جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای موسوی

رقیه موسوی، فرنوش بدیهی زراعتی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان‌مدار بر بهبود سبک دلبستگی زوجین انجام شد. روش و طرح پژوهش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی بر اساس طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل می باشد. نمونه آماری شامل 50 نفر (25زوج) بود که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در گروههای آزمایشی (12زوج) وکنترل (13زوج) جایگزین شدند. ابزار سنجش در این پژوهش پرسشنامه های سبک های دلبستگی کولینز و رید ، G.H.Q می باشند. گروه آزمایشی 9 جلسه زوج درمانی هیجان مدار (EFT) دریافت نمودند. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج حاصل از مقایسه پس آزمون با کنترل اثر پیش آزمون نشان دهنده افزایش معنی دار در نمرات سبک دلبستگی ایمن و کاهش معنی دار در سبک های دلبستگی ناایمن-دوسوگراو اجتنابی در گروه آزمایشی بود (01/0p<). نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش بیانگر سودمندی دوره زوج درمانی هیجان مدار در بهبود سبک دلبستگی زوجین می باشد.


ساره عباسپور، فاطمه موسوی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه:  مطالعه‌­ی حاضر با هدف مقایسه­ی­ مؤلفه‌های سلامت روان و افسردگی در کودکان عادی و همشیرهای کودک اوتیست انجام شد.

روش:  روش پژوهش از نوع توصیفی و علّی-مقایسه­ای است. روش نمونه­گیری، نمونه­گیری غیراحتمالی و از نوع در دسترس بوده، با مراجعه به کلینیک­ها و موسسه­های نگهداری کودکان اوتیست، 34 کودک دارای خواهر یا برادر اوتیست و از طریق مراجعه به مدارس ابتدایی و دوره­ی اول متوسطه 34 کودک عادی، هردو گروه با ترکیب جنسی و سنی 16-9 سال از دو شهر البرز و تهران انتخاب گردید. ابزار سنجش شامل پرسشنامه سلامت روان کودکان (PSC) و پرسـشنامه افسردگی کودکان (CDI) بود. داده­های به‌دست‌آمده، در دو بخش توصیفی و آزمون t گروه­های مستقل و آزمون خی­دو مورد ارزیابی قرار گرفت.

نتایج:  نتایج نشان داد که بین ابعاد سلامت روان و مؤلفه‌های افسردگی جز مؤلفه­ی بی­لذتی تفاوت معناداری بین دو گروه همشیرهای کودک اوتیست و کودکان عادی تفاوت معناداری ازنظر آماری وجود ندارد، بااین‌حال، نتایج آزمون خی­دو، نشان داد که میزان اختلالات روانی در همشیرهای کودک اوتیست در مقایسه با کودکان عادی، از حیث بالینی و تشخیصی معنادار است.

بحث و نتیجه­‌گیری:   حضور کودک اوتیست در خانواده، موجب اغتشاش در تبادلات رفتاری، عاطفی، گفتاری و اجتماعی بین سایر اعضای خانواده با یکدیگر و با کودک اوتیست گردیده، ضرورت شناساندن این اختلال و آموزش تعاملات ویژه با چنین کودکانی در خانواده، در کاهش پیامدهای نامطلوب روانی و عاطفی در ارتباطات بین اعضای خانواده را برجسته می­سازد.


رقیه موسوی، ولی‌الله فرزاد، شکوه نوابی‌نژاد،
دوره 1، شماره 40 - ( (شماره 2 دوره جدید) اردیبهشت 1389 )
چکیده

  هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر بخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات اضطرابی کودکان از طریق ایجاد تغییر در ساختار خانواده، کاهش تعارضات در روابط والدین خانواده‌های دارای کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی کودکان بوده است. روش پژوهش شبه تجربی بوده و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون و ارائه مداخله و اندازه‌گیری مکرر انجام شد. 40 خانواده با حداقل یک فرزند دارای اختلالات اضطرابی که به‌طور تصادفی در دوگروه مساوی شامل گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شده و در این مطالعه شرکت کردند. اعضای خانواده‌های گروه آزمایشی، به مدت 9 جلسه در معرض مداخله درمانی با طرح درمانی یکسان (که بر اساس رویکرد خانواده درمانی ساختاری از پیش طراحی شده بود) قرار گرفتند. همچنین خانواده‌ها شش هفته پس از آخرین جلسه درمان در یک جلسه پیگیری نیز شرکت کردند. ابزار پژوهش مصاحبه تشخیصی بر اساس معیارهای DSM-IV-TR و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس بود. در طول مدت مطالعه گروه کنترل هیچگونه مداخله‌ای را دریافت نکرد. نتایج نشان داد که اثر بخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات آسیمگی، هراس اجتماعی و ترس از صدمات جسمانی، اضطراب تعمیم یافته و اختلال وسواس- اجبار گروه آزمایشی (005/0 p< ) معنادار است


دکتر ولی اله موسوی، دکتر مریم کوشا، دکتر مهناز خسرو جاوید، خانم ماندانا عبدالکریمی،
دوره 2، شماره 6 - ( بهار و تابستان 1391 )
چکیده

  مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیرآموزششیوه های صحیح مدیریت رفتار بر میزان افسردگی و اضطراب مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی _ کمبود توجه است.

  مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی است. برای انجام این مطالعه تعداد 20 نفر از مادران مراجعه کننده به مرکز تخصصی مشاوره و درمان کودکان و نوجوانان گیل( مستقر در شهر رشت ) که دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی _ کمبود توجه( در سنین 6 تا 12سالگی بودند ) از طریق انتساب تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردیده و در مطالعه شرکت داده شدند. مادران هر دو گروه که از نظر برخی عوامل جمعیت شناختی همگن شده بودند، پرسشنامه های­ افسردگی بک و اضطراب کتل را قبل از شروع جلسات و دو هفته بعد از پایان جلسه نهم تکمیل کردند. داده­ها ی پ‍ژوهش پس از استخراج با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق روش آماری تحلیل واریانس (طرح اندازه­گیری های مکرر) تحلیل گردید.

  نتایج و نتیجه گیری: نتایج حاکی از کاهشقابلتوجه در میزان افسردگی   و میزان اضطراب  در گروه آزمایش ( نسبت به گروه شاهد ) بود (01/0 ≥ p ) نشان داد که کاربرد آموزش شیوه های صحیح مدیریت رفتار می تواند در ارتقاء سلامت خانواده و کاهش میزان افسردگی و اضطراب مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- کمبود توجه مؤثر ­باشد.

 


رقیه موسوی،
دوره 2، شماره 7 - ( پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط دینداری و سلامت روان دانشجویان شاهد و غیر شاهد و مقایسه وضعیت دینداری و سلامت روان در دو گروه انجام شد. نمونه مورد بررسی شامل 100 نفر دانشجوی شاهد و 100 نفر دانشجوی غیرشاهد بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی از بین دانشجویان دانشگاه تهران انتخاب گردید. در این پژوهش از مقیاس نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران (1385) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده گردید. برای تحلیل داده‌ها شاخص‌های آماری همبستگی پیرسون، آزمون Z فیشر و تحلیل واریانس چند متغیری به کار رفت. یافته‌ها نشان داد که بین سلامت عمومی و دینداری در هر دو گروه شاهد و غیرشاهد ارتباط معنا‌دار وجود دارد؛ در بین دو گروه شاهد و غیرشاهد از نظر میزان دینداری تفاوت معنا‌داری وجود دارد؛ ولی از نظر نمرات سلامت عمومی در بین دو گروه هیچ تفاوتی یافت نشد. بنابراین می‌توان بیان کرد تقویت باورها و رفتارهای دینداری در دانشجویان منجر به ارتقای سلامت در آنها شود.


مسعود جان بزرگی، مژگان آگاه هریس، الهام موسوی، احمد علی پور، ندا گلچین، شهناز نوحی،
دوره 2، شماره 9 - ( پاییز و زمستان 1392 )
چکیده

داشتن سبک زندگی ناکارآمد، عادت‌های نادرست غذایی، فعالیت بدنی کم و بدکارکردی محیط فرهنگی- اجتماعی از عوامل مؤثر در افزایش شیوع اضافه‌وزن و چاقی هستند. لذا این پژوهش بر آن است تا کارآمدی دو روش درمانگری مبتنی بر مهارت‌های حل مسئله و مقابله و شناخت درمانگری مدیریت وزن را در کاهش شاخص توده بدنی (BMI) و بهبود سبک زندگی کارآمد وزن (WEL) زنان دارای اضافه وزن و چاق مقایسه کند. بدین منظور 34 آزمودنی با 25< BMIبا استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی درمانگری مبتنی بر مهارت‌های حل مسئله و مقابله و شناخت درمانگری جایگزین شدند (هر گروه 17 نفر). همه آزمودنی‌ها در شروع، پایان و 12 هفته پس از پایان هر دوره درمانگری به گویه‌های پرسشنامه WEL پاسخ دادند و BMI آنها نیز اندازه‌گیری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نسخه شانزدهم نرم‌افزار آماری SPSS و با به کارگیری آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر نشان داد که دو مداخله به کاهش معنادار BMI آزمودنی‌ها منتهی شده‌اند (05/0>P) ، اما میان دو مداخله در این زمینه تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0


امین نجاتی، رقیه موسوی، رسول روشن چسلی، جواد محمودی قرائی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر، اثربخشی مداخلات گروهی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر شدت نشانه‌های مرضی کودکان 8 تا 11 ساله مبتلا به اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی را مورد مطالعه قرار داده است.

روش: در این مطالعه تجربی بر اساس طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه مداخله نما، از میان جامعه آماری (69 زوج مادر-کودک مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه) 30 زوج به‌صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و مداخله نما جایگزین شدند. آزمودنی‌های گروه آزمایش و مداخله نما در 2 مرحله با استفاده از مقیاس درجه‌بندی کانرز مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره جهت بررسی معناداری آماری و همچنین بررسی معناداری بالینی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.

نتایج: یافته‌های تحقیق گویای کاهش معنادار آماری و بالینی مشکلات عمومی و کاهش معنادار آماری شدت نشانه‌های توجه و یادگیری در کودکان مبتلا به این اختلال است.

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر و نیز در نظر گرفتن پژوهش‌های قبلی می‌توان چنین نتیجه گرفت؛ که این مداخلات، در کنار دارودرمانی دارای مزایایی جهت کنترل رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/کمبود توجه است و دارای امتیازات و امکانات قابل‌توجهی جهت بهره‌مندی‌های بعدی در جمعیت ایرانی است.


سیده حکیمه موسوی، رضا رستمی، مسعود غلامعلی لواسانی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین  اثربخشی مداخله فراشناختی بر اضطراب، تصویربدنی و سایر علائم در مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن انجام شد.

روش: این مطالعه نیمه آزمایشی که یک مداخله بالینی تصادفی می‌باشد، با استفاده از روش نمونه‌گیری داوطلبانه، برروی مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن از بین مراجعین مراجعه‌کننده به متخصصین جراحی زیبایی و مراکز درمان بیماری‌های پوست، انجام شد. 30 بیمار در دو گروه گواه و آزمایش به روش تصادفی جایگزین شدند. پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل- براون برای اختلال بدشکلی بدن، پرسشنامه تصویربدنی تن فیشر و پرسشنامه اضطراب بک انجام شد. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی تحت مداخله فراشناختی قرار گرفت. گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. نتایج آن به کمک آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه‌وتحلیل شد. علائم بیماران در گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون به طور معناداری کاهش یافته بود.

نتایج: مطالعه نشان داد که درمان فراشناختی در کاهش اضطراب، بهبود تصویر بدنی، و بهبود سایر علائم مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن، این بیماران تأثیر معناداری دارد.

بحث و نتیجه‌گیری: مداخله فراشناختی بر روی بهبود علائم بیماران بد شکلی بدن، کاهش اضطراب و بهبود تصویربدنی این بیماران موثر بوده است.



صفحه 1 از 1 -     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb