جستجو در مقالات منتشر شده


325 نتیجه برای موضوع مقاله: تخصصي

مهناز علی‌اکبری دهکردی، مهدی امیدیان، مجید صفاری‌نیا، علی اکبر شریفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی کنترل خشم به شیوه عقلانی، رفتاری و عاطفی بر کاهش پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد به اجرا درآمده است. روش: این پژوهش یک مطالعه آزمایشی با گروه کنترل است که جامعه آماری آن را کلیه زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد در سال 90 – 1389 تشکیل می‌دادند. حجم نمونه پژوهش 40 نفر زندانی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (20نفره) جایگزین شدند. از پرسشنامه (AGQ) به عنوان ابزار غربالگری استفاده گردید. سپس برنامۀ آموزش گروهی کنترل خشم به روش مایکل فری به مدت 12 جلسه یک و نیم ساعته بر روی اعضای گروه آزمایشی اجرا شد. پس از پایان مداخله درمانی، پس آزمون و بعد از یک ماه آزمون پیگیری از هر دو گروه اخذ گردید. یافته ها : نتایج نشان داد که بین میانگین‌ نمرۀ پرخاشگری دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار وجود دارد. نتیجه گیری : آموزش گروهی کنترل خشم به شیوه عقلانی، رفتاری و عاطفی بر کاهش پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد مؤثر است.

ملاحت امانی، عباس ابوالقاسمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: اخیراً رفتاردرمانی دیالکتیکی به عنوان درمانی برای اختلالات اضطرابی مقاوم به درمان بکار رفته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر بخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای تنظیم هیجانی و علائم وسواس فکری و عملی انجام شده است. روش: نمونه مورد مطالعه 30 نفر زن مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی می باشد که از طریق مصاحبه بالینی انتخاب شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند. قبل از شروع اولین جلسه درمانی و بعد از پایان آخرین جلسه درمانی، آزمودنی های هر دوگروه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و مقیاس وسواس فکری- عملی یل براون را تکمیل کردند. گروه آزمایشی رفتاردرمانی دیالکتیکی را در 12 جلسه درمانی 90 دقیقه ای دریافت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که به استثناء وسواس جنسی و وسواس وارسی، کاهش علائم زیر مجموعه وسواس های فکری و عملی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بیشتر بوده است. همچنین راهبردهای مثبت تنظیم هیجانی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته بود. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور معناداری در کاهش علائم اختلال وسواس فکری- عملی موثر می باشد. همچنین کاهش علائم وسواس فکری و عملی با افزایش استفاده از راهبردهای مثبت تنظیم هیجانی همراه بوده است.


علی نصر اصفهانی، رضا صالح زاده، محمد صادق رضایی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

خود-رهبری به عنوان فرایندی توصیف شده است که افراد به‌وسیله آن خودشان را هدایت کرده و به خود انگیزه می‌دهند تا در مسیری دلخواه رفتار کرده و کارهای خویش را انجام دهند. تاکنون خود-رهبری در بسیاری از زمینه‌ها به‌‌صورت موفقیت‌آمیز مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از زمینه‌هایی که به نظر می‌رسد با مهارت‌های خود-رهبری ارتباط داشته باشد، ویژگی‌های شخصیتی افراد است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت (برون‌گرایی، توافق‌پذیری، گشودگی، وظیفه‌شناسی و روان‌رنجوری) و خود-رهبری در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان بود. 207 دانشجو به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، در این پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ خود-رهبری هاوتن و نک و پرسشنامه مدل 5 عاملی شخصیت جان و همکاران بودند. داده‌ها به وسیله ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خود-رهبری با برون‌گرایی رابطه معناداری ندارد ولی با توافق‌پذیری، گشودگی، وظیفه‌شناسی و روان‌رنجوری رابطه‌ای معنادار دارد. همچنین با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه مشخص شد که متغیرهای پیش‌بین (ویژگی‌های شخصیتی) قادرند تغییرات متغیر ملاک (خود-رهبری) را به‌طور معنی‌داری پیش‌بینی کنند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند نقش موثری در ادبیات مربوط به خود-رهبری و شخصیت داشته باشد. نتایج به‌دست آمده می‌تواند در برنامه‌ریزی برای آموزش مهارت‌های خود-رهبری به افراد مورد استفاده قرار گیرد.
منصور بیرامی، یزدان موحدی، کلثوم کریمی‌نژاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم دربرگیرنده ی دانش، فرآیندها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت و یا کنترل می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط باورهای فراشناختی با نشانگان اضطرابی و علائم وسواسی در جمعیت غیر بالینی انجام شده است.

روش: تعداد 327 نفر (182 دختر و 145 پسر) از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی لرستان به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و علاوه بر اطلاعات دموگرافیک به پرسش نامه های باورهای فراشناختی ولز و کارترایت، اضطراب بک و علائم وسواسی مادزلی پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.

نتایج: بین نمرات افراد در مولفه های های باورهای فراشناختی با نشانگان اضطرابی و علائم وسواسی همبستگی مثبت معناداری وجود داشت، به عبارتی با افزایش نمره ی فرد در مقیاس فراشناختی، نشانگان اضطرابی و علائم وسواسی فرد بیشتر می شود. هم چنین، رابطه ی نمره کلی با نمرات افراد در ابعاد کنترل ناپذیری و خطر، باورهای مثبت درباره نگرانی، اطمینان شناختی و نیاز به کنترل افکار و وقوف شناختی معنی داری بود (P<0.001).  همچنین بین دختران و پسران از نظر باورهای فراشناختی تفاوت معنی داری وجود نداشت.

بحث و نتیجه گیری: باورهای فراشناختی از عوامل موثر در سلامت روانی هستند و می توان با تغییر فراشناخت هایی که شیوه ناسازگارانه ی تفکرات منفی را زیاد می کنند و یا باعث افزایش باورهای منفی عمومی می گردند به بهبود وضعیت سلامت روانی دانشجویان کمک کرد.


رقیه موسوی، فرنوش بدیهی زراعتی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان‌مدار بر بهبود سبک دلبستگی زوجین انجام شد. روش و طرح پژوهش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی بر اساس طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل می باشد. نمونه آماری شامل 50 نفر (25زوج) بود که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در گروههای آزمایشی (12زوج) وکنترل (13زوج) جایگزین شدند. ابزار سنجش در این پژوهش پرسشنامه های سبک های دلبستگی کولینز و رید ، G.H.Q می باشند. گروه آزمایشی 9 جلسه زوج درمانی هیجان مدار (EFT) دریافت نمودند. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج حاصل از مقایسه پس آزمون با کنترل اثر پیش آزمون نشان دهنده افزایش معنی دار در نمرات سبک دلبستگی ایمن و کاهش معنی دار در سبک های دلبستگی ناایمن-دوسوگراو اجتنابی در گروه آزمایشی بود (01/0p<). نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش بیانگر سودمندی دوره زوج درمانی هیجان مدار در بهبود سبک دلبستگی زوجین می باشد.


ازاده طاولی، عباسعلی اللهیاری، پرویز آزادفلاح، علی فتحی آشتیانی، مهدیه ملیانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی مقایسه اثربخشی گروه درمانی بین فردی و گروه درمانی شناختی-رفتاری در کاهش علائم افسردگی همراه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی صورت گرفت. روش: طرح از نوع آزمایشی به شیوه پیش آزمون- پس آزمون دوگروهی بود. مشارکت کنندگان پزوهش حاضر، دانشجویان دختر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بودند. از این جامعه 40 مراجع انتخاب شدند، سپس به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفره کاربندی درمان گروهی شناختی -  رفتاری و درمان گروهی بین فردی جایگزین شدند. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل پرسشنامه هراس اجتماعی ، پرسشنامه افسردگی بک-2 و مصاحبه تشخیصی روانپزشکی مبتنی بر DSM- IV   بود. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: تحلیل داده ها مشخص کرد که بین اثربخشی گروه درمانی بین فردی و گروه درمانی شناختی-رفتاری در کاهش افسردگی همراه با هراس اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که اثربخشی درمان بین فردی بر کاهش افسردگی (001/0p=، 2/16 f=) و نشانه های هراس اجتماعی ( 002/0p=،  4/12 f=) بیشتر از درمان شناختی- رفتاری است.
بحث و نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر حاکی از آن هستند که با توجه به اثربخشی بیشتر درمان بین فردی در مقایسه با درمان شناختی-رفتاری بر علائم افسردگی همراه با هراس اجتماعی، لذا جهت درمان اختلال اضطراب اجتماعی بویژه در حضور نشانه های افسردگی همراه، درمان بین فردی، درمان ترجیحی در نظر گرفته می شود.


ابراهیم اکبری، زینب عظیمی، سعیده طالبی، صمد فهیمی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

در دهه اخیر، پژوهش‌های زیادی به بررسی نقش شناختواره ها و تنظیم هیجان در نارضایتمندی زناشویی و طلاق پرداخته‌اند. اما توجهی به عوامل روانشناختی مداخله‌گر در طلاق عاطفی نشده است. هدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی طلاق عاطفی زوجین بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، تنظیم هیجان و مؤلفه‌های آن می‌باشد. جامعه پژوهش، کلیه زوجین شهرستان مهر و لامرد بودند. نمونه ای 165 نفری به روش نمونه‌گیری در دسترس پس از پر کردن پرسشنامه‌های طلاق عاطفی گاتمن، شاخص بی‌ثباتی ازدواج- احتمال طلاق و رضایت زناشویی انریچ انتخاب شدند. برای سنجش طرحواره های ناسازگار اولیه از نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره های یانگ (YSQ-SF) و برای سنجش تنظیم هیجان از پرسش‌نامه تنظیم هیجانی گراس و جان استفاده شد. نتایج تحقیق با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از این است که طرحواره های ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی، شرم/ نقص، شکست، خود تحول نایافته/ گرفتاری، اطاعت‌پذیری، ایثار، بازداری هیجانی، و مؤلفه سرکوب هیجانی در تنظیم هیجان با طلاق عاطفی رابطه دارند. در تحلیل رگرسیون گام به گام طرحواره «ایثار» بهترین پیش‌بینی کننده طلاق عاطفی زوجین بود و بعد «سرکوب هیجان»، از پیش‌بینی کننده‌های طلاق عاطفی بود. می‌توان به کمک طرحواره های ناسازگار اولیه و تنظیم هیجان، طلاق عاطفی زوجین را پیش‌بینی کرد و بر پایه این الگوها یک رویکرد پیش‌گیری از سردی روابط زناشویی و درمان زناشویی بر پایه رویکرد طرحواره درمانی و مدیریت تنظیم هیجان فراهم نمود و یافته‌های این پژوهش را در محیط‌های بالینی و مشاوره‌ای برای کمک به زوجین مشکل‌دار و در آستانه طلاق به کار گرفت.


ابوالقاسم یعقوبی، مریم عبدالهی مقدم، فضل الله حسنوند،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

امروزه، یکی از پر مخاطب ترین سرگرمی ها در فضای مجازی در بین نوجوانان و جوانان، پایگاه شبکه اجتماعی فیسبوک می باشد که گرایش یا عدم گرایش به آن بر اساس ویژگی های شخصیتی کاربر، قابل تبیین است. به همین منظور برای پیش بینی عضویت یا عدم عضویت نوجوانان در فیسبوک بر اساس پنج عامل شخصیت، از بین تمامی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان خرم آباد، 350 نفر (175 دانش آموز پسر و 175 دانش آموز دختر) بر اساس روش نمونه ‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند و فرم اطلاعات شخصی محقق ساخته و پرسش نامه شخصیتی نئو را تکمیل کردند. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار لیزرل و روش آماری مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی روان رنجوری، توافق و گشودگی به تجربه با عضویت در فیسبوک رابطه وجود دارد، اما بین ویژگی شخصیتی برون گرایی و با وجدان بودن با عضویت در فیسبوک رابطه‌ی معناداری مشاهده نشد. بر اساس این یافته ها می توان گفت که ویژگی‌های شخصیتی روان‌رنجوری، توافق و گشودگی به تجربه، توان پیش‌بینی بالایی در عضویت یا عدم عضویت نوجوانان در فیسبوک دارند. بنابراین، افراد دارای این ویژگی ها به احتمال بیشتری وابستگی به اینترنت (به خصوص فیسبوک) را تجربه خواهند کرد و به همین نسبت با پیامدهای منفی و نامطلوب بیشتری رو به رو خواهند شد.


مریم صمدی، امیر قمرانی، محدثه تقی‌نژاد، عبدالحسین شمسی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه:مطالعات نشان داده است که ابعاد شخصیتی مادر در ابتلای فرزندان به اختلالات عاطفی- رفتاری نقش دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه شخصیت تاریک مادران با اختلالات عاطفی- رفتاری دانش‌آموزان ابتدایی شهر اصفهان می‌باشد.

روش: روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه مورد استفاده در این پژوهش 150 نفر از دانش‌آموزان مقطع ابتدایی بودند که به صورت نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای از نواحی مختلف آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از پرسشنامه مشکلات رفتاری اخنباخ و شخصیت تاریک (جانسون و وبستر، 2010) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از رگرسیون چندمتغیره (گام به گام) استفاده شد.

نتایج: نتایج نشان داد که شخصیت تاریک مادران (ماکیاولیستی، خودشیفتگی و پسیکوپات) می‌تواند اختلالات عاطفی- رفتاری این کودکان را در سطح معناداری (0001/0P<) پیش‌بینی کند.

بحث و نتیجه گیری: به طور کلی می‌توان گفت، کودکانی که مادران آنها دارای سطوح بالایی از شخصیت تاریک هستند، در معرض ابتلا به اختلالات رفتاری قرار دارند. به عبارتی دیگر اختلالات رفتاری دوران کودکی با صفات شخصیتی والدین ارتباط دارد.


رقیه سادات میرجلیلی، کاظم رسول زاده طباطبایی، مسعود جانبزرگی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: به دلیل شیوع بالای اختلال‌های اضطرابی و هزینه‌های بسیار آن‌ها بر فرد و جامعه، وجود ابزارهای مناسب جهت غربالگری و تشخیص زودهنگام این اختلال‌ها ضروری است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی و ساختار عاملی تاییدی نسخه بزرگسالان پرسشنامه غربالگری اختلال‌های هیجانی مرتبط با اضطراب کودک بود.
روش: جامعه پژوهش شامل کلیه بزرگسالان ساکن در شهر یزد بود که لینک پرسشنامه آنلاین از طریق سامانه پیام کوتاه و به شیوه نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای برای 1000 شهروند بالای 18 سال فرستاده شد. از این تعداد، 210 پرسشنامه قابل تحلیل به دست آمد.
نتایج: همسانی درونی برای کل مقیاس، 0.941 و برای زیرمقیاس‌های آن، 0.612 تا 0.876 به دست آمد. ضریب اعتبار بازآزمایی پرسشنامه به فاصله دو هفته، نیز مطلوب به دست آمد. این مقیاس همبستگی معناداری را با نسخه صفت پرسشنامه اضطراب صفت - حالت نشان داد که از روایی همگرای این پرسشنامه حمایت می‌کند. با توجه به نتایج تحلیل عامل تاییدی، مانند بارهای عاملی هرگویه نسبت به سازه خود، میزان بارتقاطعی هر گویه نسبت به تمام سازه‌ها (زیرمقیاس‌ها) و شاخص‌های اعتبار مرکب و میانگین واریانس استخراج شده، به منظور اصلاح مدل، برخی گویه‌ها حذف گردید. در مدل اصلاح شده، بارهای عاملی تمام گویه‌ها معنادار و بالای 0.65 به دست آمد. هم چنین شاخص‌های اعتبار مرکب،  میانگین واریانس استخراج شده و ملاک کلی برازش در حالتی مطلوب قرار گرفتند.
بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، این پرسشنامه، از روایی، پایایی و ساختار عاملی مطلوبی برخوردار است و برای غربالگری اختلال‌های اضطرابی در بزرگسالان ایرانی می‌تواند استفاده شود.


فرزانه میکائیلی منیع، مجتبی صالحی، شاهپور احمدی خویی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

سابقه و اهداف: از بین شخصیت های آزارنده و در عین حال غیر بیمار گون در حوزه روانشناسی می توان به سه گانه تاریک شخصیت (خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه ستیزی) اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر در گام نخست معرفی موضوع سه گانه تاریک شخصیت به جامعه علمی روانشناسی و در گام دوم بررسی و مقایسه این صفات در افراد مجرم و غیرمجرم است. مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع علی-مقایسه ای بود. مطالعه روی 85 نفر از زندانیان مرد زندان شهر ارومیه و 85 نفر از افراد غیرمجرم از جمعیت عمومی ارومیه انجام شد. شرکت کنندگان بر اساس وسژگی های جمعیت شناختی با هم همتا شدند. پرسشنامه محقق ساخته برای اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه شخصیت خود شیفته (NPI) ، پرسشنامه شخصیت ماکیاولیسم (MACH scale)، مقیاس خودگزارشی پسیکوپاتی نسخه سوم (SRP-II) ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت دو گروه در ویژگی های شخصیتی خودشیفتگی و ضد اجتماعی در سطح 01/0 p و در صفت ماکیاولیسم در سطح 05/0 معنی دار است. بزرگترین تفاوت به ویژگی خودشیفتگی مربوط می شود (001/0 p ). نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج نشان داد که دو گروه در سه گانه تاریک شخصیتی با هم تفاوت معنی داری دارند. با توجه به محدودیت شرکت کنندگان این مطالعه، پیشنهاد می شود تحقیق در گروه های بزرگتر و نمونه زنان و در بافت های مختلف با جداسازی انواع جرائم صورت بگیرد.


محمد رضا نائینیان، فاطمه ادب دوست، سمانه خطیبی، فاطمه قمیان،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه استفاده از اینترنت با سلامت روان و کیفیت زندگی در بین دانش‌آموزان پسر و دختر مقطع دبیرستان شهر تهران اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دو منطقه 8 و 15 شهر تهران تشکیل ‌می دادند که از بین جامعه آماری فوق تعداد 736 نفر به شیوه خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از مقیاس سنجش اعتیاد به اینترنت یانگ، مقیاس کوتاه اضطراب، افسردگی و استرس (DASS-21) و پرسشنامه کیفیت زندگی نسخه دانش‌آموزان (PWI.SC). نتایج پژوهش نشان داد که هر چه استفاده از اینترنت افزایش یابد، میزان اضطراب، افسردگی و استرس دانش‌آموزان افزایش می‌یابد، و با افزایش استفاده از اینترنت، کیفیت زندگی دانش‌آموزان کاهش می‌یابد. دانش‌آموزان دختر پایه اول ‌دبیرستان از دانش آموزان پسر هم پایه خود بیشتر از اینترنت استفاده می کنند، در حالی که میزان استفاده دانش‌آموزان پسر مقطع پیش دانشگاهی از دختران همین مقطع بیشتر است


محمدرضا نائینیان، امیر نیک‌آذین، محمدرضا شعیری، مهتاب رجبی، زهرا سلطانی‌نژاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف وارسی ویژگی‌های روان سنجی مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان در نمونه‌های بالینی و غیر بالینی ایرانی اجرا شده است.

روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی  بوده و نمونه آن شامل دو گروه غیر بالینی (292 نفر دانشجو) و بالینی (137 نفر از مراجعه کنندگان به کلینیک سلامت خانواده و 111 نفر گروه همتا) بوده که به شیوه نمونه گیری خوشه‌ای (گروه غیر بالینی) و مبتنی بر هدف (گروه بالینی) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه سلامت عمومی(جی. اچ. کیو—28) و پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت.

نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مقیاس یاد شده بر اساس ضریب آلفای کامل (89/0)، و ضریب همبستگی مربوط به باز آزمایی آن (79/0) دارای پایایی مناسبی است. تحلیل عاملی اکتشافی حکایت از اشباع آن از یک عامل داشته و شاخص‌های حاصل از تحلیل عاملی تأییدی برازش متوسط مدل را تأیید نمود. همچنین ضرایب همبستگی به دست آمده حاکی از اعتبار همگرای مقیاس با ابزارهای مشابه می‌باشد.

بحث و نتیجه‌گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان دارای ویژگی های روان سنجی قابل دفاع برای مطالعه کیفیت زندگی جمعیت بزرگسال در ایران است.


نسیم کاشفی، محمدرضا شعیری، محمدعلی اصغری مقدم،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی پایایی آزمون رورشاخ در نمونه کودکان ایرانی بر اساس نظام جامع اکسنر انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر و پسر پایه چهارم ابتدایی مدارس شهر تهران بود. برای انتخاب مدارس از روش نمونهگیری خوشهای مرحلهای و برای انتخاب آزمودنی ها از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابتدا از بین مناطق واقع در مرکز، شمال، جنوب، شرق و غرب شهر تهران، یک منطقه به تصادف انتخاب شد. در مجموع40 دانش آموز از این مناطق به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش آزمون رورشاخ بود. آزمودنی‌ها با فاصله زمانی دو هفته پس از اجرای رورشاخ مورد بازآزمایی قرار گرفتند. رابطه بین اجرای اول و دوم آزمون رورشاخ با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش مبنای اجرا و نمرهگذاری پاسخ‌های آزمودنی‌ها نظام جامع اکسنر بود. ضرایب بازآزمایی برای کل آزمون بین 33/0 تا 99/0 معنادار بود. در مجموع ضرایب پایایی 18 متغیر بین 70/ 0تا 90/0 بود، 2 متغیر ضرایبی بالاتر از 90/0 ‏و ضرایب بقیه متغیرها بین 30/0 تا 70/0 معنادار بود. نتایج نشان داد که آزمون رورشاخ در کودکان با فاصله زمانی دو هفته، از پایایی قابل قبولی برخوردار است.


نرگس پورطالب، میرمحمود میرنسب،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

چکیده
 پژوهش حاضر با هدف مطالعه ی رابطه ی کمال گرایی و اضطراب امتحان در دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان در شهر تبریز انجام یافته است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان شهر تبریز در رشته های علوم انسانی، تجربی و ریاضی تشکیل می دادند و نمونه ی پژوهش شامل 168 نفر از دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان بودند که به وسیله ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون اضطراب امتحان اشپیلبرگر و مقیاس چندبعدی کمال گرایی (MPS) استفاده شد و برای تحلیل داده ها، آزمون معنی داری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کمال گرایی و ابعاد آن با اضطراب امتحان رابطه ی مثبت معنادار دارند. همچنین نتایج رگرسیون همزمان نیز بیانگر این بود که از میان ابعاد سه گانه ی کمال گرایی، بُعد جامعه مدار به شکل معنا داری اضطراب امتحان دانش آموزان را پیش بینی می کند؛ نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه مورد مطالعه (دختر و پسر) در متغیراضطراب امتحان به احتمال 95 درصد تفاوت معنادار وجود دارد؛ به طوری که میانگین نمرات اضطراب امتحان دانش آموزان دختر نسبت به دانش آموزان پسر بیشتر می باشد. یافته های پژوهش حاضر می توانند، راهگشای تحقیقات بیشتر، در خصوص بررسی نقش سازه های شخصیتی بر اضطراب امتحان دانش آموزان در آینده باشند .


محبوبه طاهر، عباس ابوالقاسمی، آرزو مجرد، الهام آبنیکی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعللورزی و کنترل عواطف در پیش‌بینی واکنش‌پذیری بین فردی بود. روش­: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی سالمندان بازنشسته شهر ساری در سال 1392 است که از بین آنها نمونه‌ای به حجم 220 نفر (114 زن و 106 مرد) با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از  مقیاس تعلل‌ورزی عمومی، مقیاس کنترل عواطف و شاخص واکنش‌پذیری بین‌فردی استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تعللورزی (33- =r)، کنترل عواطف (53 =r)، اضطراب (42 =r) و عاطفه مثبت (25 =r) با واکنش‌پذیری بین فردی همبستگی معنادار دارد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نشان داد که افسردگی، اضطراب و تعللورزی میتوانند تغییرات مربوط به دیدگاهگیری را به طور معناداری پیشبینی کنند. همچنین اضطراب و عاطفه مثبت میتوانند به طور معناداری تخیل را پیشبینی کنند؛ خشم به طور منفی و اضطراب به طور مثبت میتوانند توجه همدلانه را پیشبینی کند؛ همچنین خشم قادر است پریشانی شخصی را به طور مثبت پیشبینی کند. در مجموع اضطراب، عاطفه مثبت و تعللورزی میتوانند 28 درصد از واریانس واکنش‌پذیری بین‌فردی سالمندان را تبیین ‌کنند. بحث و نتیجه‌گیری: میتوان از طریق آموزش کنترل عواطف و آموزش راهبردهای مقابله با تعللورزی به بهبود روابط بین فردی سالمندان و متعاقب آن کیفیت زندگی و سلامت آنها کمک کند.  


آذر ولیدی پاک، علی خدایی، شجاع شیخله،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: افسردگی، شایعترین واکنش­های روان­شناختی در بیماران مبتلا به سرطان است که بر وضعیت عملکرد، مدت بستری و حتی نتیجه درمانی بیماران مبتلا به سرطان تأثیر منفی دارد. این پژوهش با هدف بررسی میزان اثر بخشی آموزش ذهن ­آگاهی مبتنی بر شناخت (MBCT) بر کاهش افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.

روش: روش پژوهش حاضر، ‌نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون - پس­آزمون بود و بدین منظور 30 نفر از بیماران زن و مرد که مبتلا به سرطان و در بیمارستان بستری بودند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و با روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. سپس در گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن ­آگاهی مبتنی بر شناخت (MBCT) ارائه شد. هر دو گروه از طریق پیش ­آزمون و پس­ آزمون با پرسشنامه افسردگی بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از کواریانس استفاده شد.

بحث و نتیجه­گیری: نتایج بدست آمده نشان دادند که نمرات پس آزمون افسردگی در گروه آزمایش به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. همچنین تعامل بین نمرات پیش آزمون گروه آزمایش و کنترل معنی دار نبود. بنابراین، فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت بین دو گروه، رد می ­شود. به نظر می­رسد که آموزش ذهن ­آگاهی مبتنی بر درمان شناخت (MBCT) می­تواند افسردگی بیماران مبتلا به سرطان را کاهش دهد.


فاطمه شیبک، کاظم رسول زاده طباطبائی، علی مشهدی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

اختلال نارسایی توجه/ فزون‌کنشی بزرگسالی، اختلالی شایع و تضعیف کننده است که اغلب ناشناخته و درمان نشده باقی می‌ماند زیرا اغلب مبتلایان آن را نمی‌شناسند و در طول عمر فنوتیب‌های مختلفی را شامل می‌شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه کنش‌های اجرایی، سبک زندگی و رضایت زناشوئی زوجین مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون‌کنشی با زوجین سالم می‌باشد.

پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه‌ای است. با در نظر گرفتن تعداد متغیرهای پژوهشی، دو گروه متشکل از 25 زوج و در مجموع 50 زوج به شیوه‌ی نمونه گیری در دسترس تعیین گردیدند. 25 زوج از میان والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مراجعه کننده به مرکز آرن و دبستان‌های نور هدایت و 25 زوج گروه دوم، از میان زوجین غیرمبتلا مراجعه‌کننده به پارک ملت شهر مشهد انتخاب شدند که به لحاظ سن، تحصیلات، طبقه اقتصادی- اجتماعی با گروه اول همتا شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس درجه‌بندی نارسایی توجه/ فزون‌کنشی بزرگسالان بارکلی(BAARS - IV)، کنش‌های اجرایی بارکلی (BDEFS-LF)، سبک زندگی اسلامی کاویانی و پرسشنامه زوجی انریچ گردآوری شد. داده‌ها به وسیله‌ی شاخص‌های آمار توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج نشان داد که کنش‌های اجرایی، سبک زندگی و رضایت زناشوئی در زوجین مبتلا به نارسایی توجه/ فزون‌کنشی در مقایسه با زوجین سالم کم‌تر مطلوب است بدین معنا که زوجین مبتلا کنش‌های اجرایی معیوب، سبک زندگی نامطلوب و رضایت زناشوئی پائین‌تری را تجربه می‌کنند.

این پژوهش لزوم آگاهی بخشی و در مواردی مداخله‌ی درمانی در مورد زوجین مبتلا، حین مشاوره ازدواج یا بارداری و فرزندپروری را ضروری می‌داند چرا که این اختلال حوزه‌های وسیعی از زندگی فرد را مختل می سازد. کلید واژه‌ها: نارسایی توجه/ فزون‌کنشی، کنش‌های اجرایی، سبک زندگی، رضایت زناشوئی، زوجین


خسرو رشید، گلاویژ علیزاده، آزاده مرادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: نگرش به زمان  به هیجانات افراد و ارزیابی احساسی آنها نسبت به گذشته، حال و آینده اشاره دارد و می­تواند بر شادی و بهزیستی روانشناختی افراد تاثیر گذار باشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه­ی شادی و بهزیستی روانشناختی با نگرش به زمان در دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان بود.

روش: طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و جامعه­ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان است که تعداد آنها 16000 نفر بوده  و از میان آنها  بر اساس جدول کرسچی مورگان 302 دانشجو  با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند و به پرسشنامه­های شادی آکسفورد، بهزیستی روانشناختی ریف و نگرش به زمان میللو و وورل پاسخ دادند. داده­‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss ویراست 18 و روشهای آماری همبستگی ، تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان تجزیه و تحلیل شدند.

نتایج: یافته­ها نشان داد که بین نگرش به زمان و 4 بعد آن با شادی و بهزیستی روان­شناختی همبستگی معنادار وجود دارد(001/0 > P). بعد  حال­نگر مثبت قادر به پیش­بینی شادی و بهزیستی روان­شناختی در دانشجویان بود (001/0 > P) ولی بعد آینده­نگر مثبت فقط قادر به پیش­بینی شادی دانشجویان بود (001/0 > P). همچنین بعد حال­نگر منفی و آینده­نگر منفی قادر به پیش­بینی شادی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان بودند(001/0 > P).

بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته­ها می­توان گفت که نگرش دانشجویان  به زمان می­تواند پیش بینی­کننده­ی خوبی برای  شادی و بهزیستی روانشناختی آنان باشد. بنابراین با رشد و بهبود نگرش­های مثبت در دانشجویان می توان انتظار افزایش شادی و بهزیستی روانی آنان را داشت.


عاطفه حسینلو، فرهاد جمهری، هومن نامور،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

این پژوهش با هدف ارائه مدل معادلات ساختاری برای پیش بینی تعالی پس از آسیب بر اساس گشودگی به تجربه و درک از خود با میانجیگری حمایت اجتماعی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه مورد بررسی قرار گرفت.

به دلیل محدودیت حجم جامعه کلیه جانبازان مبتلا به اختلال اختلال استرس پس از حادثه ساکن شهر ساوه که تعداد آن ها 300 نفر بود به روش سرشماری به عنوان واحد نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه گشودگی به تجربه(سانگ وو، 2013)، درک از خود(بک و آستین، 1978)، حمایت اجتماعی(شربورن و استوارت، 1991) و تعالی پس از آسیب(تدسکی و کالهون، 1996) پاسخ دادند. روش آماری پژوهش حاضر برای تحلیل داده ها تحلیل مسیر بود.

با توجه به مدل برازش  یافته، یافته‌ها نشان داد درک از خود، گشودگی به تجربه و حمایت اجتماعی اثر مستقیم و مثبت بر تعالی پس از آسیب دارند. درک از خود و گشودگی به تجربه، علاوه بر تاثیر مستقیم، به صورت غیر مستقیم و با واسطه حمایت اجتماعی نیز بر تعالی پس از آسیب جانبازان تاثیر داشتند. درک از خود، حمایت اجتماعی و گشودگی به تجربه به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی تعالی پس از آسیب داشتند.

با افزایش درک از خود و گشودگی به تجربه، میزان حمایت اجتماعی افزایش یافته و این امر در نهایت به افزایش تعالی پس از آسیب در بین جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه منجر می شود.



صفحه 1 از 17    
قبلی
1
...
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb