سنگ CBD در مقایسه با I.O.C (intra operative cholangiography) (کلانژیوگرافی حین عمل) مورد بررسی قرار دهد. روش‏ کار: دراین مطالعه 170 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرا، قبل از کوله سیستکتومی لاپاروسکوپی، سونوگرافی شدند و سطح خونی (Total Bilirubin) T.Bil.، (Direct Bilirubin) D.Bil، (Alkaline Phasphatase) Alk-P، SGOT، SGPT به‌عنوان اهداف فرعی در آن‌ها اندازه‎گیری شد. سپس در حین عمل کوله سیستکتومی لاپاروسکوپی، کلانژیوگرافی برای همه آن‌ها به‌عمل آمد. در پایان، یافته‌های سونوگرافی و آزمایشگاهی با یافته‌های کلانژیوگرافی مقایسه گردید. پس از ورود داده‌ها به نرم‌افزار SPSS، با استفاده از شاخص‌های ارزیابی توان پیشگویی یک تست، حساسیت و ویژگی سونوگرافی تعیین شد و برای بررسی اهداف فرعی نیز از شاخص ذکر شده و نیز آزمون «تی» استفاده گردید. یافته‌ها: براساس مطالعه انجام شده، حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی سونوگرافی به ترتیب 3/30، 2/94، 6/55 و 9/84 درصد به‌دست آمد. از میان بیمارانی که در آن‌ها سنگ CBD توسط سونوگرافی منفی گزارش شده بود 1/15 درصد به‌صورت پنهان واجد سنگ CBD بودند. در میان یافته‌های آزمایشگاهی نیز سطح خونی Alk-P، T.Bil، D.Bil با توجه به 05/0P.V.< به‌طور معنادار در حضور سنگ CBD افزایش می‏یابد، در حالی که این ارتباط در مورد SGOT و SGPT صدق نمی‏کند. بحث و نتیجه‏گیری: با توجه به حساسیت پایین سونوگرافی در تشخیص سنگ CBD نتایج منفی آن نمی‏تواند به‌طور قابل اعتماد، سنگ CBD را ردکند و انجام I.O.C به‌صورت روتین با توجه به شیوع سنگ CBD و مقایسه عوارض باقی ماندن سنگ CBD و عوارض کلانژیوگرافی نیاز به بررسی‌های بیش‌تر دارد.

دکتر سیدسعید سیدمرتاض، دکتر فرزانه گلفام، دکتر علیرضا خلج، دکتر حمیدرضا طاهری، ناهید خلدی،
دوره 16، شماره 78 - ( 10-1387 )
چکیده

  مقدمه: شایع‌ترین روش دستیابی عروقی برای دیالیز خونی ( hemodialysis ) فیستول شریانی وریدی است. روش‌های متعددی برای ایجاد فیستول وجود دارد. تاکنون به ‌منظور دستیبابی به فیستولی با بقای بالاتر و عوارض کم‌تر، تکنیک‌های مختلفی ارائه شده‌‌است. این مطالعه به بررسی مقایسه‌ای روشی که در آن ورید دیستال فیستول پهلو به پهلو بسته می‌شود ( distal vein ligation) (DVL ) با روش آناستوموز بدون لیگاتور شاخه دیستال می‌پردازد.

  مواد و روش‌ها: تعداد 120 بیمار با نارسایی کلیه از سال 1379 تا 1382 تحت عمل فیستول‌گذاری قرار گرفتند. بیماران به‌طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. نیمی از بیماران تحت فیستول‌گذاری با DVL قرار گرفتند و نیمی دیگر فیستول بدون DVL داشتند. محل فیستول‌ها در 61 مورد در ناحیه انفیه‌دان تشریحی ( snuffbox) ، 53 مورد در حفره قدام بازویی

  ( fossa antecubital ) و 6 مورد در مچ بود. DVL در 25 مورد از فیستول‌های انفیه‌دان تشریحی و در 29 مورد از فیستول‌های قدام بازویی و در تمام فیستول‌های ناحیه مچ صورت گرفت. پس از یک‌ سال عوارض و پایایی فیستول‌ها مورد مقایسه قرار گرفت.

  نتایج: 23 نفراز بیماران (16/19 درصد) که در ناحیه انفیه‌دان تشریحی فیستول با DVL داشتند و نیز 27 نفر از بیمارانی (5/22 درصد) که در همین ناحیه تحت عمل فیستول بدون DVL قرار گرفتند در طی یک سال عارضه‌ای نداشتند. از 6 بیماری که در ناحیه مچ تحت فیستول‌گذاری قرار گرفته بودند درطی یک سال یک مورد (8/0 درصد) عارضه‌دار شده بود. در فیستول‌های قدام بازویی عوارض در مواردی که همراه با DVL بود در 9 بیمار (8 درصد) و در مواردی که بدون DVL بود در 5 مورد دیده شد (05/0 p >). میزان پایایی فیستول در طی یک سال بررسی شد و مواردی که DVL داشتند با مواردی که DVL نداشتند تفاوت معنادار نداشت

 (05/0 p >).

  نتیجه‌گیری: اگرچه به ‌نظر می‌رسد در آناستوموز پهلو به پهلو بستن ورید دیستال به‌طور فانکشنال آن را به یک آناستوموز انتهای ورید به پهلوی شریان تبدیل می‌کند و به این ترتیب با تکنیک آسان‌تر به روشی کم عارضه‌تر دست خواهیم یافت، اما در این مطالعه تأثیر DVL در محل‌های آناتومیک انفیه‌دان تشریحی و حفره قدام بازویی از لحاظ عوارض و پایایی اختلاف معنادار نداشت.


دکتر بهزاد جدیری، دکتر حمیده موسی‌پور، دکتر الهام طاهری، سارا پورسعادتی، دکتر مژگان فروتن، دکتر محمدرضا زالی،
دوره 16، شماره 80 - ( 1388 )
چکیده

  مقدمه و هدف: افزایش سن روندی است که منجر به نقصان فیزیولوژیک در همه سیستم‌های بدن می‌شود، اما اثر افزایش سن بر عملکرد حرکتی مری و سطحی از نقصان عملکرد ناشی از افزایش سن که می‌تواند مسؤول ایجاد علائم بالینی در افراد مسن باشد، مورد بحث است. یکی از علائم بالینی شایع در افراد مسن، دیسفاژی عملکردی است و اغلب به روند افزایش سن نسبت داده شده و مورد بررسی قرار نمی‌گیرد. هدف از این مطالعه مقایسه یافته‌های مانومتری، فراوانی و نوع اختلالات حرکتی افراد مسن شاکی از دیسفاژی با گروه جوان مشابه است.

  مواد و روش‌ها: از میان 218 مانومتری متوالی انجام شده در بیماران مراجعه‌کننده به یک مرکز ارجاعی مانومتری، 102 بیمار دچار دیسفاژی عملکردی در دو گروه سنی بالای 65 سال (22 نفر) و کم‌تر از 40 سال (81 نفر) بررسی شدند. یافته‌های مانومتری، علائم بالینی همراه، فراوانی و نوع اختلالات حرکتی آن‌ها مورد مقایسه قرار گرفت.

  نتایج: فراوانی زنان در گروه مسن 59 درصد و در گروه جوان 8/51 درصد بود. متوسط سن گروه مسن 70 سال (4/5( ± و گروه جوان 3/27 سال (5/7 ± ) بود. از نظر فراوانی درد قفسه سینه با منشأ غیر قلبی و نیز سوزش سر دل تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد. در بیماران مسن فشار استراحتی اسفنکتر تحتانی مری (8/20 در برابر 1/31؛ 003/0 p <) و فشار باقیمانده پس از بلع (2/6 در برابر 2/11؛ 03/0 p <) پایین‌تر بود. درصد شل شدن اسفنکتر تحتانی مری نیز در گروه مسن بیش‌تر بود (3/76 در برابر 4/36؛ 02/0 p <). اما تفاوت معناداری در میزان آپریستالسیسم بین دو گروه مشاهده نشد. تفاوت معناداری بین فراوانی اختلالات حرکتی بیماران مسن و جوان مشاهده نشد. فراوانی آشالازی در گروه جوان (68 درصد با 78-58 درصد CI : در برابر 36 درصد با 56-16 درصد؛ 008/0 p <) و فراوانی NEMD در بیماران مسن (45 درصد با 66-25 درصد CI : در برابر 7 درصد با 13-2 درصد CI : ؛ 001/0 p <) بیش‌تر بود.

  نتیجه‌گیری: اختلالات حرکتی مری در درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا به دیسفاژی عملکردی در هر دو گروه سنی جوان و مسن دیده می‌شوند. این مطالعه بر لزوم پیگیری این شکایت بالینی در تمامی بیماران مبتلا به دیسفاژی عملکردی، جهت بررسی اختلالات حرکتی مری تأکید می‌کند.

 


دکتر یونس روحانی، دکتر اشکان دیوان‌بیگی، دکتر طاهر طاهری، دکتر فؤاد الهی،
دوره 16، شماره 80 - ( 1388 )
چکیده

  مقدمه و هدف: بحث‌های مختلفی در رابطه با نتایج درمانی روش‌های دیسککتومی قدامی ساده گردن، همراه با فیوژن استخوانی و استفاده از کیج وجود دارد. هدف این مطالعه بررسی نتایج درمانی این سه روش است.

  مواد و روش‌ها: بیمارانی که از سال 80 تا 83 در سه بیمارستان در تهران تحت دیسککتومی قدامی گردن بدون فیوژن، همراه با فیوژن از کرست ایلیاک و فیوژن با کیج PEEK قرار گرفته بودند، حداقل به مدت یکسال و نیم بعد از عمل تحت فالوآپ قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  نتایج: 31 نفر در گروه ACD ، 37 نفر در گروه ACDF و 35 نفر در گروه PEEK قرار داشتند. وضعیت بالینی بیماران نسبت به قبل از عمل بر اساس مقیاس Modified Prolo 18/1 53/1 بهبودی داشت. میانگین رضایت بیماران بر اساس مقیاس عمومی 12/2 23/8 بود که در گروه PEEK بیش‌تر از گروه‌های دیگر بود. در 05/94 درصد بیماران فیوژن حاصل شده بود که بین گروه‌ها تفاوت معناداری نداشت. با در نظر گرفتن درگیری بیش از یک سطح میزان فیوژن در گروه‌های همراه با فیوژن بیش‌تر بود. بیش‌ترین عارضه مربوط به گروه ACDF و کم‌ترین مربوط به PEEK بود. در گروه ACD و ACDF کاهش ارتفاع و در گروه PEEK افزایش ارتفاع فورامن وجود داشت.

  نتیجه‌گیری: انجام فیوژن در درگیری چندین سطح لازم است. با توجه به عوارض کم‌تر، میزان بهبودی و رضایت مشابه، افزایش مناسب ارتفاع فورامن استفاده از PEEK قابل توجیه و مناسب به نظر می‌رسد.


فاطمه اسمی، سیدمحمود امین‌مرعشی، عاطفه صفاری، اسماعیل طاهری،
دوره 21، شماره 108 - ( 10-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: تهیه آن دسته از مواد دندانی که خاصیت ضدباکتریایی از خود بروزدهند، به‌منظور مقابله با میکروارگانیسم‌های عامل ایجاد پوسیدگی، مورد توجه بسیاری از محققان در این زمینه قرار‌گرفته‌است؛ لذا در این مطالعه بر آن شدیم تا با افزایش نانوذرات سیلیکا به یک نوع گلاس ایونومر نوری، خواص آنتی‌باکتریال آن را علیه استرپتوکوکوس موتانس بررسی‌کنیم. مواد و روش‌ها: در این مطالعه in-vitro جمعیت مورد مطالعه به پنج گروه گلاس یونومر نوری حاوی به‌ترتیب 2، 1، 0.5، 0.2، 0 درصد وزنی نانوذرات سیلیکا تقسیم‌شدند. برای تست انتشاردیسک، پانزده نمونه داخل قالب‌های پلاستیکی یکسان با ضخامت 2 میلی‌متر و قطر8 میلی‌متر کیور شد و اثر آنتی‌باکتریالی آنها در محیط کشت آگار علیه باکتری استرپتوکوکوس موتانس بررسی‌شد. به‌منظور تست تماس مستقیم، اثر آنتی‌باکتریال، پانزده عدد میکروتیوب حاوی گروه‌های مختلف گلاس اینومرنوری مورد بررسی قرارگرفتند. نتایج: هر دو تست انتشاردیسک و تست تماس مستقیم با افزایش درصد نانوذرات موجود در نمونه‌ها در مقایسه با گروه کنترل تفاوتی بسیار در کاهش رشد باکتری نشان‌داده‌شد. نتیجه‌گیری: افزایش قطر هاله عدم رشد باکتری در تست انتشاردیسک نشان‌می‌دهد که نانوذرات موجود در گلاس آینومرنوری به‌خوبی در محیط پیرامونی (آگار) نفوذکرده، رشد باکتری‌ها را مختل‌کرده‌اند. در تست تماس مستقیم، نمونه‌های حاوی نانوذرات سیلیکا به‌طور معنی‌داری از رشد باکتری موتانس بر سطح خود جلوگیری‌کرده‌اند که با افزایش غلظت نانوذرات، میزان رشد باکتری‌ها نیز، کاهشی چشمگیر را نشان‌داد.


منیره اسدی قلعه‌نی، حمیدرضا طاهری، مهدی سهرابی،
دوره 21، شماره 109 - ( 12-1392 )
چکیده

مقدمه و هدف: سیستم حس پیکری نقشی مهم در کنترل تعادل دارد و کاهش مرتبط با افزایش سن در عملکرد سیستم حس پیکری در زمین خوردن سالمندان دخیل است. سطوح طرح‌دار ممکن است یک وسیله ارزان و در دسترس برای ارتقای اطلاعات حس پیکری باشد. هدف این مطالعه، بررسی اثر تمرین‌های حس پیکری بر تعادل سالمندان است. مواد و روش‌ها: در مجموع 16 سالمند در این مطالعه شرکت داشتند که به‌صورت تصادفی به دو گروه کنترل و حس پیکری تقسیم‌شدند. در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون، آزمون تعادلlimit of stability دستگاه بایودکس در سطح دشواری 8 از آنها به‌عمل‌آمد. تمرین‌هایی برای هر دو گروه سه هفته و 5 جلسه در هفته بود. مدت جلسات تمرین یک ساعت بود که از تمرین‌های شرح‌داده‌شده توسط سوزوکی استفاده‌شد. با این تفاوت میان گروه‌ها که گروه حس پیکری تمرین‌ها را روی سطح طرح‌دار و گروه کنترل روی سطح صاف اجراکردند. نتایج: نتایج آنالیز واریانس اندازه‌گیری‌های تکراری نشان‌داد که تمرین‌های راه‌رفتن روی سطوح طرح‌دار بر میزان تعادل تأثیرگذار است (F= 22.567 , p= 0.0001) و نیز بین دو گروه کنترل و حس پیکری تفاوت معنی‌دار وجودداشت (F= 3.329 p= 0.048). نتیجه‌گیری: مطابق با نتایج پژوهش، تمرین راه‌رفتن روی سطوح طرح‌دار ممکن است با تحریک گیرنده‌های فشار در پا و افزایش ورودی‌های حسی از سطح پلانتار به بهبود تعادل در سالمندان کمک ‌کند.


حجت اله عباس زاده، تقی طریحی، علی نوری زاده ، مجید صادقی زاده ، علیرضا عزیززاده دلشاد ، طاهر طاهری، هادی کاظمی،
دوره 21، شماره 110 - ( 2-1393 )
چکیده

مقدمه و هدف: ژن (CNTF) که یکی از اعضای خانواده ژن‌های نوروتروفیک است، در محافظت بقا گانگلیون‌های سیلیاری و نورونی شرکت‌دارد. CNTF تمایز و بقای گونه‌های مختلف نورون‌های حسی ، حرکتی، اتونوم و الیگودندروسیت‌ها را افزایش‌می‌دهد. به‌منظور افزایش خاصیت نوروتروفیکBMSCs پلاسمید pSec-Tag2/hygroA-CNTF ساخته‌ و با استفاده از لیپوفکتامین وارد سلول‌های BMSCs شد. مواد و روش‌ها: پلاسمید pSec-Tag2/hygroA-CNTF ساخته‌شد و با استفاده از سکانسینگ مورد تأیید قرارگرفت و با استفاده از لیپوفکتامین به سلول‌های BMSCs، وارد شد.میزان رونویسی در ژن مورد نظر توسط RT-PCR محاسبه و میزان بیان پروتئین با استفاده از وسترن بلات و الیزا بررسی‌شد. نتایج: سکانسینگ نشان‌داد که پلاسمید pSec-Tag2/hygroA-CNTF، دارای توالی صحیحی است. پس از ترانسفکشن، بیان ژن CNTF و بیان پروتئینی آن با استفاده از RT-PCR و وسترن بلات تأییدشد. نتیجه‌گیری: پلاسمید pSec-Tag2/hygroA-CNTF با داشتن بیان مناسب در سلول‌های BMSCs می‌تواند درصورت پیوند، سبب افزایش بازسازی سلول‌های آسیب‌دیده پس از ضایعه نخاعی شود.

مریم عمیدی مظاهری، زهرا طاهری، محبوبه خورسندی، اکبر حسن زاده، مسعود امیری،
دوره 21، شماره 111 - ( 4-1393 )
چکیده

مقدمه: با توجه به افزایش شیوع سزارین در دهه‌های اخیر در میان مادران باردار و تأثیر تمایل مادران به انجام نوع زایمان و اهمیت خودکارآمدی در انتخاب روش زایمان و غلبه بر ترس ناشی از زایمان، تعیین میزان خودکارآمدی در مادران باردار در طی بارداری ضروری می‌باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد مادرانی که خودکارآمدی پایین‌تری دارند، انجام زایمان را امری دست‌نیافتنی می‌دانند و ترس بالاتری را در دوران بارداری تجربه می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط خودکارآمدی و انتظار پیامد با شیوه‌ی زایمان مورد تمایل در مادران باردار طرح‌ریزی شده است. مواد و روش‌ها: این مطالعه یک مطالعه مشاهده ای توصیفی از نوع مقطعی است که بر روی 130 مادر باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرکرد انجام گردید. نمونه‌گیری به روش سهمیه‌ای انجام شد. جهت تعیین خودکارآمدی از پرسشنامه خودکارآمدی و ترس از زایمان استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم افزار spss20 انجام گردید. به منظوربرسی داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون‌های آماری تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز رگرسیون چندگانه و آنالیز کواریانس (ANCOVA) ) استفاده گردید. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد، بین نمرات خودکارآمدی زایمان و ترس از زایمان رابطه مکوس مشاهده گردید (p<./001). 5/51% از مادران تمایل به زایمان طبیعی و 5/48% تمایل به سزارین داشتند، همچنین مادرانی که تمایل به انجام زایمان طبیعی داشتند، نسبت به کسانی که زایمان سزارین را انتخاب کرده بودند ترس کمتر (p<0/001) و نمره انتظار زایمان و خودکارآمدی بالاتری داشتند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نقش خودکارآمدی را به عنوان عامل مؤثر در تمایل مادران به زایمان طبیعی و رفتار مقابله با درد زایمان تأیید می‌کند. لذا طراحی مداخلات آموزشی مناسب مبتنی بر خودکارآمدی لازم و ضروری می‌باشد.
حجت اله عباس زاده، تقی طریحی، مجید صادقی زاده، محمدرضا دلشاد، طاهر طاهری، هادی کاظمی، مریم سادات خرمگاه،
دوره 22، شماره 116 - ( 2-1394 )
چکیده

مقدمه و هدف: یکی از راه‌های درمان بیماری‌های با نقص میلین، سلول‌درمانی است؛ سلول‌های بنیادی مورد استفاده در این روش به الیگودندروسیت تبدیل‌خواهندشد. در مطالعات پیشین برای تولید سلول‌های شبه‌الیگودندروسیت از سلول‌های بنیادی مغز استخوان استفاده‌می‌شد که در مرحله پیش‌القا تحت تأثیرDMSO و در مرحله القا، تحت تأثیر PDGF, bFGF, heregulin and T3 قرارمی‌گرفتند. در تحقیق اخیر به‌منظور افزایش تولید این سلول‌ها ابتدا سلول‌های بنیادی مغز استخوان به نوروسفر و سلول‌های بنیادی عصبی تبدیل‌شده، سپس سلول، شبه‌الیگودندروسیت شد و در پایان، همکشتی این سلول‌ها با نورون‌های حرکتی به‌منظور تولید میلین ارزیابی‌شد. مواد و روش‌ها: سلول‌های بنیادی مغز استخوان (BMSCs) از موش‌های صحرایی ماده بالغ استخراج و تحت اثر B27، EG وBFGF به سلول‌های نوروسفر(NSF) و سلول‌های بنیادی عصبی (NSC) تبدیل و سپس در مرحله القا، تحت تأثیر (PDGF, bFGF, heregulin and T3). به سلول‌های شبه‌الیگودندروسیت (OLCs) تمایزداده‌شدند. سلول‌های سلول‌های OLC، NSF، NSC و BMSC با استفاده از نشانگرهای (مارکرهای) CD44, CD45 CD90, fibronectin و oct-4 ،, MBP O1, O4, GFAP مورد ارزیابی ایمونوسایتوشیمیایی و ژن‌های oligo2و MOG با RT-PCR مورد بررسی قرارگرفتند. نتایج: نتایج مطالعه حاضر، نشان‌دهنده بیان مارکرهای C‏D44, CD45, CD90 fibronectin توسط سلول‌های BMSCs و مارکرهای NESTIN وNF68 توسط سلول‌های NSC و مارکرهای O1, O4, oligo2 در سلول‌های OLCs بود؛ درضمن، بیان ژن‌های Olig2 و PDGFR توسط روش RT-PCR تأییدشد. نتیجه‌گیری: سلول‌های شبه‌الیگودندروسیت با درصدی بالا از سلول‌های بنیادی عصبی استحصال‌یافته از BMSCs ایجاد‌می‌شوند و پس از همکشتی با نورون‌های حرکتی، قابلیت تولید میلین در محیط کشت را دارا هستند.
اکرم ثناگو، سهیلا کلانتری، ترانه طاهری، لیلا جویباری،
دوره 23، شماره 123 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: مطابق منشور حقوق بیمار نمی‌توان به صرف آموزشی‌بودن بیمارستان، روند آموزش یا پژوهش را به بیمار تحمیل کرد. اما برخی شواهد نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، مراقبت از بیمار توسط دانشجویان بدون رضایت و تمایل بیماران صورت می‌گیرد که این امر یک چالش اساسی در آموزش پزشکی و اخلاق در آموزش بالینی می‌باشد. هدف از این مطالعه، تبیین دیدگاه و تجربیات دانشجویان علوم‌پزشکی در خصوص رغبت بیماران به انجام مراقبت توسط کارآموزان در مراکز آموزشی‌درمانی بوده است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه کیفی با 21 نفر از دانشجویان پرستاری بر اساس نمونه‌گیری مبتنی بر هدف، مصاحبه‌های نیمه‌ساختار به‌عمل آمد. ملاک اتمام نمونه‌گیری اشباع داده‌ها بوده است. سؤالات درمورد تجربۀ دانشجویان از چگونگی رغبت بیمار به انجام مراقبت توسط دانشجو بوده است. مصاحبه‌ها ضبط، خط به خط دست‌نویس و مطابق روش آنالیز «تحلیل محتوای مرسوم» کدگذاری، طبقه‌بندی و تشکیل مفهوم شد.

نتایج: از تحلیل داده‌ها یک مضمون اصلی «بی‌اعتمادی» و مضامین فرعی «عدم رعایت حقوق بیمار»، «عدم ایجاد ارتباط مؤثر انسانی با بیمار»، «لزوم آموزش اخلاق در عملکرد بالینی» و «نداشتن صلاحیت و مهارت بالینی» استخراج شد. مشارکت‌کنندگان در تجربیات مراقبتی خود سعی در جلب اعتماد بیمار داشتند و ازطرفی بیماران با نگرانی و بی‌اعتمادی سعی در اجتناب از مراقبت‌شدن توسط کارآموزان داشتند.

نتیجه‌گیری:  نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد دانشجویان پرستاری در کارورزی با چالش اخلاقی جلب رضایت بیماران برای مراقبت‌شدن توسط کارآموزان مواجه‌اند. به‌نظر می‌رسد آموزش علمی، آموزش مهارت‌های بالینی به‌منظور رسیدن به صلاحیت حرفه‌ای نسبی و همچنین دریافت آموزش‌های اخلاقی به دانشجویان پرستاری برای برخورداری از عملکرد بهتر در بالین کمک نماید.


احسان اقبالی، سیده شیوا دادوند، میثم طاهری،
دوره 24، شماره 130 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه و هدف: نسفاتین-1 پپتید مؤثر در تنظیم تعادل انرژی است که بررسی تغییرات آن در اثر فعالیت بدنی، دارای اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی با و بدون تزریق ‌تستوسترون ‌بر سطوح ‌نسفاتین-1 پلاسمایی موش‌های ‌نر بالغ است.
 
مواد و روش‌ها: بدین منظور چهل سر موش با دامنۀ سنی تقریبی ده هفته، از نژاد ویستار با دامنۀ وزنی 205 تا 265 گرم به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه تستوسترون، گروه تمرین مقاومتی، گروه تمرین مقاومتی توأم با تزریق تستوسترون به‌صورت تصادفی. در گروه تستوسترون و گروه تمرین مقاومتی توأم با تزریق تستوسترون، سه روز در هفته یک میلی‌گرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن، تزریق تستوسترون انجام می‌شد. پروتکل تمرین مقاومتی شامل پنج جلسه تمرین در هفته (به‌مدت دوازده هفته) روی نردبان بود و موش‌ها باید ده تکرار را با وزنۀ موردنظر انجام می‌دادند.
 
نتایج: یافته‌ها ‌نشان می‌دهد که‌ مقادیر نسفاتین-1 در گروه ‌تمرین مقاومتی ‌و گروه تمرین مقاومتی توأم با تزریق تستوسترون ‌در مقایسه‌ با گروه ‌کنترل، ‌به‌‌طور‌ معنا‌داری ‌افزایش‌ یافته است (05/0>p). همچنین، ‌در گروه‌ تمرین‌ مقاومتی ‌در مقایسه ‌با گروه ‌تستوسترون، تغییرات معنا‌داری ‌در مقادیر نسفاتین- 1 مشاهده ‌شده است (05/0>p). بر خلاف آن، تغییرات مقادیر نسفاتین-1 در گروه تمرین‌ مقاومتی توأم با تزریق تستوسترون نسبت به گروه تستوسترون معنادار نبود (05/0˃p).
 
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر از سودمندی غیرقابل‌‌انکار تمرین مقاومتی در افزایش نسفاتین-1 حمایت می‌کند و تمرینات ورزشی را می‌توان برای تنظیم اشتها و انرژی مصرفی استفاده کرد. از آنجا که مطالعۀ حاضر از اولین پژوهش‌های انجام ‌شده درمورد اثر تمرینات ورزشی توأم با تزریق تستوسترون بر روی سطوح پلاسمایی نسفاتین-1 است، مطالعات بیشتری در این زمینه برای نتیجه‌گیری دقیق‌تر لازم است.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دانشور پزشکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Daneshvar

Designed & Developed by : Yektaweb