جستجو در مقالات منتشر شده


34 نتیجه برای شعیری

محمدرضا نائینیان، امیر نیک‌آذین، محمدرضا شعیری، مهتاب رجبی، زهرا سلطانی‌نژاد،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف وارسی ویژگی‌های روان سنجی مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان در نمونه‌های بالینی و غیر بالینی ایرانی اجرا شده است.

روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی  بوده و نمونه آن شامل دو گروه غیر بالینی (292 نفر دانشجو) و بالینی (137 نفر از مراجعه کنندگان به کلینیک سلامت خانواده و 111 نفر گروه همتا) بوده که به شیوه نمونه گیری خوشه‌ای (گروه غیر بالینی) و مبتنی بر هدف (گروه بالینی) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه سلامت عمومی(جی. اچ. کیو—28) و پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت.

نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مقیاس یاد شده بر اساس ضریب آلفای کامل (89/0)، و ضریب همبستگی مربوط به باز آزمایی آن (79/0) دارای پایایی مناسبی است. تحلیل عاملی اکتشافی حکایت از اشباع آن از یک عامل داشته و شاخص‌های حاصل از تحلیل عاملی تأییدی برازش متوسط مدل را تأیید نمود. همچنین ضرایب همبستگی به دست آمده حاکی از اعتبار همگرای مقیاس با ابزارهای مشابه می‌باشد.

بحث و نتیجه‌گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان دارای ویژگی های روان سنجی قابل دفاع برای مطالعه کیفیت زندگی جمعیت بزرگسال در ایران است.


کریم گل‌محمدی، محمدرضا شعیری، محمدعلی اصغری مقدم، شیما ظهرابی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: اختلال اضطراب اجتماعی را می‌توان اختلالی دانست که با ترس از ارزیابی منفی و سطوح بالای اضطراب و اجتناب در موقعیتهای اجتماعی و عملکردی مشخص می‌شود. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی تکنیک «آموزش تمرکز بر تکلیف» بر کاهش ترس از ارزیابی منفی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بود.

روش: روش پژوهش از نوع شبه تجربی و شرکت‌کنندگان در پژوهش حاضر از دانشجویان تمامی مقاطع دانشگاه شاهد بودند که از طریق پرسشنامه هراس اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، مصاحبه نیمه ساختاریافته‌ی بالینی (فرست، 1996) و فرم کوتاه ترس از ارزیابی منفی (لیری، 1983) مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از تأیید اختلال اضطراب اجتماعی، 20 نفر از این افراد به‌صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 10 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله با برنامه «آموزش تمرکز بر تکلیف» قرار گرفت و گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد.

نتایج: یافته‌ها نشان دادند که به‌کارگیری تکنیک «آموزش تمرکز بر تکلیف» باعث کاهش معنادار ترس از ارزیابی منفی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل (t=2.76, P=0.013) شده است.

بحث و نتیجه‌گیری: بنابراین نتایج به‌دست‌آمده در عین اینکه همسو با دیگر نتایج بوده، زمینه‌ای مقدماتی برای استفاده از تکنیک یادشده را در جهت کاهش نشانگان اضطراب اجتماعی در نمونه‌های ایرانی فراهم ساخته است. هرچند پژوهش‌های بعدی باید سودمندی بیشتر این تکنیک را در ابعاد مختلف نمایان سازند.


زهرا زنجانی، حمید یعقوبی، لادن فتی، محمدرضا شعیری، محمد غلامی فشارکی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: چندش، یکی از شش هیجان اولیه ای است که توسط داروین معرفی شد. از جمله ابزارهای سنجش این هیجان، مقیاس حساسیت و گرایش به تجربه چندش است. این مطالعه با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی‌های روانسنجی این مقیاس در جامعه ایرانی صورت گرفت.

روش: این مطالعه از نوع پژوهش های توصیفی محسوب می گردد. نمونه مورد مطالعه شامل 391 دانشجوی دانشگاه شاهد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده مقیاس حساسیت و گرایش به تجربه چندش، مقیاس تجدیدنظر شده چندش و مقیاس وسواس پادوآ بود. ساختار عاملی پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، اعتبار همگرا و پایایی بازآزمایی و همسانی درونی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عامل اکتشافی، حاکی از چهار عامل گرایش به تجربه هیجان چندش، حساسیت به هیجان چندش، گرایش به اجتناب از محرک‌های چندش اور و حساسیت به نتایج هیجان چندش، در این مقیاس بود. تحلیل عامل تاییدی، الگوی چهار عاملی حاصله و الگوی دو عاملی فرم 12 سئوالی را تایید کرد. همچنین، اعتبار همگرا و پایایی این مقیاس نیز خوب بود.

نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که این مقیاس در نمونه دانشجویی ایرانی از ساختاری عاملی و پایایی و اعتبار مطلوبی برخوردار است. لذا می توان از این مقیاس در نمونه های ایرانی استفاده کرد.


محمدرضا شعیری،
دوره 1، شماره 1 - ( مهر و آبان 1382 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش کنونی، مقایسه نتایج مربوط به متغیرهای W، D، Dd و S آزمون رورشاخ در آزمودنی‌های سطوح عینی و انتزاعی بوده است. بدین خاطر در مرحله نخست، 164 آزمودنی 14 ساله (دانش‌آموز) و 85 آزمودنی بزرگ‌سال (دانشجو) بر اساس آزمون‌های نظام عملیاتی پیاژه مورد بررسی قرار گرفتند تا آزمودنی‌هایی که عملیات عینی و انتزاعی در آن‌ها استقرار یافته انتخاب گردند. سپس در مرحله دوم تحقیق، 70 آزمودنی سطح عینی و 62 آزمودنی سطح انتزاعی، با آزمون رورشاخ مورد آزمایش قرار گرفتند. یافته‌های به‌دست آمده نشانگر تفاوت معنادار بین دو گروه در متغیرهای W، D و Dd بود، در حالی که در متغیر S تفاوت معناداری دیده نشد. البته این پژوهش نیم‌نگاهی نیز به مقایسه آزمودنی‌های سطوح عینی و انتزاعی با آزمودنی‌های 14 ساله و بزرگ‌سال آمریکایی دارد.


رسول روشن، محمدرضا شعیری،
دوره 1، شماره 4 - ( ارديبهشت ماه 1383 )
چکیده

هدف اساسی این پژوهش، بررسی تنیدگی‌‌‌‌‌‌‌زاها وشیوه‌های مقابله‌ای در دانشجویان بوده، البته مقایسه دو گروه دانشجویان شاهد و غیرشاهد نیز انجام شده است. به‌همین دلیل 530 آزمودنی، در رشته‌های مختلف تحصیلی، متناسب با حجم زیرگروه‌ها، مورد بررسی قرار گرفتند که 354 نفر از آزمودنی‌‌ها را دانشجویان غیرشاهد و 166 نفر را دانشجویان شاهد تشکیل می‌‌‌‌‌‌دادند (10نفر از آزمودنی‌ها وضعیت خود را مشخص ننموده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند). ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق شامل پرسشنامه سنجش تنیدگی (90 سؤالی) و پرسشنامه شیوه‌های مقابله‌‌‌‌‌ای (72 سؤالی) بوده است. نتایج به‌دست‌ آمده نشان داده است که بیش‌ترین تنیدگی‌‌‌‌ها مربوط به مشغله فراوان، نگرانی از انتخاب شغل متناسب با رشته تحصیلی، تغییر در عادت‌های خواب و …، و کم‌ترین تنیدگی‌‌‌‌‌ها مربوط‌به حاملگی خواسته، ازدواج مجدد، تولد فرزند، دستگیر شدن موقت و… می‌‌‌‌‌باشد. راهبردهای مقابله‌‌‌ای که بیش‌ترین استفاده را داشته‌اند عبارتند از: توکل به خدا و طلب یاری از او، تفکر دقیق درباره اقدامات لازم برای حل مشکل، تلاش و فعالیت بیش‌تر برای حل مشکل و …. کم‌ترین راهبردهای مقابله‌ای مورد استفاده عبارتند از: مصرف مواد مخدر یا دارو، داروهای آرامبخش، سیگار کشیدن، مراجعه به فالگیر یا دعانویس و …. مقایسه دانشجویان شاهد و غیرشاهد نشان می‌دهد که این دو گروه، به شکل گسترده‌ای در مورد عوامل تنیدگی‌زا با یکدیگر تفاوت دارند، اما در مورد راهبردهای مقابله‌ای، تمایز معناداری بین دو گروه مشاهده نشده است، جز راهبرد مقابله‌ای انکار، که توسط دانشجویان شاهد بیش‌تر از دانشجویان غیرشاهد مورد استفاده قرار گرفته است.
محمدرضا شعیری، نوشین چترچی،
دوره 1، شماره 7 - ( آبان ماه 1383 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر، وارسی مقایسه‌ای رابطه حرمت خود با ابعاد سلامت روان و موفقیت تحصیلی بوده است. بر این اساس، 525 دانشجوی دوره کارشناسی (224 دانشجوی دختر و 301 دانشجوی پسر) مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج به‌دست‌ آمده نشانگر رابطه معنادار بین حرمت خود و سلامت روان (ابعاد A، B، C، D و کل) در دو جنس و به‌طور کلی بوده است. البته مقایسه همبستگی‌های مشاهد شده در دو گروه دختران و پسران، در مورد متغیرهای مورد اشاره، بیانگر تفاوت معنادار نبوده است. همچنین گفتنی است که بین پیشرفت تحصیلی و حرمت خود رابطه معناداری دیده نشده، در حالی که پیشرفت تحصیلی با سلامت روان به‌طور کلی و با اضطراب و بی‌خوابی رابطه معناداری در کل و در آزمودنی‌های پسر داشته است. مقایسه نتایج دختران و پسران دانشجو بیانگر تفاوت معنادار دو گروه در متغیرهای حرمت خود و افسردگی وخیم بوده، بین دیگر متغیرهای تحقیق در دو گروه دختران و پسران دانشجو تفاوتی دیده نشده است. قابل اشاره است که اثر تعاملی بین جنس و سال‌های تحصیلی تنها در مورد متغیر نارساکنش‌وری‌ اجتماعی معنادار بوده است.
رسول روشن، محمدرضا شعیری، حمید یعقوبی،
دوره 1، شماره 10 - ( ارديبهشت ماه 1384 )
چکیده

 هدف اساسی تحقیق حاضر، بررسی نقش رابط مشاوران در سلامت روانی و سازگاری دانشجویان جدیدالورود بوده است. بدین‌خاطر پانزده نفر از دانشجویان سال بالا، تحت آموزش قرار گرفتند. سپس دو گروه کنترل و آزمایشی از دختران دانشجوی سال اول تشکیل شد. این دو گروه قبل از شروع ارتباط با مشاوران همسان توسط پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامه سازگاری بارو بررسی شدند. سپس گروه آزمایشی تحت نظارت رابط مشاوران قرار گرفت، اما گروه کنترل هیچ رابطی نداشت. در پایان یک دوره چهار ماهه، دو گروه بار دیگر توسط آزمون‌های یاد شده بررسی گردیدند. سپس با گذشت 9 ماه و بعد از ادامه آموزش‌ها، بار دیگر آزمودنی‌های گروه کنترل و آزمایشی به آزمون پاسخ دادند تا پایداری مشاوره‌های همسالان مشخص گردد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته درون - برون گروهی نشان داد که در اغلب خرده مقیاس‌های سلامت عمومی و سازگاری، بین گروه کنترل و آزمایشی تفاوت معنادار وجود دارد. این تفاوت در طی اندازه گیری‌های مکرر در خلال زمان بعد از شروع و 9 ماه بعد از اتمام آموزش مشهود بوده و ادامه داشته است.


آزیتا شمشادی، محمدرضا شعیری،
دوره 1، شماره 10 - ( ارديبهشت ماه 1384 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر راهبردهای یادگیری ویژه «تحمل ابهام» بر فرایندهای یادگیری و توانش زبانی، زبان دوم یادگیرندگان است. بدین‌خاطر 135 دانشجوی دوره کار‌شناسی‌ که دارای حداقل نمره‌ زبان خام کنکور سراسری بودند و براساس آزمون سلت (CELT) نیز توانش زبانی نزدیکی داشتند، انتخاب گردیدند. پس از وارسی «تحمل ابهام» آن‌ها براساس مقیاس تحمل ابهام زبان دوم مک‌لین (Mc Lain, D., 1993)، افرادی که دارای تحمل ابهام بالا و پایین بودند تعیین شدند. سپس دو گروه آزمایش با تحمل بالا و پایین و دو گروه کنترل مشابه تشکیل شد. آنگاه پیش آزمون تافل در مورد آن‌ها اجرا گردید. سپس گروه‌های آزمایش در یک ترم تحصیلی تحت آموزش راهبردهای یادگیری ویژه تحمل ابهام قرار گرفتند. بعد از آن، پس آزمون تافل نیز در مورد آن‌ها اجرا شد. یافته‌ها نشان داد که راهبردهای یادگیری ویژه‌ تحمل ابهام، بر گروه آزمایش دارای تحمل ابهام پایین مؤثر بوده و توانسته است توانش زبانی آن‌ها را به شکل معنا‌دار نسبت به دیگر گروه‌ها افزایش دهد.


نوشین چترچی، محمدرضا شعیری،
دوره 1، شماره 13 - ( آبان ماه 1384 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی نگرش فقهی به هیپنوتیزم بالینی است. بدین‌‌خاطر برای روشن ساختن حکم فقهی هیپنوتیزم، در آغاز به تعیین چیستی هیپنوتیزم پرداخته شده است. سپس با رجوع به منابع دینی، مشخص شده که نمی‌توان حکم هیپنوتیزم را از این منابع مستقیماً اخذ کرد. بدین‌‌خاطر براساس منابع فقهی و با روش استنباط احکام، به استخراج حکم هیپنوتیزم پرداخته شده که در نهایت حکم اباحه و جواز در مورد به‌کارگیری، آموختن یا آموزش آن به‌دست آمده است.


محمدرضا نائینیان، محمدرضا شعیری، رسول روشن، کبری صیدمحمدی، زهره خلمی،
دوره 1، شماره 13 - ( آبان ماه 1384 )
چکیده

هدف اساسی مطالعه کنونی بررسی برخی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه کیفیت زندگی (QLQ) بوده است. پرسشنامه حاضر،یکی از پرسشنامه‌هایی است که به‌منظور سنجش کیفیت زندگی افراد بزرگسال توسط ایوانس و کوپ در سال 1989 تهیه گردید. پرسشنامه یاد شده 16 بعد از کیفیت زندگی را پوشش می‌دهد و جمعاً دارای 192 سؤال است.مفروضه اساسی پرسشنامه یاد شده این است که رفتارهای افراد در پاسخ به جنبه‌های خاص محیطی می‌تواند معرف کیفیت زندگی تلقی شود. بدین‌‌خاطر QLQ کوشیده تا شاخصی چند بعدی از رفتارهای فردی را مشخص سازد. در بررسی حاضر، 400 معلم شاغل در دبیرستان‌های شهر تهران (200 مرد و 200 زن) به‌صورت خوشه‌ای مرحله‌ای از مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب انتخاب گردیدند. نتایج به‌دست آمده نشان داد که QLQ از آلفای کرونباخ مناسبی در کل ودر نیمه اول و دوم برخوردار بوده و ضریب پایایی (reliability) و همبستگی دو نیمه آزمون نیز مناسب ارزیابی شده است. ضرایب همبستگی مربوط به بازآزمایی 16 خرده مقیاس QLQ در همه موارد مثبت و معنادار بوده است. از طرف دیگر براساس نظر مؤلفین پرسشنامه، هر ماده‌ای از خرده مقیاس‌ها که همبستگی‌اش با دیگر خرده مقیاس‌ها از زیر مجموعه خود بیش‌تر بوده حذف شده ودر نهایت 163 ماده باقی مانده است. مقایسه نتایج زنان و مردان و نمونه‌های ایرانی و غیرایرانی درخرده مقیاس‌های QLQ نشانگر تفاوت معنادار یافته‌ها در مورد برخی از خرده مقیاس‌ها است، گرچه تفاوت نمونه‌های ایرانی و غیرایرانی در سیزده خرده مقیاس مشهود است. هنجارگزینی مربوط به نمونه‌های ایرانی براساس مواد اصلی پرسشنامه و مواد حذف شده در جدول‌های مربوطه ارائه شده است.


مهدیه عطری‌فرد، محمدرضا شعیری، محمدعلی اصغری مقدم،
دوره 1، شماره 16 - ( ارديبهشت ماه 1385 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر، وارسی ساخت عاملی و جنبه‌های روان‌سنجی «مقیاس بازخورد نسبت به بیماری» (IAS) است. بدین‌خاطر پس از انجام مراحل مقدماتی و رفع مشکلات احتمالی، وارسی این مقیاس در سه مطالعه انجام پذیرفت: در مطالعه‌ی اول، با اجرای مقیاس بر روی 929 دانشجوی دانشگاه شاهد که به شیوه نمونه‌برداری خوشه‌ای انتخاب شده بوند، ساخت عاملی این ابزار با استفاده از تحلیل عاملی موازی، بررسی گردید. در این مطالعه، IAS در قالب 5 عامل مفهوم‌سازی شد: «ترس از بیماری و ناخوشایندی»، «فراوانی درمان»، «باورهای خود بیمارپندارانه وآثار نشانه»، «رفتار سلامتی» و «هراس از مرگ». در مطالعه‌ی دوم، پایایی ابزار با استفاده ازمحاسبه آلفای کرونباخ وضریب پایایی به روش بازآزمایی (با فاصله 15 روز) و میانگین همبستگی بین آیتم‌ها، بررسی شد؛ نتایج حاکی از مناسب بودن پایایی ابزار مذکور در نمونه مورد مطالعه است. در مطالعه سوم نیز به وارسی اعتبار تشخیصی و سازه IAS پرداخته شد. نتایج تحلیل‌های اعتبار تشخیصی نشان داد که 4 عامل «ترس از بیماری و ناخوشایندی»، «فراوانی درمان»، «باورهای خودبیمارپندارانه و آثار نشانه» و «رفتار سلامتی» توانست به طور معناداری، بیماران دارای مشکلات روان‌شناختی را از آزمودنی‌های سالم متمایز کند. این نتیجه بیانگر اعتبار تشخیصی مناسب این 4 عامل است. در بررسی اعتبار سازه مقیاس مذکور نیز، همبستگی گشتاوری پیرسون بین نمرات مقیاس IAS با سه مقیاس دیگر یعنی مقیاس خودبیمارپنداری MMPI-2، خرده مقیاس شکایات جسمانی SCL-90-R و خرده مقیاس نشانه‌های بدنی GHQ محاسبه شد. نتایج این تحلیل‌ها نیز حاکی از اعتبار سازه مناسب عامل‌های IAS، به استثنای عامل هراس از مرگ است. در مجموع نتایج مطالعه کنونی شواهدی برای صحت ساخت عاملی و پایایی قابل قبول عامل‌های IAS ارائه می‌دهد. ضمن این که اعتبار عوامل این مقیاس به استثنای عامل هراس از مرگ نیز در مطالعه تأیید شد.
رسول روشن‌چسلی، محمدرضا شعیری، مهدیه عطری‌فرد، اکبر نیکخواه، بهاره قائم‌مقامی، اکرم رحیمی‌راد،
دوره 1، شماره 16 - ( ارديبهشت ماه 1385 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر، وارسی جنبه‌های روان‌سنجی «پرسشنامه شخصیتی 5 عاملی نئو» (NEO-FFI) است. بدین‌خاطر پس از انجام مراحل مقدماتی و رفع مشکلات احتمالی، وارسی این مقیاس در دو مطالعه انجام پذیرفت: در مطالعه اول، برای محاسبه پایایی با استفاده از روش ثبات درونی، 604 دانشجوی دوره کار‌شناسی دانشگاه‌های تهران، امیرکبیر و شاهد (334 دختر و 270 پسر) با میانگین سنی 8/21 (49/2sd=)، به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و NEO-FFI را تکمیل کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که تنها عوامل روان‌ آزرده‌گرایی و مسئولیت‌پذیری در تمام آزمودنی‌ها، ثبات درونی قابل قبولی دارند (یعنی بزرگ‌تر از 70/0) که البته آلفای کرونباخ عوامل برون‌گرایی و توافقی بودن نیز، از سطح توصیه شده برای مقایسه‌های گروهی بالاتر است (یعنی بزرگ‌تر از 50/0). بنابراین تنها عامل پذیرا بودن، فاقد ثبات درونی قابل قبول است. در مطالعه دوم، به‌منظور بررسی اعتبار سازه NEO-FFI، همبستگی گشتاوری پیرسون بین 5 عامل NEO-FFI و 9 بعد «سیاهه نشانگان تجدید نظر شده90 ماده‌ای» (SCL-90-R) محاسبه شد. نتایج این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که عامل روان‌ آزرده‌گرایی با تمام ابعاد SCL-90-R، عامل مسئولیت‌پذیری نیز با تمام ابعاد SCL-90-R به غیراز بعد افکار پارانویید (بدون در نظر گرفتن تصحیح بونفرونی) و وسواسی- اجباری (با در نظرگرفتن تصحیح بونفرونی)، عامل‌های توافقی بودن و برون‌گرایی نیز با توجه به تصحیح بونفرونی به ترتیب با 7 و 3 بعد SCL-90-R همبستگی معنادار دارد و عامل‌ پذیرا بودن با هیچ بعدی ارتباط معناداری ندارد. لازم به ذکر است که در بین این عوامل تنها رابطه روان‌ آزرده‌گرایی با ابعاد SCL-90-R رابطه مثبت است و بقیه عوامل یا رابطه منفی دارند و یا رابطه معناداری ندارند. در مجموع، نتایج مطالعه کنونی، با توجه به مرور پیشینه پژوهشی در مورد بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی NEO-FFI در فرهنگ‌های غیرانگلیسی زبان، لزوم وارسی ساخت عاملی این ابزار را در جمعیت ایرانی نمایان می‌سازد.
نیلوفر رایگان، محمدرضا شعیری، محمد علی اصغری مقدم،
دوره 1، شماره 19 - ( آبان ماه 1385 )
چکیده

مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی – رفتاری، مبتنی بر الگوی 8 مرحله‌ای کش، بر تصویر بدنی منفی دختران انجام گردیده است. بدین خاطر در مرحله نخست 226 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه شاهد به وسیله پرسشنامه روابط چند بعدی خود – بدن (MBSRQ) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از مرحله اول پژوهش نشان داد که 38 آزمودنی دارای ویژگی‌های تصویر بدنی منفی هستند. سپس به تصادف از 38 نفر یاد شده، 16 نفر برای شروع مرحله دوم پژوهش، یعنی مداخلات درمانی انتخاب شدند. 16 آزمودنی مورد نظر به تصادف در دو گروه 8 نفری برای تشکیل گروه‌های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آن‌گاه درمان شناختی – رفتاری مبتنی برالگوی 8 مرحله‌ای کش در مورد گروه آزمایشی اجرا شد و گروه کنترل در انتظار ماند. در پایان، پرسشنامه‌ی MBSRQ مجدد در مورد 16 نفر اجرا شد. تحلیل داده‌ها نشان داد که الگوی 8 مرحله‌ای کش، به طور کلی، تصویر بدنی منفی آزمودنی‌های گروه آزمایشی را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشیده است. از سوی دیگر، تحلیل داده‌های مربوط به خرده آزمون‌ها نشانگر تفاوت معنادار دو گروه آزمایش و کنترل در مورد ارزیابی وضع ظاهر و گرایش به تناسب بوده، در حالی که در مورد خرده آزمون‌های گرایش به ظاهر، ارزیابی تناسب، وزن ذهنی و رضایت از نواحی بدنی این تفاوت دیده نشده است. در مجموع می‌توان گفت که شیوه‌ی درمان شناختی – رفتاری، مبتنی بر الگوی 8 مرحله‌ای کش، توانسته است تصویر بدنی منفی نمونه‌ای از دختران ایرانی را بهبود بخشد.
نیلوفر قادری، محمدعلی اصغری مقدم، محمد رضا شعیری،
دوره 1، شماره 19 - ( آبان ماه 1385 )
چکیده

در این پژوهش، کارایی بازی درمانی رفتاری شناختی روی پرخاشگری کودکان پسر 11-8 ساله مبتلا به اختلال سلوک، ساکن در مراکز بهزیستی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت. نمونه این پژوهش 24 نفر بود که از میان 75 کودک ساکن 3 مرکز بهزیستی، پس از تکمیل پرسشنامه CSI-4 توسط مربیان انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. سپس چک لیست پرخاشگری توسط مربیان در هر دوگروه تکمیل شد و جلسات بازی درمانی رفتاری شناختی به مدت 5 هفته و در 10 جلسه روی گروه آزمایشی توسط درمانگر و دو کمک‌درمانگر که از کودکان نرمال ساکن همان مراکز بودندانجام گرفت. پس از اتمام جلسات درمان، دوباره چک لیست پرخاشگری در هر دو گروه کنترل و آزمایشی توسط همان مربیان تکمیل شد و نتایج توسط آزمون «تی» برای گروه‌های مستقل مورد مقایسه قرار گرفت.نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در تفاضل نمرات پیش آزمون– پس آزمون پرخاشگری به نفع گروه آزمایشی وجوددارد.
لیلا حیدری‌نسب، محمود منصور، پرویز آزاد فلاح، محمد رضا شعیری،
دوره 1، شماره 22 - ( ارديبهشت ماه 1386 )
چکیده

این مطالعه به منظور بررسی اعتبار و روائی پرسشنامه سبکهای دفاعی DSQ در نمونه های ایرانی انجام یافته است . 666 دانش آموز ( با میانگین سنی 61/16 و انحراف معیار13/1 ) و401 دانشجو ( با میانگین سنی3/21 و انحراف معیار8/3 ) در مجموع 1067 نفر در این مطالعه شرکت نمودند. با استفاده از روش آزمون و باز آزمون و نیز محاسبه آلفای کرونباخ در گروههای مورد مطالعه اعتبار این پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت و همچنین روائی محتوی، روائی همگرا و روائی سازه نیز با استفاده از نظر متخصصان در مورد ارتباط ماده های پرسشنامه با تعاریف مرتبط با مکانیزمهای مورد وارسی و نیز استفاده از آزمون نئو مورد مطالعه قرار گرفت .
توافق نظر بالای متخصصان در مورد ارتباط ماده‌های پرسشنامه سبک های دفاعی با تعاریف ارائه شده در مورد مکانیزم‌های دفاعی در منابع معتبر( حداقل 46/2 و حداکثر 53/4 بر روی یک مقیاس 5 درجه‌ای که 5 نشانه ارتباط کامل و 1 نشانه عدم ارتباط بوده است) ، وجود همبستگی های قابل قبول بین عامل‌های نئو و پرسشنامه سبک‌های دفاعی و نیز همبستگی های بالا بین ماده های پرسشنامه با مکانیزم‌ها و سبک‌های مرتبط نشانه روائی قابل قبول این پرسشنامه می باشد . همچنین آلفای بالای این پرسشنامه در گروههای مورد مطالعه ( 87/0-81/0 ) و همبستگی‌های بالا بین آزمون و باز آزمون نمایانگر اعتبار قابل قبول این پرسشنامه در جمعیت ایرانی بود. 


محمدرضا شعیری، مهدیه عطری‌فرد، آزیتا شمشادی،
دوره 1، شماره 25 - ( آبان ماه 1386 )
چکیده

هدف اساسی پژوهش حاضر, وارسی ساخت عاملی و جنبه های روانسنجی «مقیاس درجه‌بندی حرمت خود»(SERS) است. بدین‌خاطر پس از انجام مراحل مقدماتی و رفع مشکلات احتمالی, وارسی این مقیاس در سه مطالعه انجام پذیرفت: در مطالعه اول، با اجرای مقیاس بر روی 322 دانشجوی دانشگاه شاهد که به شیوه نمونه‌برداری خوشه‌ای انتخاب شده بود, ساخت عاملی این ابزار با استفاده از تحلیل عاملی وریمکس (متعامد) بررسی گردید. نتایج این تحلیل عاملی SERS نشاندهنده 6 عامل مناسب بود. در مطالعه دوم, پایایی ابزار با استفاده از محاسبه آلفای کرونباخ و ضریب پایایی به روش بازآزمایی (با فاصله 15 روز) و میانگین همبستگی بین آیتم‌ها بررسی شد. نتایج حاکی از مناسب بودن پایایی ابزار مذکور در نمونه مورد مطالعه است. در مطالعه سوم نیز به وارسی اعتبار سازه SERS پرداخته شد. در بررسی اعتبار سازه این مقیاس، همبستگی گشتاوری پیرسون بین نمرات عوامل SERS با مقیاس حرمت خود آیزنک، مقیاس حرمت خود MMPI-2، پرسشنامه سلامت عمومی و مقیاس منبع مهارگذاری نویکی استریکلند محاسبه شد. نتایج این تحلیل‌ها نشان دهنده اعتبار مناسب عوامل مقیاس درجه‌بندی حرمت خود می باشد و در آخر نویسندگان این مقاله با توجه به مرور پیشینه پژوهشی در مورد ساخت عاملی این ابزار و شاخص‌های روان‌سنجی عوامل آن، فرم کوتاهی از این مقیاس را پیشنهاد می‌کنند.
محسن جلالی، محمدرضا شعیری، کارینه طهماسیان، الناز پوراحمدی،
دوره 1، شماره 34 - ( ارديبهشت ماه 1388 )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر جهت بررسی تأثیر آموزش مدیریت والدین براساس برنامه فرزندپروری مثبت (3P) در کاهش شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله‌ای دانش‌‌آموزان پسر 7 تا 10 ساله شهرستان نهاوند انجام شده‌‌است. روش: این مطالعه از نوع شبه‌‌آزمایشی با طرح پیش‌‌آزمون و پس‌‌آزمون با گروه کنترل و جامعه مورد مطالعه آن دانش‌‌آموزان پسر 7 تا 10 سالۀ دبستان‌های پسرانۀ شهرستان نهاوند است. نمونه‌‌گیری به روش خوشه‌ای انجام شد و مادران 24 نفر از کودکانی که براساس سیاهۀ رفتاری کودک (CBCL) و فرم گزارش معلم (TRF)، مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(ODD) تشخیص داده ‌‌شده‌بودند، انتخاب‌‌شده، به دو گروه آزمایش (12 n=) و کنترل (12 n=) تقسیم شدند. سپس برنامۀ فرزندپروری مثبت به مدت 2 ماه در 8 جلسۀ آموزشی 120 دقیقه‌ای برای آزمودنی‌های گروه آزمایش اجرا شد. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان جلسات آموزش برنامۀ فرزندپروری مثبت، براساس ارزیابی جداگانۀ والد و معلم، کاهش معناداری در نمرات شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله‌ای پیدا کرده‌‌است (01/0P <). نتیجه: آموزش برنامۀ فرزندپروری مثبت سبب کاهش نشانه‌های اختلال نافرمانی مقابله‌ای در کودکان مبتلا به این اختلال می‌شود.
علیرضا ماردپور، محمدرضا شعیری، موسی کافی،
دوره 1، شماره 43 - ( (شماره 3 دوره جدید) آبان 1389 )
چکیده

  هدف اساسی پژوهش حاضر تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه چهار سامانه‌ای اضطراب (FSAQ) بوده است. بدین‌خاطر پس از آماده‌سازی پرسشنامه یاد شده، در آغاز، مطالعه‌ای مقدماتی بر روی پرسشنامه FSAQ با 153 آزمودنی انجام شده است سپس برای وارسی‌های نهایی، دو گروه آزمودنی‌های بالینی و غیر بالینی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. آزمودنی‌های غیربالینی شامل 530 دانشجوی دانشگاه گیلان (265 آزمودنی مذکر، 264 آزمودنی مؤنث و 1 آزمودنی با جنسیت نامشخص) و آزمودنی‌های بالینی دربرگیرنده 39 آزمودنی مبتلا به اختلال‌های اضطرابی بوده‌اند. مطالعه حاضر در عین آماده‌سازی نتایج توصیفی مربوط به پرسشنامه FSAQ با توجه به جنسیت، برای بررسی اعتبار پرسشنامه از روش‌های بازآزمایی، تنصیف و آلفای کرونباخ سود جسته است. یافته‌ها بیانگر اعتبار مناسب پرسشنامه و مؤلفه‌های آن بوده است. روایی پرسشنامه نیز از طریق بررسی همبستگی آن با دیگر آزمون‌ها مثل مقیاس اضطراب کتل، پرسشنامه اضطراب بک، سیاهه حالت – صفت اشپیلبرگر، مقیاس تکمیلی اضطراب (A) در MMPI-2 و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) پی گرفته شده است. نتایج به‌دست آمده روایی همگرای پرسشنامه را تأیید کرده‌اند. از سویی مقایسه گروه‌های بالینی (افراد مبتلا به اختلال‌های اضطرابی) و غیربالینی نمایانگر تمایز داده‌ها و در نتیجه تأیید روایی تشخیصی پرسشنامه بوده است.


دکتر محمدرضا نائینیان، دکتر محمدرضا شعیری، معصومه شریفی ، مهری هادیان،
دوره 2، شماره 4 - ( بهار و تابستان 1390 )
چکیده

  هدف اساسی پژوهش کنونی تعیین پایایی و اعتبار مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) بوده است. مقیاس یاد شده با هدف ساختن ابزاری کوتاه برای تشخیص اختلال اضطراب فراگیر (GAD) و سنجش شدت نشانه‌های بالینی مبتلایان، توسط اسپیتزر و همکاران ساخته شده است. این مقیاس دارای هفت سؤال اصلی و یک سؤال اضافی است که میزان دخالت اختلال در کارکرد‌های فردی، اجتماعی، خانوادگی و شغلی مبتلایان را می‌سنجد. در این مطالعه 199 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد و 24 نفر از آزمودنی‌هایی که در مراجعه به یکی از کلینیک‌های روان پزشکی شهر تهران تشخیص اختلال اضطراب فراگیر (GAD) را دریافت نموده بودند شرکت داشتند. نتایج به دست آمده نشان داد که GAD-7 از آلفای کرونباخ مناسبی برخوردار بوده و ضریب پایایی ( reliability ) مقیاس بر اساس دو بار اجرای آزمون نیز مناسب ارزیابی شده است. در بررسی اعتبار ( validity ) مقیاس، نتایج بیانگر همبستگی معنادار بین مقیاس GAD-7 و پرسشنامه اضطراب حالت – صفت اسپیلبرگر، برخی خرده مقیاس‌های فرم کوتاه 36 سؤالی زمینه یابی سلامت عمومی‌( (SF-36 و خرده مقیاس اضطراب 12 ماده‌ای از سیاهه نشانه‌های بالینی ( (SCL-90 بوده است که بیانگر اعتبار همگرای مناسب مقیاس است. همچنین تحلیل عاملی مقیاس GAD-7 بیانگر اشباع آن از یک عامل می‌باشد. از سوی دیگر مقایسه نمرات افراد مراجعه کننده به کلینیک روان پزشکی که تشخیص اختلال اضطراب فراگیر دریافت کرده بودند با نمره برش مقیاس و نیز نمرات جمعیت غیر بیمار، حاکی از اعتبار تشخیصی مطلوب مقیاس بوده است. در مجموع می‌شود گفت که مقیاس کوتاه سنجش اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) از پایایی و اعتبار مناسبی در نمونه‌های ایرانی برخوردار بوده است.


دکتر محمدرضا نائینیان ، دکتر جلیل باباپور، دکتر تقی گروسی فرشی، دکتر محمدرضا شعیری ، دکتر رضا رستمی،
دوره 2، شماره 7 - ( پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

 هدف اساسی پژوهش کنونی تعیین تفاوت تأثیر آموزش نوروفیدبک و دارو درمانی بر کاهش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و سطح کیفیت زندگی بیماران بوده است. بدین منظور  16 نفر از مراجعه کنندگان به یکی از درمانگاه های روان پزشکی شهر تهران که بر اساس مصاحبه روان پزشک و ملاک های تشخیصی  متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی- ویرایش چهارم (DSM-IV-TR) (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000)، تشخیص اختلال اضطراب فراگیر دریافت کرده و فاقد ابتلاء به اختلالات دیگر روان شناختی بودند (8 نفر در گروه آموزش نوروفیدبک و 8 نفر در گروه دارو درمانی) مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران هر دو گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از طریق مقیاس 7 سؤالی اضطراب فراگیر (GAD-7) و  پرسشنامه کیفیت زندگی (PWI-A)  مورد سنجش قرار گرفتند. به گروه دریافت کننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی پانزده جلسه 30 دقیقه ای آموزش نوروفیدبک (سه جلسه در هفته) افزایش موج آلفا داده شد و گروه گیرنده دارو نیز زیر نظر روان پزشک معالج با داروهای ضد اضطراب SSIRs)) به مدت یک سال تحت درمان قرار گرفت. ثبت و آموزش فعالیت موج آلفا در ناحیه  O1 یا  O2انجام گرفت و بیماران برای افزایش دامنه آلفای بالاتر از آستانه تعیین شده، فیدبک صوتی دریافت می کردند. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی، آزمون ویلکاکسون و آزمون یومن ویتنی استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که آموزش نوروفیدبک منجر به افزایش موج آلفا در گروه دریافت کننده این روش گردید. همچنین تاثیر آموزش نوروفیدبک در کاهش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در این گروه به طور معنا دار بیش از گروه دارو درمانی بوده است. در زمینه تغییر شاخص کیفیت زندگی بیماران، بین دو روش تفاوت معنا دار مشاهده نگردید.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb