جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای اکبری

مهناز علی اکبری دهکردی، طیبه محتشمی، شهین علی اکبری دهکردی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: پیش‌بینی در خصوص پیشرفت برنامه‌ها جهت دستیابی به هدف، در امید و حس شکست در ناامیدی متجلی می‌شود، بنابراین داشتن ابزاری مناسب در این خصوص از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس ناامیدی کودکان کازدین، راجرز و کولباس (1986) در کودکان ایرانی بوده است.
روش: نمونه آماری این پژوهش عبارت بود از 482 دختر و پسر دوره ابتدایی شهر تهران که به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای از جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از مقیاس ناامیدی کودکان کازدین و همکاران (1986). جهت بررسی پایایی مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ و جهت بررسی روایی مقیاس از روایی محتوا، روایی سازه، روایی همزمان و روایی عاملی استفاده شد.
 نتایج: ضرایب آلفای کرونباخ به دست آمده حاکی از پایایی بالای مقیاس در هر دو عامل انتظارات آینده و شادکامی و نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده برازش خوب مدل در تعیین عامل‌ها به شکل اولیه بیان شده توسط کازدین و همکاران (1986) بود.
بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، مقیاس ناامیدی کودکان در بررسی وضعیت ناامیدی کودکان در دو عامل نگاه به آینده و شادکامی دانش‌آموزان دبستانی شهر تهران ابزاری پایا و رواست.


مهدی اکبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: اختلال وسواسی - اجباری، با سیر مزمن، ناهمگنی در علائم و مقاومت در برابر تغییر و همچنین به عنوان یکی از ناتوان‌کننده‌ترین اختلال‌های اضطرابی، لزوم پرداختن فزاینده به ماهیت آسیب‌شناسی چندبعدی، پیچیده و فراتشخیصی این اختلال را نمایان می‌سازد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی سهم فرآیندهای فراتشخیصی همچون عدم تحمل بلاتکلیفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل آشفتگی در پیش‌بینی اختلال وسواسی - اجباری در جمعیت بالینی است.

روش: در پژوهش همبستگی - مقطعی حاضر، 155 آزمودنی مبتلا به اختلال وسواسی - اجباری مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های بیمارستان روانپزشکی روزبه، بیمارستان آیت‌الله طالقانی (بخش روانپزشکی) و بیمارستان روانپزشکی ایران، به روش در دسترس انتخاب شدند و نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه وسواسی - اجباری، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، مقیاس تحمل آشفتگی و پرسشنامه همجوشی شناختی را تکمیل کردند. داده‌های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل آشفتگی با اختلال وسواسی - اجباری، رابطه معناداری داشتند. همچنین بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای مذکور به‌طور کلی قادر به پیش‌بینی 69 درصد از واریانس اختلال وسواسی - اجباری شدند که از این میان، نقش تبیین‌کنندگی همجوشی شناختی نسبت به سایر متغیرها بیشتر بود.

بحث و نتیجه‌گیری: طبق یافته‌های پژوهش حاضر، سازه‌های فراتشخیصی همچون عدم تحمل بلاتکلیفی، همجوشی شناختی و عدم تحمل آشفتگی قادر به پیش‌بینی اختلال وسواسی - اجباری هستند و این یافته می‌تواند گام مهمی در پیشبرد و توسعه پروتکل‌های فراتشخیصی در درمان این اختلال محسوب شود.


مهدی اکبری،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: یکی از مفاهیم اصلی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، مفهوم ارزش­های زندگی افراد است که می­تواند نقش بسزایی در ایجاد ظرفیت انعطاف­پذیری روانشناختی ایفا کند. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی­های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه زندگی ارزشمند بود.

روش: در یک پژوهش همبستگی- توصیفی،  369 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه خوارزمی با تکمیل پرسشنامه زندگی ارزشمند، پرسشنامه پذیرش و عمل، مقیاس­های افسردگی، اضطراب و استرس در این پژوهش شرکت کردند. اعتبار پرسشنامه زندگی ارزشمند در قالب بررسی اعتبار محتوایی، اعتبار سازه و اعتبار همزمان اندازه­گیری شد. برای سنجش پایایی مقیاس نیز از روش محاسبه ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و روش بازآزمایی 4 هفته­ای استفاده گردید.

نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که پایایی بازآزمایی چهار هفته­ای پرسشنامه زندگی ارزشمند برابر با 0.76 و ضریب­ همسانی درونی آن برای کل ابزار 0.80 به دست آمد. اعتبار محتوایی این پرسشنامه نیز بر اساس داوری 5 متخصص مسلط بر رویکرد پذیرش و تعهد بررسی و ضریب توافق کندال برای تمام آیتم­های پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. برای احراز اعتبار سازه، تحلیل عاملی اکتشافی تک عاملی بودن پرسشنامه زندگی ارزشمند را پیشنهاد کرد و این عامل 68 درصد از واریانس کل را تبیین نمود. اعتبار همزمان آن نیز بر اساس ضریب همبستگی نمرات شرکت­کننده­ها در این ابزار با تمرات آن­ها در زیرمقیاس­های پرسشنامه زمینه­یابی سلامت، پذیرش و تعهد و مقیاس­های افسردگی، اضطراب و استرس بررسی (دامنه بین 0.58 تا 0.87) و مورد تأیید قرار گرفت.

بحث و نتیجه‌­گیری: بر اساس نتایچ پژوهش، نسخه فارسی پرسشنامه زندگی ارزشمند، یک ابزار معتبر و پایا برای سنجش ارزش­های افراد در دانشجویان ایرانی می‌باشد و از شرایط لازم برای کاربرد در پژوهش­های روانشناختی به‌­ویژه پژوهش­های مرتبط با درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش برخوردار است.


مهناز علی‌اکبری دهکردی،
دوره 1، شماره 25 - ( آبان ماه 1386 )
چکیده

با توجه به نقش مهم معیارهای همسرگزینی در ازدواج و تشکیل خانواده، پژوهش حاضر برآن بوده است که به دو سؤال زیر پاسخ دهد: 1- دختران جوان شهر اهواز جهت امر ازدواج به چه معیارهایی بیش‌تر اهمیت می‌دهند؟ 2- آیا ملاک‌ها و معیارهای همسر گزینی دختران جوان شهر اهواز با توجه به سن, زبان مادری, ترتیب تولد، اندازه خانواده، سواد والدین و ناحیه تحصیلی آن‌ها تفاوت دارد؟ جامعه مورد پژوهش را دانش‌آموزان مدارس پیش دانشگاهی شهر اهواز تشکیل می‌دادند که به‌طور تصادفی طبقه‌ای 500 نفر از بین آنان انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود از مقیاس ملاک‌های همسرگزینی دختران شهر اهواز (Mate- Selection Criteria of Ahwaz Girl Scale) (MSS-AGA) که در این پژوهش از طریق تحلیل عوامل ساخته شد و از اعتبار و پایایی بالایی برخوردار بود. هم‌چنین یک پرسشنامه جمعیت شناختی، مورد استفاده قرار گرفت که هر دو توسط نمونه مورد پژوهش تکمیل شد. یافته‌های این تحقیق در رابطه با سؤال اول نشان داد که، دختران جوان با معیارهای صحیح همسر گزینی و میزان اهمیت به آن‌ها آشنایی دارند. به طوری که نمونه مورد پژوهش به طور معناداری به معیارهای زیر خیلی اهمیت می‌داد. این معیارها عبارتند از: معیار توافق, معیار خانواده, معیار پزشکی, استقلال خانواده جدید, خصوصیات اخلاقی و مذهبی. نتایج مرتبط با سؤال دوم نشان داده که بین معیارهای همسر گزینی دختران جوان با توجه به سن, زبان مادری, ترتیب تولد، اندازه خانواده و سواد واالدین آنان تفاوت معناداری وجود ندارد تنها بین معیارهای همسرگزینی دختران نواحی تحصیلی چهارگانه، تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به یافته‌های به‌دست آمده در رابطه با شناخت صحیح معیارهای همسرگزینی توسط دختران جوان، و وقوع برخی از ازدواجهای قومی وغلط در خانواده‌ها، به نظر می‌رسد که وظیفه همه رسانه‌های گروهی، نهادهای فرهنگی و تربیتی، مسئولین و دست‌اندرکاران دولتی است که علاوه بر آموزش و مشاوره قبل از ازدواج جوانان، به آموزش خانواده‌ها و والدین آنان در این زمینه نیز مبادرت ورزند.
دکتر مهناز علی اکبری دهکردی، دکتر حسین شکر کن، طیبه محتشمی،
دوره 2، شماره 5 - ( پاییز و زمستان 1390 )
چکیده

در پژوهش حاضر، رابطه نقش جنسیتی (مردانگی و زنانگی) با سلامت روانی و مؤلفه های آن در زنان شاغل شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، نمونه ای متشکل از 500 زن شاغل در ادارات، سازمانها و شرکتهای دولتی شهر تهران با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. کلیه آزمودنیها به کلیه گویه های پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ (1972) و مقیاس نقش جنسی بم فرم کوتاه (1981) پاسخ دادند. جهت تحلیل آماری داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که زنانگی و مردانگی با یکدیگر همبستگی مثبت معنی دار دارند. همچنین، زنانگی با سلامت روانی، مؤلفه اضطراب، مؤلفه اختلال در عملکرد اجتماعی و مؤلفه افسردگی همبستگی ساده معنی دار دارد؛ اما با مؤلفه نشانه های بدنی همبستگی معنی داری ندارد. مردانگی با سلامت روانی و مؤلفه اختلال در عملکرد اجتماعی همبستگی ساده معنی دار دارد؛ اما با مؤلفه های نشانه های بدنی، اضطراب و افسردگی همبستگی معنی داری ندارد. علاوه بر آن، نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند که وقتی متغیرهای زنانگی و مردانگی با هم در تحلیل رگرسیون وارد می شوند، تنها متغیر زنانگی توان پیش بینی سلامت روانی و برخی از مؤلفه های آن را دارد و متغیر مردانگی در این پیش بینی نقشی ندارد. محدودیتهای نتایج این پژوهش، بررسی و تحقیق بیشتری را در مورد نقش جنسیتی در کشور ما ایجاب می کنند.
مجتبی دلیر، دکتر مهناز علی‌اکبری دهکردی،
دوره 2، شماره 7 - ( پاییز و زمستان 1391 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش رفتارهای سالم جنسی در کاهش نشانه های اختلال اضطرابی وسواس- بی اختیاری بود. جامعه در این پژوهش شامل تمام درمانجویان مبتلا به اختلال وسواسِ مراجعه کننده به انجمن وسواس بود. نمونه‏ای بیست نفری به روش نمونه‏گیری تصادفی ساده انتخاب و با همین روش در دو گروه آزمایش و گواه قرار داده شد. آموزش رفتارهای سالم جنسی را برای گروه آزمایشی اجرا کردیم و میزان شدت اختلال وسواس هر آزمودنی بوسیله مقیاس وسواس – بی اختیاری ییل ‏بروان (YBOCS) در پیش آزمون و پس آزمون اندازه‏گیری شد. نتایج نشان داد: 1- آموزش رفتارهای سالم ‏جنسی در کاهش نشانه های اختلال اضطرابی وسواس-  بی اختیاری تاثیر مثبت دارد. 2- آموزش رفتارهای سالم ‌جنسی در کاهش نشانه های اختلال اضطرابی وسواس - بی اختیاری در بین زنان و مردان تاثیر متفاوتی ندارد.
مهناز علی اکبری دهکردی، لیلا حیدری نسب، شیرین کیقبادی،
دوره 2، شماره 8 - ( بهار و تابستان 1392 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه عملکرد جنسی با سازگاری زناشویی زنان متأهل بود. وجود رابطه جنسی رضایتبخش مطلوب به نحوی که بتواند موجب تأمین رضایت طرفین شود نقش بسیار مهم و اساسی در احساس خوشبختی ، موفقیت و پایداری خانواده دارد. به دلیل وجود برخی محدودیت‌های فرهنگی و موانع موجود در جامعه، در اکثر موارد زوجین نه تنها برای برطرف کردن اختلالات و مشکلات جنسی به متخصصان و مراکز مشاوره مراجعه نمی‌کنند، بلکه از طرح این موضوع در بین خودشان نیز خودداری می ورزند و این امتناع می تواند گاهی منشاء اختلافات شدید خانوادگی و در نهایت جدایی‌های عاطفی و یا طلاق شود . این در حالی است که رضایت جنسی و در نهایت رضایت زناشویی در سازگاری زوجین تأثیر به سزایی دارد. مواد و روشها: 200 نفر از زنان متأهل مراجعه‌کننده به انستیتو روانپزشکی و روانشناسی تهران با دامنه سنی 50-18 سال به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات لازم به وسیله پرسشنامه عملکرد جنسی زنان (FSFI) روزن 2000 و پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر 1976 جمع‌آوری شد. دو آزمون مذکور از اعتبار و روایی بالایی برخوردارند. اطلاعات به دست آمده به وسیله آزمون‌های آماری همبستگی و رگرسیون گام به گام تحلیل شد. یافته‌ها: بین کنش وری جنسی و سازگاری زناشویی در زنان رابطه معناداری وجود داشت و مولفه های میل جنسی و رضایت جنسی 30 درصد واریانس سازگاری زناشویی را تبیین می کردند . بحث و نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش که نشان می‌دهد عملکرد جنسی در پیش بینی سازگاری زناشویی نقش دارد به نظر می‌رسد توجه به درمان اختلالات جنسی و افزایش اطلاعات صحیح و آموزشهای لازم در این خصوص به افزایش رضایت جنسی زنان و در نهایت تداوم زندگی و رضایت زناشویی می انجامد
زیبا برقی ایرانی، مهناز علی اکبری دهکردی، حسین زارع، احمد علی پور، غلامعلی شهیدی،
دوره 2، شماره 10 - ( بهار و تابستان 1393 )
چکیده

بیماری پارکینسون نوعی اختلال تحلیلبرنده سیستم عصبیمرکزی در سالمندان است پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه علی ادراک بیماری، پیروی دارویی و کیفیت زندگی در سالمندان مبتلا به بیماری پارکینسون اجرا شد. روش پژوهش در این مطالعه علّی - همبستگی، جامعه آماری را کلیه بیماران سالمند مبتلا به پارکینسون تشکیل میدادند که 100 نفر از بیماران به عنوان نمونه با روش نمونهگیری در دسترس، از میان آنها انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: 1) پرسشنامه دموگرافیک(محقق ساخته ) 2) مقیاس 4) پرسشنامه پیروی دارویی . نتایج (Brief IPQ) کیفیت زندگی 3) پرسشنامه ادراک بیماری حاکی از ارزیابی الگوی رابطه پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری است و تحلیلها نشان دادند که دادهها به خوبی با مدل از لحاظ شاخصهای برازندگی، برازش دارند و پیروی دارویی (r=0/ تحلیل نشان داد که ادراک بیماری ( 95 .(CFI =0/ و 91 IFI=0/91) با کیفیت زندگی در سالمندان مبتلا به پارکینسون رابطه مستقیم دارد ولی بین ادراک (r=0/86) بیماری و پیروی دارویی رابطه مستقیمی وجود ندارد .بنابراین می توان نتیجه گیری کرد سلامتی دارای ابعاد متعددی است که بر کیفیت زندگی مؤثر می باشد و از طرفی عوامل روانشناختی چون ادراک بیماری و پیروی دارویی و کیفیت زندگی با هم رابطه دارند . به طوری که عوامل روا نشناختی روی کیفیت زندگی اثر م یگذارند که می توانند موجب مشکلات بهداشتی و بیماری در سالمندان مبتلا به پارکینسون گردد.
مهناز علی اکبری دهکردی، طیبه محتشمی، پرستو حسن زاده، معصومه تدریس تبریزی،
دوره 2، شماره 11 - ( پاییز و زمستان 1393 )
چکیده

اضافه وزن و چاقی دوران کودکی و نوجوانی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به طور چشمگیری افزایش یافته است. با اینکه چاقی جزء اختلالات روانی محسوب نمی شود، اما زمینه ساز مشکلات زیادی می باشد؛ از جمله مشکلات رفتاری. هدف این مطالعه تعیین پیش بین های ابتلا به اضافه وزن در دانش آموزان مقطع ابتدایی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 260 دانش آموز به عنوان نمونه مورد پژوهش انتخاب شدند. ابزار اصلی مورد استفاده در این تحقیق چک لیست رفتاری کودکان (CBCL) بود. نتایج با استفاده از روش رگرسیون لوجستیک نشان داد که اضافه وزن، مشکلات جسمانی شکل و سن کودک را در سطح معنی داری ( 05/0 P< )پیش بینی می کند؛ در حالی که مشکلات عاطفی، اضطرابی، تحصیلات و شغل والدین، همچنین جنسیت کودک توسط اضافه وزن پیش بینی نمی شود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر از آنجایی که مشکلات جسمانی شکل پیش بین ابتلا به اضافه وزن است و این مشکلات در واقع زبان بدن هستند و گویای مشکلات اساسی زیربنایی، آگاهی دادن و تغییر نگرش والدین در پیشگیری از بروز چاقی و اضافه وزن و در نهایت مشکلات رفتاری ضروری به نظر می رسد. بنابراین برنامه ریزی و سیاست گذاری های مرتبط در حوزه سلامت و بهداشت کودکان پیشنهاد می شود.

نازیلا حنایی، مجید محمودعلیلو، عباس بخشی‌پور رودسری، ابراهیم اکبری،
دوره 2، شماره 12 - ( بهار و تابستان 1394 )
چکیده

روابط اولیه والدین با کودک و حوادث تروماتیک دوران کودکی در شکل گیری اختلالات شخصیت نقش به سزایی دارند. طبق نظر یانگ، مشخصه اختلال شخصیت مرزی حالات متغیر تفکر، احساسات و رفتار می‌باشد که اصطلاحاً به آن «ذهنیت طرحواره‌ای» اطلاق می‌گردد. اهداف پژوهش حاضر، تعیین تفاوت  سبک‌های دلبستگی و تجربه کودک آزاری در بیماران اختلال شخصیت مرزی و افراد بهنجار و همچنین پیش بینی ذهنیت‌های طرحواره‌ای در بیماران اختلال شخصیت مرزی بر اساس تجربه کودک آزاری و سبک‌های دلبستگی می‌باشد. جامعه پژوهش، کلیه بیماران اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به بیمارستان رازی و مرکز مشاوره اندیشه مهر شهر تبریز بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، 60 نفر (30 بیمار اختلال شخصیت مرزی و 30 نفر گروه بهنجار) انتخاب شدند. گروه بهنجار از نظر ویژگی‌های جمعیت شناختی با گروه بیماران اختلال شخصیت مرزی همتا شدند. هر دو گروه پرسشنامه‌های ذهنیت طرحواره‌ای (SMQ)، سبک‌های دلبستگی هازن و شیور (AAI)، و تجربه کودک آزاری (CASRS) را تکمیل کردند. تحلیل داده‌ها به کمک نرم افزارهای SPSS نسخه 17 و LISREL نسخه 54/8 و به روش آزمون تحلیل واریانس چند راهه (MANOVA) و تحلیل مسیر (Path Analysis) انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که گروه‌های پژوهش در سبک دلبستگی دوسوگرا و زیر مقیاس‌های آزار عاطفی، غفلت و آزار جنسی مقیاس تجربه کودک آزاری با هم تفاوت معناداری نشان دادند. همچنین ذهنیت‌های طرحواره‌ای توسط سبک‌های دلبستگی و مقیاس‌های کودک آزاری پیش بینی شدند که سبک دلبستگی اجتنابی و آزارهای عاطفی و جنسی سهم بیشتری را در این پیش بینی داشتند. نتایج به دست آمده از مدل طرحواره‌ای یانگ حمایت می‌کند و به نقش سبک تربیتی نامطلوب والدین و روابط اولیه منفی والدین با کودکان بر ذهنیت‌های طرحواره‌ای ناکارآمد تأکید می‌کند. به طوری که شکل گیری سبک دلبستگی اجتنابی، و همچنین تجربه آزارهای عاطفی و جنسی در دوران کودکی، فرد را در بزرگسالی مستعد اختلال شخصیت مرزی می‌کند.


محمد اکبری بورنگ، فاطمه غلامی بورنگ، زکیه عادلی‌پور،
دوره 2، شماره 12 - ( بهار و تابستان 1394 )
چکیده

در سال­های اخیر پژوهش­های زیادی جهت تبیین نظریه جهت­گیری هدف، به عنوان یکی از دیدگاه­های مهم در زمینه انگیزش و بررسی پیشایند­ها و پیامد­های آن انجام شده است. یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر جهت­گیری هدف، پنج عامل بزرگ شخصیت است. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین پنج عامل شخصیت و جهت­گیری هدف طراحی و اجرا گردید. پژوهش حاضربر اساس  روش توصیفی – همبستگی انجام شد. بدین منظور 380 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام­نور بیرجند با روش نمونه­گیری در­دسترس انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از دو پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (BFI) و جهت­گیری هدف الیوت و مک گریگور جمع آوری و در دو سطح آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان تحلیل گردیدند. یافته­ها نشان داد که تمامی روابط میان پنج عامل بزرگ شخصیت و چهار نوع جهت ­گیری هدف، به جز در مورد وظیفه مداری و جهت­گیری عملکردی- رویکردی، معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که متغیر­های برون­گرایی و گشودگی تجربه پیش بین­های معناداری برای جهت­گیری­های تسلطی- رویکردی، عملکردی- رویکردی و عملکردی- اجتنابی و متغیر­های برون­گرایی و وظیفه مداری پیش بین­های معناداری برای جهت­گیری تسلطی- اجتنابی هستند. به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که میان پنج عامل شخصیت و جهت­گیری هدف رابطه وجود دارد و شخصیت پیش بین معناداری برای جهت­گیری هدف است.


علیرضا آقایوسفی، علی فتحی آشتیانی، مهناز علی‌اکبری، حمیدرضا حمیدرضا ایمانی‌فر،
دوره 13، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: هدف اصلی نظریه‌های خانواده‌درمانی تمرکز بر تعارضات زناشویی بوده است. بااین‌وجود تعارضات زناشویی، موضوعی پیچیده باقی‌مانده است. خانواده‌درمانی ساختاری یک رویکرد اساسی در بین نظریه‌های سیستماتیک خانواده است که بر ایجاد یک سلسله‌مراتب سازمانی سالم در سیستم خانواده تأکید دارد. در دیدگاه سیستمی، تعارض را ناشی از هر نوع تنازع بر سر تصاحب پایگاه و منابع قدرت در بین زوج‌ها می‌داند. اسناد علی و بهزیستی اجتماعی نیز توجه زیادی را در تحقیقات خانواده‌درمانی به خود معطوف داشته است.

روش: در این تحقیق نیمه آزمایشی، 25 زن با تعارضات زناشویی شدید و با روش جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. متغیر مستقل خانواده‌درمانی ساختارگرایی مینوچین بود. پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی، سبک اسناد و بهزیستی اجتماعی در مراحل پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری بر روی آزمودنی‌ها اجرا گردید.

نتایج: نتایج آزمون فریدمن و اندازه‌گیری مکرر نشان داد که رویکرد ساختارگرایی مینوچین به‌طور مؤثر و معنادار تعارضات زناشویی را کاهش داد. پیوستگی اجتماعی (که یکی از پنج زیر مقیاس بهزیستی اجتماعی است) را افزایش داد و باعث افزایش معنادار سبک اسناد پایدار و سبک اسناد س. پی. ان. سی. (نمره مثبت ترکیبی منهای نمره منفی ترکیبی ) آزمودنی‌ها گردید.

بحث و نتیجه‌گیری: این نتایج در پیگیری 6 ماه بعد گروه آزمایش برای هر دو متغیر، همچنان تداوم داشت و نشان داد گروه درمانی شناختی وجودگرا می‌تواند در افزایش سلامت معنوی و ایجاد تصور مثبت از خدا در والدین فرزندان مبتلا به سرطان اثر گذار باشد.


مهدی امیدیان، مهناز علی‌اکبری دهکردی، مجید صفاری‌نیا، علی‌اکبر شریفی،
دوره 14، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی کنترل خشم به شیوه عقلانی، رفتاری و عاطفی بر کاهش پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد به اجرا درآمده است.
روش:  این پژوهش یک مطالعه آزمایشی با گروه کنترل است که جامعه آماری آن را کلیه زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد در سال 90 – 1389 تشکیل می‌دادند. حجم نمونه پژوهش 40 نفر زندانی بود که به روش تصادفی ساده چندمرحله‌ای از بین زندانیانی که در آزمون پرخاشگری نمره بالاتر از میانگین کسب کرده بودند انتخاب و به‌صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل جایگزین گردیدند. از پرسشنامه عمومی پرخاشگری به‌عنوان  ابزار غربالگری  استفاده گردید. سپس 12 جلسه یک و نیم ساعته گروه درمانی شناختی به روش مایکل فری بر روی اعضای گروه آزمایشی اجرا شد. پس از پایان مداخله درمانی و  بعد از یک ماه آزمون «اِی. جی. کیو.» از هر دو گروه اخذ گردید.
نتایج: نتایج تحلیل اندازه‌های مکرر، نشان داد که بین میانگین‌ نمرۀ پرخاشگری دو گروه در مرحله پس‌آزمون و  پیگیری تفاوت معنی‌دار وجود دارد.
بحث و نتیجه‌گیری: آموزش گروهی کنترل خشم به شیوه عقلانی، رفتاری و عاطفی بر کاهش پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد مؤثر است.
 

ابراهیم اکبری، زینب عظیمی، سعیده طالبی، صمد فهیمی،
دوره 14، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه: در دهه اخیر، پژوهش‌های زیادی به بررسی نقش شناختواره‌ها و تنظیم هیجان در نارضایتمندی زناشویی و طلاق پرداخته‌اند؛ اما توجهی به عوامل روان‌شناختی مداخله‌گر در طلاق عاطفی نشده است. هدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی طلاق عاطفی زوجین بر اساس طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، تنظیم هیجان و مؤلفه‌های آن می‌باشد.
روش: جامعه پژوهش، کلیه زوجین شهرستان مهر و لامرد بودند. نمونه‌ای 165 نفری به روش نمونه‌گیری در دسترس پس از پر کردن پرسشنامه‌های طلاق عاطفی گاتمن، شاخص بی‌ثباتی ازدواج - احتمال طلاق و رضایت زناشویی انریچ انتخاب شدند. برای سنجش طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه از نسخه کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌های یانگ و برای سنجش تنظیم هیجان از پرسش‌نامه تنظیم هیجانی گراس و جان استفاده شد. نتایج تحقیق با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.
نتایج: نتایج حاکی از این است که طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی، شرم/ نقص، شکست، خود تحول نایافته/ گرفتاری، اطاعت‌پذیری، ایثار، بازداری هیجانی و مؤلفه سرکوب هیجانی در تنظیم هیجان با طلاق عاطفی رابطه دارند. در تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام طرح‌واره «ایثار» بهترین پیش‌بینی کننده طلاق عاطفی زوجین بود و بعد «سرکوب هیجان»، از پیش‌بینی کننده‌های طلاق عاطفی بود.
بحث و نتیجه‌گیری: می‌توان به کمک طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و تنظیم هیجان، طلاق عاطفی زوجین را پیش‌بینی کرد و بر پایه این الگوها یک رویکرد پیش‌گیری از سردی روابط زناشویی و درمان زناشویی بر پایه رویکرد طرح‌واره درمانی و مدیریت تنظیم هیجان فراهم نمود و یافته‌های این پژوهش را در محیط‌های بالینی و مشاوره‌ای برای کمک به زوجین مشکل‌دار و در آستانه طلاق به کار گرفت.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb