جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای طاهر

محبوبه طاهر، عباس ابوالقاسمی، آرزو مجرد، الهام آبنیکی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعللورزی و کنترل عواطف در پیش‌بینی واکنش‌پذیری بین فردی بود. روش­: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی سالمندان بازنشسته شهر ساری در سال 1392 است که از بین آنها نمونه‌ای به حجم 220 نفر (114 زن و 106 مرد) با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از  مقیاس تعلل‌ورزی عمومی، مقیاس کنترل عواطف و شاخص واکنش‌پذیری بین‌فردی استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تعللورزی (33- =r)، کنترل عواطف (53 =r)، اضطراب (42 =r) و عاطفه مثبت (25 =r) با واکنش‌پذیری بین فردی همبستگی معنادار دارد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نشان داد که افسردگی، اضطراب و تعللورزی میتوانند تغییرات مربوط به دیدگاهگیری را به طور معناداری پیشبینی کنند. همچنین اضطراب و عاطفه مثبت میتوانند به طور معناداری تخیل را پیشبینی کنند؛ خشم به طور منفی و اضطراب به طور مثبت میتوانند توجه همدلانه را پیشبینی کند؛ همچنین خشم قادر است پریشانی شخصی را به طور مثبت پیشبینی کند. در مجموع اضطراب، عاطفه مثبت و تعللورزی میتوانند 28 درصد از واریانس واکنش‌پذیری بین‌فردی سالمندان را تبیین ‌کنند. بحث و نتیجه‌گیری: میتوان از طریق آموزش کنترل عواطف و آموزش راهبردهای مقابله با تعللورزی به بهبود روابط بین فردی سالمندان و متعاقب آن کیفیت زندگی و سلامت آنها کمک کند.  


طاهره محمودیان دستنایی، حمید طاهر نشاط دوست، شعله امیری، غلامرضا منشئی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه طرح‌واره‌‌درمانی و درمان شناختی رفتاری در باور های اختلال خوردن در بیماران بی اشتهای و پراشتهای عصبی با توجه به پیوند والدینی بوده است.

روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون، پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران دارای اختلال خوردن مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی، روان درمانی بالینی و مراکز درمانی چاقی و لاغری شهر تهران که از نظر سنی بین 16 تا 23 سال اند می باشد. روش نمونه گیری هدفمند است، و ملاک تشخیص برای اختلال، تشخیص روانپزشک بر حسب ویراست پنجم راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی[U1]  می باشد. بعد از نمونه گیری اولیه بیماران از نظر پیوند والدینی غربالگری شدند. زیرا یکی از معیارهای ورود در این پژوهش دارا بودن پیوند ضعیف والدینی(بیش حمایت گر و مراقبت کم) بوده است. بیماران بی اشتهای عصبی از نظر شاخص توده بدنی در رده (BMI≥17kg/m2<19kg/m2) قرار داشتند و بیماران پراشتهایی عصبی با 3-1 رفتار جبرانی نامناسب در هفته در نظر گرفته شدند( هر دو گروه در رده خفیف بودند). ابزار مورد استفاده: شامل پرسشنامه پیوند والدینی، باور اختلال خوردن و طرح‌واره‌‌های یانگ(1994)می باشد. برای تحلیل فرضیه‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس عاملی (انکوا) استفاده شد.

نتایج: یافته های پژوهش نشان داد در هر دو گروه بیماران، طرح‌واره‌‌درمانی نسبت به درمان شناختی رفتاری دارای اثربخشی بالاتری بوده است برای بیماران پر اشتهای عصبی درمان شناختی رفتاری نیز اثربخش بوده است اما نسبت به طرح‌واره‌‌درمانی اثربخشی کمتری داشته است.

بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی بالاتر طرح‌واره‌‌درمانی نسبت به درمان شناختی رفتاری نباید تصور کرد که برای این بیماران درمان نهایی طرح‌واره‌‌درمانی است زیرا ناگفته پیداست که به کارگیری تکنیک‌های این رویکرد، با رفتارهای فرهنگی و اجتماعی گره خورده است و باید درمان را منطبق با سایر عوامل زمینه ای در نظر داشت.


محمدباقر کجباف، حمیدطاهر نشاط‌دوست، قاسم خالوئی،
دوره 1، شماره 10 - ( ارديبهشت ماه 1384 )
چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی‌ با میزان رضایت زناشویی، و اهداف دیگر آن، بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی‌ با جنس، سطح تحصیلات، طول مدت زناشویی و تفاوت سنی بود.
نمونه مورد بررسی شامل 200 نفر زن و شوهر از خانواده‌های شهرستان اراک بودند که به روش نمونه‌گیری مرحله‌های انتخاب شده بودند.
ابزار پژوهش عبارت بود از مقیاس هیجان‌خواهی‌ زاکرمن فرم پنجم، پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ، و پرسشنامه اطلاعات فردی و خانوادگی.
نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین هیجان‌خواهی‌ و میزان رضایت زناشویی رابطه منفی وجود دارد (168/0- = r). نیز رابطه هیجان‌خواهی‌ و سطح تحصیلات معنادار بود (303/0=(r. همچنین این نتایج از وجود رابطه منفی بین هیجان‌خواهی‌ و طول مدت زناشویی حکایت داشت (158/0- = (r، در حالی‌که‌ رابطه بین هیجان‌خواهی‌ و تفاوت سنی معنادار نبود. همچنین نتایج آزمون نشان داد تفاوت میانگین نمرات هیجان‌خواهی‌ مردان و زنان و نیز زوج‌های رضامند و نارضامند معنادار است.


طاهره امامی، مریم فاتحی‌زاده، محمدرضا عابدی،
دوره 1، شماره 19 - ( آبان ماه 1385 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش، بررسی و مقایسه اثربخشی دو شیوه شناختی - رفتاری و آموزش والدین در افزایش عزت نفس دانش‌آموزان بود. طرح تحقیق، تجربی و از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل است. به این منظور، شش کلاس از بین کلاس‌های سال دوم راهنمایی شهر اصفهان به طور تصادفی انتخاب و آزمون عزت نفس الیس پوپ به عنوان پیش‌آزمون روی آن‌ها اجرا گردید. سپس در هر کلاس، پانزده نفر از دانش‌آموزانی که نمره عزت نفس آن‌ها زیر نقطه برش بود، انتخاب و به صورت تصادفی به گروه‌های آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. چهار گروه آزمایشی (دو گروه دختران و دو گروه پسران) به دو شیوه تحت آموزش قرار گرفتند. در گروه‌های شناختی – رفتاری دختران و پسران، آموزش‌هایی به دانش‌آموزان داده شد و در گروه‌های آموزش والدین، والدین دانش‌آموزان تحت آموزش‌های خاص قرار گرفتند. در گروه کنترل هیچ مداخله‌ای اعمال نگردید. پس از اتمام جلسات و اجرای پس‌آزمون، نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوراهه و سه‌راهه و آزمون‌های تعقیبی لازم تحلیل گردید. نتایج به این قرار است: آموزش شناختی - رفتاری، عزت نفس دانش‌آموزان دختر را به طور مؤثر افزایش می‌دهد، و آموزش والدین در افزایش عزت نفس دانش‌آموزان پسر مؤثر است. دو شیوه مذکور تمام ابعادت عزت نفس، شامل عزت نفس کلی، تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و جسمی را همزمان افزایش داده، تغییر در یک بعد چشمگیرتر از سایر ابعاد نیست.
حمید طاهر نشاط دوست، حسین مولوی، محمد رضا عابدی، مهدی اصفهانی،
دوره 1، شماره 22 - ( ارديبهشت ماه 1386 )
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی بر میزان نشانه‌های اختلال وسواس ـ اجبار در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان اجرا گردید. بدین منظور تعداد 20 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- اجبار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک عدم ابتلا آن‌ها به اختلال افسردگی اساسی و اختلالات شخصیت تأیید شده بود، به روش تصادفی ساده از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 10 نفری شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس ـ اجبار مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا گردید. گروه آزمایشی به مدت 6 هفته با استفاده از کتابچه راهنمای درمانی که توسط پژوهشگر تدوین شده بود و شامل آموزش عملی و ارائه تکالیف خانگی استفاده از روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ بود به خوددرمانی پرداختند و در طول درمان هر هفته طی یک برنامه زمانبندی شده از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر، گزارشی از روند درمان را ارائه می‌کردند. آزمودنی‌های گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار گرفتند. فرض بر این بود که روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی باعث کاهش نشانه‌های اختلال وسواس ـ اجبار گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری می‌شود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی منجر به کاهش معنی‌دار نشانه‌های اختلال وسواس ـ‌ اجبار  گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است (001/0P<). این بهبودی در پیگیری یک ماه بعد همچنان مشهود بود (001/0P<). باتوجه به یافته‌های پژوهش حاضر می توان اینگونه نتیجه گیری کردکه روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی می تواند به عنوان روش موثری در درمان اختلال وسواس- اجبار به‌کار رود.


مریم فاتحی زاده، طاهره امامی، بهمن نجاریان،
دوره 1، شماره 22 - ( ارديبهشت ماه 1386 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین شیوع علائم اختلالات شخصیت طبقه دوم (شامل اختلالات شخصیت ضداجتماعی، خود شیفته، نمایشی و مرزی) در بین دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان بود. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان دختر پایه‌های سه گانه دوره متوسطه در نواحی پنجگانه آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شد. حجم نمونه شامل 1400 نفر دانش‌آموز بود که از هفتاد و پنج مدرسه به شیوه تصادفی مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه بالینی چندمحوری میلون –2 بود. در تجزیه و تحلیل نهایی مشخص شد که میزان شیوع علائم اختلال شخصیت ضداجتماعی 08/0 درصد، خودشیفته 9/1 درصد، نمایشی 4/6 درصد، و مرزی 08/0 است. این آمار مربوط به دانش‌آموزانی است که نمره آن‌ها در آزمون 85  و بالاتر است و دارای علائم جدی اختلال هستند. ولی افرادی که نمره بین 85-74 است، در صورت فراهم شدن عوامل زمینه‌ساز، احتمال زیادی برای ابتلا به اختلال شخصیت دارند. میزان شیوع اختلال در بین این دسته از افراد عبارت است از: اختلال شخصیت ضداجتماعی 15/1 درصد، خودشیفته 3/1 درصد، نمایشی 7/14 درصد و مرزی 9/1 درصد.


محمدعلی اصغری مقدم، الهام حکیمی‌راد، طاهره رضازاده،
دوره 1، شماره 28 - ( ارديبهشت ماه 1387 )
چکیده

نسخه بازنگریشده پرسشنامه حالت- صفت بیان خشم (STAXI-2) دارای ۵۷ عبارت است و امکان مطالعه و ارزیابی خشم را به عنوان یک پدیده چندوجهی فراهم می‌آورد. این آزمون به کمک ۶ مقیاس و ۵ خرده‌‌مقیاس، ارزیابی حالت خشم، صفت خشم، شیوه بیان خشم و شیوه کنترل خشم را میسر می‌دارد. مطالعه حاضر می‌کوشد تا نتایج تلاش‌های نخستینی را که با هدف ارزیابی پایایی و اعتبار این پرسشنامه در میان یک جمعیت دانشجویی ایرانی (۵۷۰ = n) انجام شده‌‌است، معرفی ‌کند. در مجموع، نتایج این مطالعه اولیه حاکی از اعتبار و پایایی قابل قبول پرسشنامه حالت- صفت بیان خشم در میان جمعیت مورد مطالعه است.
مجید سلطانی، رضا نیلی‌پور، طاهره سیما شیرازی، مهدی رهگذر، اکبر بیگلریان،
دوره 1، شماره 31 - ( آبان ماه 1387 )
چکیده

نارساخوانی رشدی، یکی از مباحث مهم و ناشناخته مسائل اختلال در خواندن است. شماری از پژوهشگران در پی این بوده‌اند که می‎توان برای این اختلال، طبقه بندی ارائه کرد. این تحقیق، با هدف بررسی و طبقه‌‌بندی کودکان نارساخوان رشدی فارسی زبان، با استفاده از تجزیه و تحلیل خطاهای خواندن و نوشتن انجام شده است. این پژوهش از نوع مقطعی تحلیلی بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای انجام گرفت. آزمودنی‌های تحقیق از میان کودکان فارسی زبان پایه دوم دبستان شهر تهران و با استفاده از آزمون تشخیصی خواندنِ شیرازی- نیلی‌پور انتخاب شدند. برای مشخص شدن انواع نارساخوانی رشدی؛ خطاهای خواندن و نوشتن کودکان در فعالیت‌های خواندن ونوشتن آن‌ها، مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل مسیرهای خواندن و نوشتن آزمودنی‌ها، از آزمون‌های «تی» مستقل و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (05/0>p) در این پژوهش بیش‌ترین خطاها در نوشتن کلمات به خطاهای بینایی و بیش‌ترین تعداد خطاهای خواندن متن، به خطای امتناع تعلق داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور مشخص و واضح نمی‌توان مرزهای طبقات نارساخوانی را تعیین کرد. این یافته‌ها، همخوان با نظریاتی است که نارساخوانی را یک سندرم می‌دانند و معتقدند که نارساخوانی رشدی دارای تنوعات مختلف است.
طاهره فلاح، دکتر فرامرز سهرابی، دکتر علی زاده محمدی،
دوره 2، شماره 4 - ( بهار و تابستان 1390 )
چکیده

  پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی دو روش موسیقی‌درمانی باتصور هدایت‌شده و راهبردهای شناختی بر کاهش میزان اضطراب دانش‌آموزان دبیرستانی در سال تحصیلی 86 ـ 85 انجام شد. در این پژوهش فرض شد که هر دو روش "موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده" و "راهبردهای شناختی"، میزان اضطراب دانش‌آموزان را کاهش می‌‌دهند و روش موسیقی‌درمانی مؤثرتر از روش راهبردهای شناختی است. به منظور بررسی این فرضیه‌های تحقیق از بین دبیرستان‌های مختلف استان یزد یک دبیرستان و از بین دانش آموزان آن دبیرستان 150 دانش‌آموز به طور تصادفی انتخاب شدند. پس از اجرای آزمون اضطراب زانگ از میان آنها، 45 نفر از دانش‌آموزانی که نمره بالایی را در این آزمون کسب کرده بودند، انتخاب شدند و به سه گروه، شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی اول برنامه‌های موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده و گروه آزمایشی دوم آموزش راهبردهای شناختی را هر کدام به طور جداگانه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ برنامه‌ای را دریافت نکرد. مداخلات درمانی به مدت یک ماه (دو جلسه در هفته) در مجموع هشت جلسه اجراء شد. هر سه گروه پیش و پس از آزمایش به آزمون اضطراب زانگ پاسخ دادند. روش‌های آماری مورد استفاده در این پژوهش علاوه بر آمار توصیفی از آزمون تحلیل واریانس یک عاملی و آزمون تعقیبی شفه استفاده گردید. نتایج بدست آمده از تحقیق نشان دادکه هر دو روش درمانی یعنی موسیقی‌درمانی با تصور هدایت‌شده و راهبردهای شناختی با سطح اطمینان 95 / 0 بر کاهش میزان اضطراب مؤثر بودند .


دکتر طاهره گلستانی بخت،
دوره 2، شماره 4 - ( بهار و تابستان 1390 )
چکیده

  مقدمه: هدف این پژوهش آزمایشی تعیین اثرات شوک الکتریکی گزیر ناپذیر بر شرطی سازی گریز- اجتناب در ماهی قرمز بود. در صورتی که عدم یادگیری گریز یا اجتناب از شوک به موقعیتهای دیگر تعمیم یابد و حیوان یاد بگیرد که درمانده و ناتوان است، با پدیده درماندگی آموخته شده مواجه هستیم. درماندگی آموخته شده حالتی روان شناختی است که موجودات می‌آموزند در موقعیتهای ویژه ای ناتوان هستند حتی اگر توان تغییر شرایط نامطلوب یا زیان آور را داشته باشند. نظریه درماندگی آموخته شده تبیینی در خصوص افسردگی بالینی و بیماریهای روانی ناشی از فقدان ادراک کنترل شده بر پیامدهای یک موقعیت است. روش: تعداد 50 ماهی قرمز معمولی به طول تقریباً 6-5 سانتی متر آزمودنی مورد استفاده قرار گرفتند و به مدت 1 هفته قبل از اجرای آزمایش در مخزنی نگهداری شدند. آزمایش در یک جعبه دو طرفه آبی ( aquatic shuttle box ) و بعد از انجام مطالعه مقدماتی انجام شد. آزمایش طی دو مرحله و با فاصله 24 ساعت از یکدیگر در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 25 آزمودنی) انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون t برای دو گروه مستقل مورد تحلیل قرار گرفت . نتایج: نتایج نشان داد آزمودنیهای گروه کنترل و گروه آزمایشی در میانگین 6 پارامتر زیر که به عنوان شاخصهای تاثیر شوک الکتریکی بر عملکرد گریز-اجتناب در ماهی قرمز، در نظر گرفته شده بودند، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. یافته‌ها تفاوت معناداری را در میانگین تعداد پاسخهای اجتناب، میانگین تعداد کوششها تا نخستین پاسخ اجتناب، میانگین گریز از شوک الکتریکی، میانگین تعداد پاسخهای گریز از شوک الکتریکی، میانگین تعداد شکست در گریز از شوک الکتریکی و میانگین زمان شکست در گریز، طی این پژوهش نشان می‌دهند. بحث: بر اساس این آزمایش کلیه فرضیه‌های پژوهش مورد تایید قرار گرفتند بنابراین، اعمال شوک کنترل ناپذیر، آموزش گریز اجتناب را در ماهی قرمز مختل می‌کند و به همین دلیل، آزمودنیهای گروه آزمایشی کندتر از گروه کنترل پاسخ ابزاری مناسب و با کفایت را می‌آموزند و عملکرد کندتری نیز دارند.


خانم سمیه آقامحمدی، دکتر محمدباقر کجباف، دکتر حمید طاهر نشاط دوست، دکتر احمد عابدی، خانم زینب کاظمی،
دوره 2، شماره 6 - ( بهار و تابستان 1391 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودکارآمدی برکیفیت زندگی در دختران فراری شهر اصفهان است. در این پژوهش از روش پژوهشی مورد منفرد با طرح خط پایه ی چندگانه با شرکت کنندگان استفاده شده است. آزمودنی های این پژوهش سه دختر فراری ساکن در مرکز ارشاد بهزیستی شهر اصفهان هستند، که پس از موقعیت خط پایه، به صورت پلکانی وارد طرح پژوهشی شدند و طی 12 جلسه ی مداخله ی انفرادی، آموزش خودکارآمدی را دریافت کردند و یک ماه پس از پایان مداخله به مدت 2 هفته ی پی در پی تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. ابزار سنجش پژوهش حاضر پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی بود. یافته های این پژوهش بر اساس تحلیل دیداری و شاخص های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد مداخله ی مورد نظر در مورد هر سه آزمودنی اثر بخش بوده است(با PND 100% برای دو آزمودنی و 91% برای یک آزمودنی). نتایج پژوهش حاضر همسو با پژوهش های قبلی نشان می دهد که با افزایش خودکارآمدی، کیفیت زندگی افراد بهبود پیدا می کند. بنابراین آموزش خودکارآمدی در این پژوهش موجب افزایش کیفیت زندگی در دختران فراری شده است.
فاطمه رضایی ، حمیدطاهر نشاط دوست، نجمه وکیلی زارچ، بابک امرا ، حسین مولوی،
دوره 2، شماره 7 - ( پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثر بخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر افسردگی و اضطراب بیماران زن مبتلا به آسم شهر اصفهان بود. بدین منظور 28 بیمار مبتلا به آسم بصورت تصادفی خوشه ای از مراکز درمانی شهر اصفهان انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. این دو گروه در مرحله پیش آزمون با استفاده از زیر مقیاس های اضطراب و افسردگی آزمون SCL-90-R  مورد ارزیابی واقع شدند. سپس گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی تحت درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی قرار گرفت و گروه گواه هیچگونه مداخله روانشناختی دریافت نکرد. در پایان هشت جلسه درمانی، دو گروه آزمایش وگواه در مرحله پس آزمون بار دیگر توسط زیر مقیاسهای اضطراب و افسردگی آزمون SCL-90-R  مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین زیر مقیاس عملکرد تنفسی از پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم(AQLQ) ، به منظور بررسی تأثیر احتمالی میزان اضطراب و افسردگی بر علائم و نشانه های این بیماری، توسط گروه‌های گواه و آزمایش قبل و بعد از مداخله درمانی تکمیل گردید. نتایج حاصل تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین نمرات اضطراب و افسردگی گروه آزمایش، در مرحله پس آزمون به میزان معناداری نسبت به گروه گواه کاهش پیدا کرده است (05/0>P). همچنین میانگین نمرات عملکرد تنفسی گروه آزمایش در مرحله پس آژمون به میزان معناداری نسبت به گروه گواه افزایش یافته است(05/0>P). بر اساس یافته های فوق می توان گفت درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی می تواند به عنوان یک درمان مفید جهت بهبود اختلالات روانی همراه با بیماری آسم و  عملکرد تنفسی (علائم و نشانه ها) به کار گرفته شود.
محمد سلطانی‌زاده ، دکتر مختار ملک‌پور ، دکتر حمیدطاهر نشاط‌دوست ،
دوره 2، شماره 7 - ( پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

هدف از این پژوهش تعیین رابطه ی بین عاطفه‌ی مثبت و منفی با رضایت از زندگی دانشجویان بود. نمونه پژوهش 140 نفر (69 مرد و 71 زن) از دانشجویان دانشگاه اصفهان بودند که با روش  نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای ارزیابی عاطفه‌ی مثبت و منفی از «مقیاس عاطفه‌ی مثبت و منفی» (PANAS) استفاده شد و رضایت از زندگی نیز به وسیله ی «مقیاس رضایت از زندگی» (SWLS) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که هر اندازه عاطفه‌ی مثبت در زمان های گذشته، حال و آینده و عاطفه‌ی مثبت کلی دانشجویان بیشتر باشد، رضایت از زندگی آنها نیز بیشتر است. همچنین افزایش عاطفه‌ی منفی در زمان های گذشته و حال و عاطفه‌ی منفی کلی، به کاهش رضایت از زندگی دانشجویان منجر می شود (05/0P<). با این حال،عاطفه‌ی منفی آینده با رضایت از زندگی رابطه ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن بود که عاطفه‌ی مثبت کلی و عاطفه‌ی منفی گذشته به ترتیب 6/11 درصد و 7 درصد، و در مجموع 1/18 در صد نمرات رضایت از زندگی را به طورمعنی داری پیش بینی می کند (01/0P<). سن, جنسیت و وضعیت تأهل نتوانست رضایت از زندگی را به طور معنی داری پیش بینی کند. به نظر می‌رسد حالات عاطفی بر ارزیابی ما در مورد رضایت از کل زندگی تأثیرگذار می باشد.
آزاده بختیاری، حمیدطاهر نشاط دوست، احمد عابدی، معصومه صادقی،
دوره 2، شماره 8 - ( بهار و تابستان 1392 )
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر مدل فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی بر اضطراب و فشارخون بیماران زن مبتلا به فشارخون بود. به منظور انجام این پژوهش، 30 بیمار زن مبتلا به فشار خون که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند در 2 گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. روش پژوهش آزمایشی بود. ابزارهای مورد استفاده عبارت بود از پرسشنامه اضطراب بک و دستگاه فشار سنج جیوه ای. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت درمان گروهی مبتنی بر مدل فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد درمان گروهی مبتنی بر مدل فراشناختی ذهن آگاهی انفصالی می تواند اضطراب و فشارخون بیماران زن مبتلا به فشارخون را کاهش دهد.
محمدمهدی پسندیده، معصومه طاهری،
دوره 13، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی گروه‌درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان و افزایش خودکارآمدی دانش‌آموزان دختر اول دبیرستان انجام گردیده است.

روش: روش پژوهش آزمایشی و بر اساس طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری شامل 60 نفر از دانش‌آموزان دختر اول دبیرستان که در مدارس سیاهکل در سال 94- 93 به تحصیل اشتغال دارند بوده است. نمونه آماری شامل افرادی است که در مقیاس اضطراب حداقل یک نمره بالاتر از میانگین و در مقیاس خودکارآمدی حداقل یک نمره پایین‌تر از میانگین به دست آوردند؛ که به‌صورت تصادفی در دو گروه 15 نفر (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند. از هر دو گروه پیش‌آزمون به عمل آمد. سپس به گروه آزمایش، آموزش شناختی ـ رفتاری که 8 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه و هر هفته یک جلسه آموزش داده شد به گروه کنترل در این مدت هیچ آموزشی داده نشد، در پایان‌ بر روی هر دو گروه به‌طور هم‌زمان و در شرایط یکسان پس‌آزمون اجرا گردید. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر و پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره موردبررسی قرار گرفت و کلیه عملیات آماری به کمک نرم‌افزار «اس. پی. اس. اس. 20»  انجام شد.

نتایج: نتایج نشان داد که آموزش گروه‌درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان دانش‌آموزان دختر اول دبیرستان اثر معنی‌دار وجود نداشت (001/0= ، 867/0=P، 03/0= (1،26)F). ولی در افزایش خودکار آمدی دانش‌آموزان اثر معنی‌دار وجود داشت (32/0= ، 002/0=P، 13/12= (1،26)F).

بحث و نتیجه‌گیری: گروه‌درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری برافزایش خودکار آمدی دانش‌آموزان دختر اول دبیرستان مؤثر بوده است.


عباسعلی حسین‌خانزاده، محبوبه طاهر، سیده زینت فلاح مرتضی‌نژاد، سیده زهرا سیدنوری،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: خوددلسوزی یک مفهوم جدید در روان‌شناسی شخصیت است که بر اساس ایده‌های مورد بحث در عقاید بودایی پایه‌ریزی شده است. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی خودکارآمدی و حرمت خود بر اساس خوددلسوزی انجام‌شده است.

روش: طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 94-1393 بودند که از بین آن‌ها نمونه‌ای به حجم 320 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به مقیاس‌های خوددلسوزی (نف، 2003)، خودکارآمدی (شرر و همکاران، 1982) و حرمت خود (روزنبرگ، 1965) پاسخ دادند.

نتایج: نتیجه تحلیل همبستگی نشان داد خوددلسوزی با خودکارآمدی و حرمت خود، همبستگی مستقیم و معناداری دارد (0.01>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد از بین خرده‌مقیاس‌های خوددلسوزی، دو خرده‌مقیاس خودداوری و خودمهربانی قادرند 25 درصد از تغییرات خودکارآمدی را تبیین کنند. همچنین سه خرده‌مقیاس خودداوری، خودمهربانی و ویژگی مشترک انسانی قادرند 13 درصد از تغییرات حرمت خود را تبیین کنند.

بحث و نتیجه‌گیری: نشان می‌دهد که خوددلسوزی در پیش‌بینی خودکارآمدی و حرمت خود دانشجویان اهمیت ویژه‌ای دارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb