جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای رضوی

فائزه رضویان، محمد عباسی، دکتر انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 16، شماره 80 - ( 1388 )
چکیده

  مقدمه و هدف: کیفیت زندگی شاخص با ارزشی برای اندازه‌گیری وضعیت سلامت در تحقیقات بهداشت عمومی و پزشکی شناخته شده و به کار می‌رود و از طرفی بیماری آرتریت روماتویید یکی از شایع‌ترین بیماری مزمن ناشناخته بوده و عمده ناتوانایی‌ها به ویژه در بزرگسالان است افسردگی می‌تواند اثر چشم‌گیری بر کیفیت زندگی بیمار داشته باشد. این مطالعه به منظور تعیین رابطه افسردگی با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد.

  روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که تعداد 190 نفر از بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید که به درمانگاه و بخش‌های روماتولوژی و داخلی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه می‌کردند به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه است که مشتمل بر، مشخصات دموگرافیک و بیماری، پرسشنامه کیفیت زندگی و پرشسنامه افسردگی بک بود. اطلاعات جمع‌آوری شده توسط نرم‌افزار 5/11 SPSS مورد بررسی قرار گرفته و از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون مجذور کای) جهت دستیابی به اهداف پژوهش استفاده گردید.

  نتایج: نتایج نشان داد که50 درصد از نمونه‌های مورد مطالعه کیفیت زندگی خود را مطلوب و نسبتاً مطلوب می‌دادند و 50 درصد دیگر آن‌را نامطلوب می‌شمارند. در رابطه با ابعاد کیفیت زندگی نتایج نشان داد قریب به 50 درصد موارد مطالعه بعد جسمی، بعد اجتماعی- اقتصادی، بعد روانی، بعد خواب و استراحت و بعد سلامت عمومی کیفیت زندگی خود را مطلوب و نسبتاً مطلوب می‌دانند و50 درصد دیگر آن را کاملاً نامطلوب می‌شمارند. بیش‌ترین درصد واحدهای مورد مطالعه افسردگی شدید داشتند. نتایج نشان داد بین شدت افسردگی و کیفیت زندگی ارتباط معنادار آماری وجود داشت (001/0 p <).

  نتیجه‌گیری : با توجه به نتایج فوق بررسی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید می‌تواند به برنامه‌ریزی در جهت اتخاذ تدابیری به منظور پیشگیری از افسردگی و بهبود کیفیت زندگی منجر گردد.


رحیمه مهدی‌زاده، نسرین رضویان‌زاده، سارا حاصلی،
دوره 21، شماره 110 - ( 2-1393 )
چکیده

مقدمه و هدف: ضعف عضلات کمربند لگنی و عضلات تنفسی و افزایش قند خون با کاهش ظرفیت-های ریه ارتباط‌دارد؛ ازاین‌رو هدف از انجام این تحقیق، بررسی تأثیر تقویت عضلات مرکزی بر عملکرد ریوی زنان چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بود. مواد و روش‌ها: جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع 2 ناحیه دو شهر یزد بودند. 24 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 با دامنه سنی 40 تا 55 سال، میانگین شاخص توده بدنی (BMI) 18/4±32/30 کیلوگرم بر مترمربع و قند خون ناشتای بیشتر از 126 میلی‌گرم در دسی‌لیتر به‌طور هدفمند انتخاب‌شدند. پس از اندازه‌گیری‌های آنتروپومتریک و شاخص‌های ریوی، آزمودنی‌ها به‌طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرارگرفتند. برنامه تمرین مقاومتی مرکزی به‌مدت 12 هفته، هفته‌ای 3 روز و هر روز 60 تا 75 دقیقه انجام‌شد. شاخص‌های ریوی توسط اسپیرومتری ارزیابی‌شدند. نتایج: تمرین مقاومتی مرکزی باعث کاهش معنی‌دار WC (001/0 P=)، WHR (04/0 P=)، FEV1/FVC (001/0 P=) و گلوکز ناشتای خون (001/0 P=) و افزایش معنی‌دار FVC (001/0 P=) و FEV1 (001/0 P=) در مقایسه با مقادیر قبل از تمرین در گروه‌ تجربی شد؛ این در حالی است ‌که تفاوت میان BMI و وزن بدن قبل و بعد از تمرین در گروه تجربی معنی‌دار نبود (05/0P˃). نتیجه‌گیری: ازآنجاکه کنترل قند خون در افراد دیابتی می‌تواند در کاهش عوارض ریوی مؤثر باشد، لذا برنامه‌ تمرین ورزشی که سطح قند خون را در افراد دیابتی کاهش‌دهد، مداخله درمانی مؤثری برای بهبود عملکرد ریوی محسوب‌می‌شود. براساس یافته‌های تحقیق، تمرین مقاومتی مرکزی که عضلات بخش مرکزی بدن ازجمله عضله دیافراگم را هدف قرارمی‌دهد، برای بهبود شاخص‌های ریوی مؤثر است.

ابراهیم بنی طالبی، طاهره رضوی، مریم نوریان، لاله باقری،
دوره 23، شماره 123 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: استفاده از مکمل‌ها و عصاره‌های گیاهی و تمرینات ورزشی برای درمان بیماری‌ها و اختلالات متابولیک در بین مردم رواج یافته است؛ لذا هدف این پژوهش بررسی تأثیر توأمان تمرین هوازی و مصرف مکمل چای سبز بر سطوح سرمی TNF-α و IL-6 زنان چاق دیابتی نوع 2 بود.

مواد و روش‌ها: تعداد 46 زن چاق دیابتی (30BMI ≥ و قند خون ناشتای 150 تا 250 میلی‌گرم در دسی‌لیتر) با دامنۀ سنی 45 تا60 سال، انتخاب و به‌طور تصادفی، به چهار گروه چای سبز (دوازده نفر)، تمرینات هوازی + چای سبز (دوازده نفر)، تمرینات هوازی (دوازده نفر) و دارونما (ده نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه‌های مکمل به‌مدت ده هفته، روزانه 1500 میلی‌گرم کپسول عصارۀ چای سبز دریافت نمودند. برنامۀ تمرین هوازی شامل ده هفته تمرین، هر هفته، سه جلسه و هر جلسه شصت دقیقه بود که با 55درصد ضربان قلب بیشینه در هفتۀ اول شروع و به‌تدریج با پیشرفت برنامۀ تمرینی به 75درصد ضربان قلب بیشینه رسید. هر جلسه تمرین شامل گرم‌کردن (ده دقیقه)، بخش اصلی تمرین شامل اجرای حرکات ایروبیک در حالت ایستاده (چهل دقیقه) و برگشت به حالت اولیه به‌صورت نشسته (ده دقیقه) بود.

نتایج: داده‌ها نشان داد که در هیچ گروهی تفاوت معنی‌داری در سطوح TNF-α سرم مشاهده نشد (05/0<P)؛ اما فقط در گروه تمرین + چای سبز تفاوت معنی‌داری در میزان IL-6 سرم مشاهده گردید (009/0p=).  نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان می‌دهد بین تأثیر مداخلات مختلف اختلاف معنی‌داری در میزان TNF-α وجود ندارد (089/0=P، 33/2=F)، اما بین تأثیر مداخلات مختلف اختلاف معنی‌داری در میزان IL-6 وجود دارد (000/0=P، 01/8=F). نتایج آزمون تعقیبی توکی در مورد IL-6 نشان داد که اختلاف معنی‌داری بین گروه کنترل و گروه تمرین + چای سبز (021/0p=)، بین گروه چای سبز و گروه تمرین (001/0p=) و بین گروه تمرین و تمرین + چای سبز (001/0p=) وجود دارد؛ به‌علاوه، درمورد تغییرات انسولین به دنبال مداخلات مختلف، مقدار انسولین سرم در گروه تمرین افزایش معنی‌داری داشته است (013/0p=).

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش حاضر به‌نظر می‌رسد مصرف توأمان مکمل چای سبز و انجام تمرینات هوازی می‌تواند نتایج بهتری بر سطوح سرمی عوامل التهابی زنان چاق دیابتی نوع2 داشته باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دانشور پزشکی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Daneshvar

Designed & Developed by : Yektaweb