جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای شایق

سیدشجاع‌الدین شایق، محمود نصراصفهانی،
دوره 15، شماره 71 - ( 8-1386 )
چکیده

سابقه و هدف: بهداشت دهان و دندان از شاخه‌های مهم بهداشت عمومی است که در سلامت افراد تأثیر بسزا دارد. در کشور ما، عدم توجه به رعایت بهداشت دهان و دندان منجر به بالا رفتن میزان پوسیدگی دندان و بیماری‌های لثه شده است. به‌منظور ارائه خدمات مناسب درمانی و بهداشتی در کشور، شبکه‌های بهداشتی درمانی طراحی شده‌اند. نیروی انسانی ارشد در ارائه این خدمات و مدیریت آن در بخش بیماری‌های دهان و دندان را دندان‌پزشکان تشکیل می‌دهند. میزان آگاهی و نگرش این افراد می‌تواند بر کیفیت ارائه خدمات تأثیر زیاد داشته باشد. به‌منظور تعیین سطح آگاهی و نگرش دانشجویان سال آخر دندان‌پزشکی دانشگاه‌های سراسر کشور نسبت به ارائه خدمات بهداشتی درمانی دهان و دندان در شبکه‌های بهداشتی درمانی کشور، این مطالعه در سال تحصیلی 77-76 انجام پذیرفت. روش کار: سطح آگاهی و نگرش 2054 دانشجو پسر و دختر در 14 دانشکده دندان‌پزشکی کشور با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. پرسشنامه شامل 5 سؤال زمینه‌ای، 21 سؤال آگاهی و 10 سؤال نگرش بود. دانشجویانی که به بیش از 11 سؤال آگاهی پاسخ صحیح دادند در سطح خوب و بقیه در سطح آگاهی ضعیف قرار داده شدند. سطح نگرش دانشجویان به 5 سطح از کاملاً موافق تا کاملاً مخالف تقسیم گردید. داده‌های جمع‌آوری شده توسط برنامه نرم‌افزاری آماری EPI6 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: مطالعه نشان داد که 1/82 درصد دانشجویان مورد بررسی از آگاهی ضعیف و 9/17 درصد از آگاهی خوب نسبت به ارائه خدمات بهداشتی دندان‌پزشکی برخوردارند. سطح آگاهی خوب در دانشجویان مذکر 2/23 درصد و در دانشجویان مؤنث 4/11 درصد بود. در دانشجویان سطح نگرش کاملاً موافق، 9/50 درصد نگرش موافق، 3/8 درصد بی‌نظر، 1/0 درصد مخالف و 3/0 درصد نگرش کاملاً مخالف داشتند. دانشکده دندان‌پزشکی مشهد با فراوانی 3/98 درصد دارای بیش‌ترین فراوانی آگاهی خوب و دانشگاه اهواز با 0 درصد آگاهی خوب دارای کم‌ترین فراوانی بود. نتیجه نهایی: از نتایج به‌دست آمده می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که سطح آگاهی دانشجویان نسبت به ارائه خدمات بهداشتی دندان‌پزشکی ضعیف، لکن دارای نگرشی موافق نسبت به مقوله خدمات ذکر شده است. به‌نظر می‌رسد به‌منظور بالا بردن سطح آگاهی باید آموزش دانشجویان رشته دندان‌پزشکی در این رابطه اصلاح شود.

دکتر مهدی خوبدل، دکتر یونس پناهی، دکتر منصوره شایقی، دکتر افشین زرقی،
دوره 16، شماره 76 - ( 6-1387 )
چکیده

  سابقه و هدف: روش پیشرفته کروماتوگرافی لایه نازک ( HPTLC ) یک متد ارزان قیمت، سریع و آسان نسبت به سایر روش‌های آنالیز مواد است. آنالیز مواد دافع حشرات عموماً به روش کروماتوگرافی گاز ( GC ) صورت می‌گیرد. در این مطالعه از متد پیشرفته کروماتوگرافی لایه نازک برای تعیین کمی و کیفی همزمان دی‏‏اتیل‏‏متا‏‏تولوآمید DEET )) و دی‏‏متیل‏‏فتالات DMP )) که عناصر اصلی تشکیل‌دهنده بیش‌تر مواد دورکننده حشرات ‌هستند، استفاده شده‏است. بنابراین با کمک این روش، سه ماده دورکننده حشرات، شامل پماد سنگر، لوسیون DMP60 و قلم دافع حشرات که همگی در داخل کشور فرمول‏‏بندی شده‌اند، مورد آنالیز قرار گرفت.

  روش بررسی: مقادیر مشخصی از شکل تجاری سه نوع ماده دافع حشرات، شامل پماد سنگر، قلم دافع حشرات و DMP60 در حلال اتیل‏استات حل گردید. سپس از روش پیشرفته کروماتوگرافی لایه نازک برای تعیین میزان و نوع مواد تشکیل‌دهنده دورکننده‌های فوق استفاده شد؛ به‌طوری که لکه‌گذاری به روش استفاده از غلظت‌های مختلف از مواد استاندارد و نمونه‌های مجهول بر روی صفحات سیلیکاژل (60 F254 ) که به‌عنوان فاز ثابت محسوب می‌شوند، انجام شد. برای رشد لکه‌ها از ترکیب حلال، بنزن- دی‏اتیل اتر- هگزان به ترتیب به نسبت حجمی 50، 30 و 20 درصد به‌عنوان فاز متحرک استفاده گردید. برنامه نرم‌افزاری CATS4 نیز برای اسکن پلیت‌های آماده شده به کار رفت و در نهایت لکه‌ها با لامپ دوتریوم و با نور UV با طول موج nm230 مورد اسکن قرار گرفت.

  یافته‌ها: بر طبق یافته‌های حاصل از این مطالعه، نوع مواد دافع موجود در دورکننده لوسیون DMP60 ، فقط از نوع دی‏‏متیل‏‏فتالات به میزان (6/1 ± = SE)8/61 گرم در هر cc 100 از لوسیون دافع و در قلم دافع حشرات از نوع DEET به میزان (8/0 ± = SE)3/31 گرم در هر صد گرم از فرم تجاری ماده دافع است. همچنین مواد مؤثره موجود در ترکیب پماد سنگر ترکیبی از دی‌متیل‏فتالات و DEET به ترتیب به میزان (2/0 ± SE =) 5/5 گرم و (1 ± = SE) 25 گرم در هر 100 گرم از پماد دافع تعیین گردید. در این بررسی، شاخص Rf برای دو ماده DMP و DEET به ترتیب (02/0 ± ) 71/0 و (02/0 ± ) 32/0 محاسبه شد.

  نتیجه‌گیری: متد HPTLC روش بسیار مناسبی برای تعیین کمی و کیفی مواد دورکننده حشرات با ماده مؤثر DEET و DMP است. با توجه به این‌که اکثر مواد دورکننده موجود در داخل کشور دارای ماده مؤثر از این نوع است، تنظیم و راه‏اندازی متد HPTLC برای این منظور می‌تواند حائز اهمیت باشد، زیرا در این روش، علاوه بر کم هزینه بودن و سهولت کار، تشخیص و تعیین دو نوع ماده دافع فوق به‌طور همزمان صورت می‌گیرد.


دکتر منصور ریسمانچیان، دکتر احمد مقاره ‌عابد، دکتر سیدشجاع‌الدین شایق، دکتر سلماز سلیمانپور،
دوره 16، شماره 76 - ( 6-1387 )
چکیده

  مقدمه و هدف: یکی از انواع ایمپلنت‌های دندانی که در سال‌های اخیر عرضه شده‏، ایمپلنت «سوئیس پلاس»( Swiss plus ) است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی میزان بقای ایمپلنت‌های دندانی سوئیس پلاس و وضعیت سلامت بافت‏های نرم و سخت اطراف آن‌ها با استفاده از شاخص‌های رادیوگرافیک و کلینیکی است.

  مواد و روش‌ها: در این مطالعه مشاهده‌ای توصیفی گذشته نگر، 106 بیمار شامل 59 مرد و 47 زن با محدوده سنی 21 تا 76 سال مورد بررسی کلینیکی و رادیوگرافیک قرار گرفتند. بیماران به ‌وسیله 271 ایمپلنت سوئیس پلاس درمان شدند که 205 ایمپلنت، حمایت‏‏کننده پروتزهای ثابت و 58 ایمپلنت، حمایت‌کننده پروتزهای متحرک بودند. معیارهای کلینیکی و رادیوگرافیک اطراف هر ایمپلنت اندازه‌گیری و ثبت شد. یافته‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و تست‌های آماری توصیفی، شامل محاسبه میانگین، فراوانی نسبی و ضریب همبستگی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند (05/0=  ).

  نتایج: میزان موفقیت ایمپلنت سوئیس پلاس تا زمان بارگذاری 8/97 درصد و تا پایان مطالعه 97 درصد بود. معاینات کلینیکی بافت نرم نشان داد که در اطراف هیچ‏کدام از آن‌ها ترشح چرک و فیستول وجود ندارد. در 9/55 درصد ایمپلنت‌ها شاخص پلاک صفر بود. شاخص خون‏ریزی در 66 درصد ایمپلنت‌ها صفر بود. میانگین عمق شیار لثه‌ای 32/2 میلی‌متر بود. میانگین تحلیل استخوان مارژینال 77/0 میلی‌متر بود. تحلیل استخوان لبه‌ای ‌و عمق شیار لثه‌ای ارتباط مستقیم و معنا‌دار داشتند (01/0 p <) و ارتباط بین تحلیل استخوان لبه‌ای و شاخص پلاک نیز مستقیم و معنا‌دار بود (05/0> p ).

  نتیجه‌گیری: با توجه به محدودیت‌های این مطالعه، میزان بقای ایمپلنت‌های دندانی سوئیس پلاس 97 درصد و در محدوده موفقیت سیستم‌های مورد قبول دیگر است.


دکتر سیدشجاع‌الدین شایق، دکتر حسن سمیاری، دکتر کیومرث نظری‌مقدم،
دوره 16، شماره 78 - ( 10-1387 )
چکیده


شجاع‌الدین شایق، پرویز اولیاء، محمد کمالی، سید محمدرضا حکیمانه،
دوره 19، شماره 98 - ( 2-1391 )
چکیده

 

مقدمه و هدف: یکی از شایع­ترین نگرانی­ها در زمینه استفاده از پروتزهای متکی بر ایمپلنت، ریزنشت باکتریایی در ناحیه اتصال فیکسچر و اباتمنت است. هدف این مطالعه، ارزیابی میزان ریزنشت باکتریایی در محل اتصال اباتمنت به فیکسچر ITI هنگام استفاده از اباتمنت­های DIO, OSSTEM, ITI است.

 مواد و روش­ها: 30 عدد فیکسچر ITI براساس نوع اباتمنت مورد استفاده به سه گروه تقسیم شدند. در گروه اول 10 اباتمنت ITI، در گروه دوم 10 اباتمنت DIO و در گروه سوم 10 اباتمنت OSSTEM با طول و قطر مشابه به فیکسچر­ها متصل شدند؛ همچنین از هر گروه 2 عدد فیکسچر و اباتمنت اضافه تهیه­شده، به دو زیر گروه تقسیم­شدند. در زیر گروه کنترل مثبت، فیکسچرها و اباتمنت­ها بدون اینکه به هم متصل شوند در محلول باکتریایی قرار­داده­شدند و در زیر گروه دوم نیز بدون اتصال در محلول نرمال سالین قرار­داده­شدند؛ همچنین نمونه­ها در سایر گروه­ها در ویال­های حاوی محیط کشت آغشته به باکتری استرپتوکوکوس فکالیس قرار­گرفته، سپس همه نمونه­ها به مدت پنج روز تحت انکوباسیون قرار­داده­شدند و پس از خارج­کردن از ویال­ها، تمامی اباتمنت­ها از فیکسچرها جدا­شده، به مدت 30 ثانیه در محلول نرمال سالین ورتکس شدند؛ سپس 1/0 میلی­لیتر از محلول حاصل، در محیط کشت مخصوص باکتری استرپتوکوکوس فکالیس قرار­داده­شد و پس از دو روز انکوباسیون، تعداد کلونی­های موجود برای هر­یک از فیکسچرها و اباتمنت­ها شمارش شدند.

  

 نتایج: میانگین تعداد کلونی­ها به­ترتیب برای اباتمنت و فیکسچر در گروه اول 6/13 و 20، در گروه دوم 9/21 و 9/28،در گروه سوم 2/26 و 9/35، در گروه کنترل مثبت 3/152 و 3/178 و در گروه کنترل منفی 0 (صفر)، شمارش­شد. اختلاف تعداد کلونی­ها میان گروه اول و دوم معنی­دار نبود ولی میزان ریزنشت میان گروه اول و سوم، تفاوتی معنی­دار را نشان­ می­داد.

  

 نتیجه‌گیری:با توجه به نتایج مطالعه حاضر، تطابق اباتمنت­های DIO روی فیکسچرهای ITI قابل­قبول است؛ ولی این مسئله درباره اباتمنت­های OSSTEM صدق­نمی­کند و استفاده از این اباتمنت­ها روی فیکسچرهای ITI پیشنهاد­ نمی­شود.

 


محمد خلیل‌پور، علی محمد سالاری، سید شجاع الدین شایق،
دوره 20، شماره 103 - ( 12-1391 )
چکیده

 

مقدمه و هدف: استفاده از 2 ایمپلنت در فک پایین افراد بی دندان کامل به عنوان یک استاندارد درمانی موثر در افزایش گیر مطرح می باشد(1)در این میان اتچمنت های مختلفی در بازار توسط کارخانجات عرضه شده است. یکی از این اتچمنت ها لوکیتور می باشد که شهرت کلینیکی فراوانی یافته است. در این مطالعه ازمایشگاهی اثر فاصله بین ایمپلنتی بروی گیر در شرایط اعمال نیرومشابه سازی شده در 2 برند اتچمنتی شامل 3iوDio بررسد.

 

 

 

مواد و روش‌ها: 24 جفتnylon inserts روشن از سیستم های 3iوDio فراهم شد.2  بلاک فلزی تو خالی با دیواره های کاملا موازی  توسط دستگاه تراشکاری صنعتی ساخته شد.اتچمنت ها به انالوگ ها متصل شدند و مجموعه ان در داخل بلاک فلزی به همراه اکریل ریلاین(GC Reline) در 2 فاصله بین ایمپلنتی 19 و 23 میلیمتری قرار داده شد و موازی بودن ان با سرویور (jelenko )تایید شد.نمونه ها در بین دو فک دستگاه Zwick قرار گرفت و هر نمونه تحت 1440 سیکل جاگزاری و برداشت به صورت عمودی قرار گرفت. اعمال نیروی tensile در سیکل های صفر و120 و360و720و1440 انجام شد. در مجموع 34560 سیکل جاگزاری و برداشت انجام گرفت و 120 دیتا حاصل شد. نتایج با تست های آماری مناسب آنالیز شد.

 

 

 

نتایج و نتیجه گیری: نتایج توسط آنالیز آماری با استفاده از one-way analysis of variance (ANOVA) بررسی شد میزان گیر در فاصله بین ایمپلنتی 23 میلیمتر از سیکل صفر تا 720 از فاصله 19 میلیمتر بیشتر بود وتفاوت معنادار بود ولی بعد از 1440 سیکل تفاوت معناداری دیده نشد.

 

 

 
سید شجاع‌الدین شایق، علی محمد سالاری، محسن ایوبی،
دوره 20، شماره 104 - ( 2-1392 )
چکیده

 

مقدمه و هدف: خشونت سطحی با ایجاد گیر میکرو مکانیکال می‌تواند باعث افزایش گیر رستوریشن‌های سمان شونده گردد. از طرفی مزیت مهم سمان ‌های موقتی قابلیت بازیابی آنها می‌باشد. این تحقیق به منظور ارزیابی تاثیر سمان موقتیTemp bond Kerrو همچنین سند بلاست کردن سطح اباتمنتها با ذرات اکسیدآلومنیوم با قطرهای 25 و50  میکرون بر روی میزان استحکام گیر پروتزهای ثابت سمان شونده متکی برایمپلنت می باشد.

 

 

 

مواد و روشها: در این مطالعه 30 عدد اباتمنت (DIO - Cemented abutment,SAC 4814N(II))به سه گروه تقسیم شدند،گروه اول به صورت استاندارد بدون سندبلاست،گروه دوم  با ذرات 25میکرون وگروه سوم با ذرات 50 میکرون اکسیدآلومنیوم سندبلاست شدند، سپس90 عدد coping از آلیاژ Base metal ساخته شد و با استفاده از سمان موقت Temp bond Kerrبر روی اباتمنت‌ها سمان شدند سپس نمونه‌ها درون بزاق مصنوعی به مدت 24 ساعت در دمای 37 در جه و رطوبت 100% نگهداری شده در ادامه پس از انجام Thermocycling و Cyclic loading میزان گیر هر یک از نمونه‌ها با استفاده ازuniversal testing machine با سرعت  cross head speed -5/0cm/min اندازه‌گیری شد. نتایج بدست آمده توسط آزمون آماریone way ANOVAوtukey test مورد ارزیابی قرارگرفت.

 

 

 

نتایج: اختلاف معنا داری بین سطوح سند بلاست شده وجود داشت. استحکام کششی سمانTemp bond kerr با اباتمنت‌های سند بلاست شده با50 میکرون بیشتر از سایر گروه‌ها بود ولی از نظر آماری اختلاف معناداری بین این گروه اباتمنت‌های سندباست شده با گروه سندبلاست شده با ذرات اکسید آلومنیوم 25 میکرون مشاهده نشد(P<0.001). دربین تمام گروهها، اباتمنت‌های استاندارد کمترین میزان استحکام گیر را نشان دادند.

 

 

 

نتیجه‌گیری: عمل سندبلاست کردن سطوح اباتمنت باذرات اکسیدآلومنیوم باعث افزایش میزان گیر رستوریشن های سمان شونده با سمان موقتی می شود.

 
سیدشجاع‌الدین شایق، کامیار عباسی، محمدهادی تیموری، محمدتقی باغانی، محدثه هاشم‌زهی،
دوره 23، شماره 121 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه و هدف:  استفاده از کامپوزیت برای تغییر کانتور دندان پایه به‌منظور بهبود میزان گیر بازوی نگهدارندۀ پروتز پارسیل به‌عنوان یک روش غیرتهاجمی مورد توجه قرار دارد. دراین راستا، تحقیق حاضر با هدف تعیین میزان نیروی لازم برای غلبه بر retention بازوی نگهدارندۀ‌ قرار‌گرفته در اندرکات‌های ایجاد‌شده با کامپوزیت روی دندان‌های پایه انجام شد.

مواد و روش‌ها:  در یک تحقیق تجربی-آزمایشگاهی، 20 دندان پرمولر اول طوری در دو گروه قرار گرفتند که بی‌دندانی پارسیل با ساپورت دندانی را شبیه‌سازی کنند. کامپوزیت رزین برای recontouring دندان‌های پایه در سطح باکال و ایجاد اندرکارت 25/0 میلی‌متری به‌کار برده شد. دندان‌های گروه کنترل نیز با سطح دارای مینای دست‌نخورده و با زاویه‌ای مانت شدند که اندرکات 25/0 میلی‌متری در سطح باکال ایجاد شود. فریم‌ورک کروم کبالت با دو عدد کلاسپ t-bar ساخته شد. هر دو گروه، توسط دستگاه Zwick/Roellz تحت نیروی تکرار‌شوندۀ 4500 سیکل قرار گرفتند. نیروی برداشت قبل از انجام حرکات گذاشت و برداشت در 500 و 1000 و 1500 سیکل و بعد از آن پس از هر 1000 حرکت اندازه‌گیری شد. میانگین نیرو در دو گروه، در هر مرحله با استفاده از آزمون Mann-whitney U مورد قضاوت آماری قرار گرفت.

نتایج: از‌دست‌رفتن باند کامپوزیت در هیچ‌یک از دندان‌ها مشاهده نشده و در زمان اولیه، بیشترین و کمترین میزان نیرو در گروه کامپوزیت رزین مشاهده گردید (5/17 و 75/3 نیوتن). اختلاف معنی‌داری در مقادیر نیروهای برداشت در دو گروه بعد از 500 سیکل و پس از انجام آزمون مشاهده گردید (008/0p<) . همچنین، از‌دست‌رفتن گیر کلاسپ نگهدارنده در گروه مینای دست‌نخورده، 3 برابر کمتر از گروه ترمیم‌شده با کامپوزیت بوده است (%8/15در برابر%65/53).

نتیجه‌گیری:  درمجموع، نیروهای موردنیاز برای برداشت فریم‌ورک بعد از 4 سال استفاده از پروتز در گروه دندان‌های با مینای طبیعی 3 برابر بیشتر از گروه ترمیم‌شده با کامپوزیت بوده و استفاده از رزین‌ها برای به‌دست‌آوردن گیر در کلاسپ‌های پروتز پارسیل متحرک در شرایط استفاده از روش‌های محافظه‌کارانه‌‌تر می‌تواند کمک‌کننده و مفید باشد.


مریم عظیمی زواره ای، سید محمد رضا حکیمانه، سید شجاع الدین شایق، منصوره یاری، زهرا زربافی،
دوره 23، شماره 123 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: با وجود استفادۀ روزافزون از پست‌های فایبرکامپوزیتی (FRC)، تعدادی از مطالعات اثر بر مقاومت به شکستگی دندان را زیر سؤال برده‌اند. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر استفاده از پست فایبر کامپوزیتی بر مقاومت به شکست دندان‌های بازسازی‌شده با روکش می‌باشد.

مواد و روش‌ها: پس از درمان ریشه و قطع تاج، چهل دندان پرمولر فک بالا، به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول با استفاده از پست  FRC، کور کامپوزیتی و کراون فلزی بازسازی شدند؛ درحالی‌که در گروه دوم، بازسازی دندان‌ها بدون پست انجام گرفت. سپس نمونه‌ها ترموسایکل شده ( 3500, c˚55-5) و در رزین آکریلی مانت شدند. نیروی فشاری تا حد شکست در دو زاویۀ 45 و 90 درجه اعمال شد. نتایج با آزمون ANOVA دوسویه و تست Tukey آنالیز شدند.

نتایج: حداکثر و حداقل استحکام شکست به‌ترتیب در گروه 90NP- و 45P- مشاهده شد. نتایج آزمون ANOVA نشان داد که وجود پست اثر معنی‌داری بر استحکام شکست ندارد )178/0(P:؛ لیکن در زوایای مختلف اعمال نیرو، تفاوت معنی‌داری در نیروی شکست وجود دارد . 01)/0(P:.

نتیجه‌گیری: باتوجه‌به محدودیت‌های این مطالعه، تفاوتی در مقاومت به شکست دندان‌هایی که با پست بازسازی می‌شوند، در مقایسه با گروه بدون پست وجود ندارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دانشور پزشکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Daneshvar

Designed & Developed by : Yektaweb