جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای مرادی

خسرو رشید، گلاویژ علیزاده، آزاده مرادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: نگرش به زمان  به هیجانات افراد و ارزیابی احساسی آنها نسبت به گذشته، حال و آینده اشاره دارد و می­تواند بر شادی و بهزیستی روانشناختی افراد تاثیر گذار باشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه­ی شادی و بهزیستی روانشناختی با نگرش به زمان در دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان بود.

روش: طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و جامعه­ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان است که تعداد آنها 16000 نفر بوده  و از میان آنها  بر اساس جدول کرسچی مورگان 302 دانشجو  با استفاده از روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند و به پرسشنامه­های شادی آکسفورد، بهزیستی روانشناختی ریف و نگرش به زمان میللو و وورل پاسخ دادند. داده­‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss ویراست 18 و روشهای آماری همبستگی ، تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان تجزیه و تحلیل شدند.

نتایج: یافته­ها نشان داد که بین نگرش به زمان و 4 بعد آن با شادی و بهزیستی روان­شناختی همبستگی معنادار وجود دارد(001/0 > P). بعد  حال­نگر مثبت قادر به پیش­بینی شادی و بهزیستی روان­شناختی در دانشجویان بود (001/0 > P) ولی بعد آینده­نگر مثبت فقط قادر به پیش­بینی شادی دانشجویان بود (001/0 > P). همچنین بعد حال­نگر منفی و آینده­نگر منفی قادر به پیش­بینی شادی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان بودند(001/0 > P).

بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته­ها می­توان گفت که نگرش دانشجویان  به زمان می­تواند پیش بینی­کننده­ی خوبی برای  شادی و بهزیستی روانشناختی آنان باشد. بنابراین با رشد و بهبود نگرش­های مثبت در دانشجویان می توان انتظار افزایش شادی و بهزیستی روانی آنان را داشت.


ثنا نوری مقدم، کاظم رسول‌زاده طباطبایی، نیما قربانی، علیرضا مرادی، افسانه صحت،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی یکی  از اختلالات شایع دوران کودکی است  که تا نوجوانی و بزرگساالی ادامه دارد و ابعاد مختلفی از زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بدین خاطر الگوهای درمانی متعددی برای این اختلال طراحی شده است.یکی از ااین الگوها آموزش بهوشیاری است. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی  بسته آموزش بهوشیاری بر کاهش علایم و نشانگان بالینی کودکان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی - نقص توجه است.

روش: طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی و به صورت پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود.جامعه آماری پژوهش شامل کودکان 12-9 ساله دارای اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی در شهر تهران بودند. نمونه مورد مطالعه  متشکل از 30 نفر از کودکان مبتلا به اختلال بودند که به طور دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی، در دو  گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای را به صورت هفتگی دریافت نمود. از مقیاس سنجش اختلال نقص توجه – بیش‌فعالی و فرم سیاهه رفتاری آخنباخ برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج: نتایج نشان داد که آموزش بهوشیاری به طور معناداری بر کاهش نشانه‌های بالینی  کودکان بیش‌فعال مؤثر بوده است (p 0/ 001). علاوه براین نشانه‌های همراه در اختلال بیش‌فعالی از قبیل مشکلات عاطفی، اضطراب، مشکلات رفتار مقابله‌ای در این کودکان در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافته بود.

بحث ونتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان روش آموزش  بهوشیاری را به عنوان یک روش موثر در کنار سایر روش‌ها برای کاهش نشانه‌های اختلال بیش‌فعالی بکار برد.


امید ساعد، رسول روشن، علیرضا مرادی،
دوره 1، شماره 31 - ( آبان ماه 1387 )
چکیده

هدف اصلی این پژوهش، وارسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس حافظه وکسلر- سخه سوم (WMS-III) است. به همین منظور، این آزمون بر روی یک نمونه 266 نفری (120مرد،144 زن) از دانشجویان دو دانشگاه شاهد و تربیت معلم تهران که به روش تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. ضرایب پایایی به روش آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس‌ها از دامنه 65/0 تا 85/0 و برای شاخص‌ها از 75/0 تا 86/0 قرار داشت. همچنین ضرایب پایایی به روش دونیمه کردن برای خرده مقیاس‌ها نیز از 62/0 تا 84/0 و برای شاخص‌ها از 70/0 تا 85/0 متغیر بود. پایایی به شیوه توافق بین ارزیاب‌ها در خرده مقیاس‌‌هایی حافظه منطقی I،II و تصاویر خانواده I،II ) که احتیاج به قضاوت بالینی داشتند حاکی از توافق بالای (85/0) ارزیاب‌ها است. برای ارزیابی اعتبار آزمون از روش‌های مختلف برآورد اعتبار سازه استفاده شد. همبستگی نمرات WMS-III با شاخص‌ها و نمره کلی آزمون WAIS-R short form محاسبه شد که ضرایب، معنادار و پایین‌تر از متوسط بیانگر تمایز دو ساختار حافظه و هوش در عین ارتباط بین آن‌ها است. همبستگی متقابل بین شاخص‌ها و خرده‌‌مقیاس‌های WMS-III نیز حکایت از همبستگی بالا بین خرده‌‌مقیاس‌ها بعد – ویژه با هم و همبستگی پایین با خرده‌‌مقیاس‌های دیگر دارد که نشان‌دهنده اعتبار سازه قابل قبول این مقیاس است. از روش تحلیل عامل اکتشافی (روش مؤلفه‌های اصلی با چرخش واریمکس) برای بررسی ساختار عاملی مقیاس استفاده شد. نتایج به‌دست‌‌آمده نشان‌دهنده ساختار سه عاملی (حافظه شنیداری، حافظه دیداری، حافظه فعال) مقیاس است که این عامل‌ها روی‌هم‌‌رفته 845/76 درصد واریانس کل آزمون را تبیین می‌کنند. این داده با یافته‌های به‌دست‌‌آمده از تحقیقات مختلف در زمینه تعداد عوامل هماهنگ، اما در زمینه خرده‌‌مقیاس‌های زیربنایی عامل حافظه شنیداری اختلاف دارد.
فرشته حقیقت، علیرضا مرادی، محمدعلی مظاهری، صدیقه حنطوش‌زاده، عباسعلی الهیاری، عباس پسندیده،
دوره 13، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو برنامه آموزشی مادری ذهن آگاهانه و نسخه بومی‌شده آن‌که توسط محقق طراحی‌شده، بر کیفیت زندگی زنان باردار بود.

روش: نمونه مورد بررسی شامل 36 زن باردار نخست‌زایمان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشت و متخصصین زنان و زایمان شهر اصفهان بودند که در سه‌ماهه دوم بارداری قرار داشتند و به شیوه داوطلبانه انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار داده شدند. در طول اجرای برنامه یک نفر از گروه آزمایش اول و یک نفر از گروه آزمایش دوم به دلیل مشکلات پزشکی و نیاز به استراحت قادر به ادامه نبودند، همچنین یک نفر از گروه کنترل نیز به دلیل مخدوش بودن پرسشنامه‌ها حذف و درنهایت 33 نفر دوره آموزشی را به پایان رساندند. کلیه شرکت‌کنندگان قبل و بعد از مداخله به پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک و سلامت مرتبط با کیفیت زندگی (اس. اف. سی و شش) پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد.

نتایج: نتایج نشان داد نمره پس‌آزمون مادران در پرسشنامه سلامت مرتبط باکیفیت زندگی و پنج خرده مقیاس آن (شامل عملکرد جسمانی، محدودیت عملکرد ناشی از مشکلات جسمانی، احساس خستگی یا نشاط، درد بدنی و سلامت عمومی)، در گروه مادری ذهن آگاهانه مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی، در مقایسه با دو گروه دیگر به‌طور معناداری بهبود یافت.

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخش بودن برنامه­های آموزش مادری ذهن آگاهانه بر کیفیت زندگی زنان باردار، اهمیت پرداختن به این نوع مداخلات روان‌شناختی در کنار مراقبت‌های معمول دوران بارداری، بایستی مورد توجه مراکز بهداشتی و متخصصین ذی‌ربط قرار گیرد.


کبری مرادی، علیرضا آقایوسفی، احمد علیپور، پرویز بهرامی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت روزافزون تأثیر عوامل روان‌شناختی در بروز و تشدید بیماری‌های مزمن از جمله مولتیپل اسکلروزیس، هدف پژوهش حاضر مقایسه: تنیدگی، شیوه‌های مقابله، تیپ شخصیتی سی و تیپ شخصیتی دی افراد دارای ام. اس. و افرادی عادی بود.

روش: روش تحقیق از نوع پس رویدادی یا علی مقایسه‌ای بوده است، جامعه آماری شامل تمام افراد عادی و بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می‌باشد که در تابستان و پاییز سال 1393 به متخصصین مغز و اعصاب در استان لرستان مراجعه نموده‌اند. از جامعه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، گروه نمونه‌ای به‌اندازه 150 نفر (75 فرد عادی و 75 فرد مبتلا) انتخاب شدند، سپس پرسش‌نامه‌های: استرس (رویدادها و تغییرات زندگی)، شیوه‌های مقابله، تیپ شخصیتی سی و تیپ شخصیتی دی بر روی آنان اجرا شد. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد.

نتایج: نتایج نشان داد در مقیاس‌های تنیدگی، شیوه مقابله اجتناب و شیوه مقابله حل مسئله مدبرانه، نمره کل تیپ شخصیتی سی و مؤلفه بازداری اجتماعی از مقیاس تیپ شخصیتی دی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد، در تمام شاخص‌های مطرح شده به‌جز حل مسئله مدبرانه، گروه بیمار نمرات بالاتری را کسب کردند.

بحث و نتیجه‌گیری: آنچه از یافته‌ها برمی‌آید این است که استرس به‌عنوان عامل مهمی در تشدید علائم ام. اس. و همچنین عوامل شخصیتی و شیوه‌های مقابله به‌عنوان عوامل تعدیل‌کننده استرس و بیماری نقش مهمی را در بیماری مولتیپل اسکلروزیس ایفا می‌کند. افراد با تیپ شخصیتی دی و سی در معرض خطر فزاینده بیماری‌های جسمی قرار دارند. محققان این دو نوع شخصیت را به‌عنوان یکی از عوامل آسیب‌شناختی در نظر گرفته‌اند که ممکن است بر تندرستی و طول عمر اثر بگذارد و نیازمند درمان روان‌شناختی است.



صفحه 1 از 1 -     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb