جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای امانی

خانم رزیتا امانی، آقای محمدرضا مجذوبی،
دوره 2، شماره 5 - ( پاییز و زمستان 1390 )
چکیده

پژوهش حاضر به منظور پیش بینی سبک های هویت بر اساس سبک های دلبستگی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه ی این مطالعه شامل 130 نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا بودکه با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند. سبک های دلبستگی به وسیله مقیاس دلبستگی بزرگسال هازن و شاور و سبک های هویتی به وسیله پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی سنجیده شد. یافته ها نشان داد که رابطه ی معنی داری بین سبک های دلبستگی و سبک های هویت وجود دارد. رابطه ی معنی‌داری بین جنس و سبک‌هویت وجود دارد، اما رابطه ی معنی‌داری بین جنس و سبک دلبستگی وجود ندارد. رابطه معنی‌دار و مثبتی بین سبک دلبستگی ایمن و سبک هویت اطلاعاتی و رابطه معنی‌دار و منفی بین سبک دلبستگی ایمن و سبک هویت هنجاری وجود دارد. بین سبک دلبستگی ایمن و سبک هویتی سردرگم نیز رابطه معنی-دار و منفی وجود دارد. سبک دلبستگی ایمن توان پیش بینی سبک هویت اطلاعاتی را دارد. این یافته ها بار دیگر نقش بنیادی و پویای کیفیت پیوندهای عاطفی نخستین بین کودک و مادر را در شکل گیری، استقرار و تداوم اعتماد اساسی، پیوندجویی، اکتشاف گری، تجربه آموزی، قدرت مواجهه، حل مسـأله و به ویژه هویت برجسته می سازد.
رزیتا امانی، دکتر عذرا اعتمادی، دکتر مریم فاتحی زاده، دکتر فاطمه بهرامی،
دوره 2، شماره 6 - ( بهار و تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هــــدف :پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سازگاری انجام شده است . روش تحقیق : روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود . نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله ای و شامل150 نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا بود . سبک های دلبستگی به وسیله مقیاس دلبستگی بزرگسال و سازگاری به وسیله پرسشنامه سازگاری بل ( Bell )سنجیده شد . داده ها به کمک آمارهای توصیفی ( فراوانی ، درصد فراوانی ، میانگین ، انحراف معیار ) و روش های آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل واریانس یک راهه ،تحلیل رگرسیون، آزمون t ) تحلیل گردید . یافته ها : یافته ها نشان داد که بین سبک های دلبستگی و میزان سازگاری ر ابطه معنی داری وجود دارد، رابطه معنی-داری بین جنس و سبک دلبستگی وجود ندارد. رابطه معنی داری بین جنس وسازگاری وجود دارد. رابطه معنی دار و مثبتی بین سبک دلبستگی ایمن و سازگاری بهتر وجود دارد .. بین سبک دلبستگی ایمن و ناسازگاری رابطه معنی دار و منفی وجود دارد .سبک دلبستگی ایمن توان پیش بینی میزان سازگاری را دارد. نتیجه گیری: در تبیین یافته ها، بار دیگر بر نقش بنیادی و پویای کیفیت پیوندهای عاطفی نخستین بین کودک و مادر در شکل گیری ،استقرار و تداوم اعتماد اساسی تاکید شده و در دسترس بودن و پاسخگویی عاطفی ، بلوک های سازنده ی روابط ایمن و سازگارانه ی دوره های رشدی بعدی تلقی می شود
رزیتا امانی،
دوره 13، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: نوجوانی یکی از دوره‌های بحرانی در مراحل رشد انسان است و با توجه به مدل مک مستر، کارکردهای خانوادگی همچون حل مسئله، ارتباط، نقش‌ها، پاسخ‌دهی عاطفی، مشارکت عاطفی و کنترل رفتار نقش مهمی در این دوره‌ی بحرانی ایفا می‌کنند؛ بنابراین هدف از اجرای این مطالعه بررسی نقش کارکرد خانواده در اضطراب و افسردگی نوجوانان بود.

روش: در این مطالعه‌ی توصیفی از نوع همبستگی، نمونه‌ی آماری که از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای تعیین گردید شامل 180 نوجوان دختر می‌شد که در حال تحصیل در مقطع اول، دوم و سوم دبیرستان بودند. فرم اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس ارزیابی خانواده‌ی مک مستر، آزمون افسردگی بک و مقیاس اضطراب کتل برای گردآوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت.

 نتایج: یافته‌های مطالعه نشان داد که دانش‌آموزان دارای اضطراب و افسردگی در مقایسه با نوجوانان سالم در زیرمقیاس‌هایی همچون حل مسئله، پاسخ‌دهی عاطفی، مشارکت عاطفی و کنترل رفتار کارکردهای خانوادگی ناکارآمدی را گزارش داده بودند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مشارکت عاطفی و کنترل رفتار بیش‌ترین نقش را در پیش‌بینی اضطراب و افسردگی نوجوانان ایفا می‌کنند (01/0p<).

بحث و نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که اضطراب و افسردگی نوجوانان با کارکرد خانوادگی ناکارآمد آنان در ارتباط است؛ بنابراین روان‌درمانگران در طول فرایند درمان نوجوانان دارای اضطراب و افسردگی باید از این تأثیر آگاه بوده و اهمیت زیادی برای رابطه‌ی نوجوان با خانواده‌اش قائل باشند.


ملاحت امانی، عباس ابوالقاسمی،
دوره 14، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه: اخیراً رفتاردرمانی دیالکتیکی به‌عنوان درمانی برای اختلالات اضطرابی مقاوم به درمان بکار رفته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مفاهیم رفتاردرمانی دیالکتیکی بر اصلاح راهبردهای تنظیم هیجانی و کاهش علائم وسواس فکری و عملی انجام شده است.
روش: نمونه مورد مطالعه 30 نفر زن مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی می‌باشد که از طریق مصاحبه بالینی انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند. قبل از شروع اولین جلسه درمانی و بعد از پایان آخرین جلسه درمانی، آزمودنی‌های هر دو گروه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و مقیاس وسواس فکری- عملی یل براون را تکمیل کردند. گروه آزمایشی رفتاردرمانی دیالکتیکی را در 12 جلسه درمانی 90 دقیقه‌ای دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که به استثناء وسواس جنسی و وسواس وارسی، کاهش علائم زیرمجموعه وسواس‌های فکری و عملی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری بیشتر بوده است. همچنین راهبردهای مثبت تنظیم هیجانی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته بود.
بحث و نتیجه‌گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی با آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی، تحمل و پذیرش هیجانات منفی، می‌تواند به بیماران وسواسی کمک کند تا یاد بگیرند با افکار وسواسی خود به‌طور مؤثری کار کنند.


صدیقه آزادی فرد، رزیتا امانی،
دوره 14، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه: مطالعات نشان می­دهد که رضایت زناشویی یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت و دستیابی به اهداف زندگی و تحت تأثیر عوامل مختلفی است. این تأثیر می­تواند هم به‌صورت مستقیم و هم به‌صورت غیرمستقیم و در تعامل با سایر متغیرهای روان­شناختی از قبیل باورهای ارتباطی و سبک­های حل تعارض باشد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه­ی باورهای ارتباطی و سبک­های حل تعارض با رضایت زناشویی بود.
روش: در این مطالعه­ی توصیفی از نوع همبستگی، نمونه­ی آماری شامل 230 نفر از پرستاران زن متأهل شهر خرم­­آباد می­شد که از میان تمامی پرستاران زن این شهر با استفاده از نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. شرکت­کنندگان پرسشنامه­های باورهای ارتباطی، رضایت زناشویی و سبک­های حل تعارض را تکمیل کردند.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که رضایت زناشویی ارتباط منفی معنی­داری با مؤلفه­های باورهای ارتباطی (به‌جز تفاوت‌های جنسیتی) دارد و باور به مخرب بودن مخالفت، عدم تغییرپذیری همسر، کمال­گرایی جنسی و توقع ذهن­خوانی به ترتیب بیشترین نقش را در پیش‌بینی رضایت زناشویی داشتند. همچنین سبک­های حل تعارض یکپارچه و مصالحه، رابطه­ی مثبت معنی‌دار و سبک­های مسلط، ملزم شده و اجتناب‌کننده، ارتباط منفی معنی­داری با رضایت زناشویی داشتند. از میان سبک­های حل تعارض، سبک یکپارچه و ملزم شده به ترتیب بیشترین نقش را در پیش‌بینی (به‌طور منفی) رضایت زناشویی دارا بودند.
بحث و نتیجه‌گیری: زوج درمانگران و مشاوران می‌توانند با آموزش باورهای ارتباطی صحیح و سبک های حل تعارض مناسب در جهت افزایش رضایت زناشویی زوجین اقدام نمایند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb