جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای ابوالقاسمی

محبوبه طاهر، عباس ابوالقاسمی، آرزو مجرد، الهام آبنیکی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعللورزی و کنترل عواطف در پیش‌بینی واکنش‌پذیری بین فردی بود. روش­: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی سالمندان بازنشسته شهر ساری در سال 1392 است که از بین آنها نمونه‌ای به حجم 220 نفر (114 زن و 106 مرد) با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از  مقیاس تعلل‌ورزی عمومی، مقیاس کنترل عواطف و شاخص واکنش‌پذیری بین‌فردی استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تعللورزی (33- =r)، کنترل عواطف (53 =r)، اضطراب (42 =r) و عاطفه مثبت (25 =r) با واکنش‌پذیری بین فردی همبستگی معنادار دارد. نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نشان داد که افسردگی، اضطراب و تعللورزی میتوانند تغییرات مربوط به دیدگاهگیری را به طور معناداری پیشبینی کنند. همچنین اضطراب و عاطفه مثبت میتوانند به طور معناداری تخیل را پیشبینی کنند؛ خشم به طور منفی و اضطراب به طور مثبت میتوانند توجه همدلانه را پیشبینی کند؛ همچنین خشم قادر است پریشانی شخصی را به طور مثبت پیشبینی کند. در مجموع اضطراب، عاطفه مثبت و تعللورزی میتوانند 28 درصد از واریانس واکنش‌پذیری بین‌فردی سالمندان را تبیین ‌کنند. بحث و نتیجه‌گیری: میتوان از طریق آموزش کنترل عواطف و آموزش راهبردهای مقابله با تعللورزی به بهبود روابط بین فردی سالمندان و متعاقب آن کیفیت زندگی و سلامت آنها کمک کند.  


عباس ابوالقاسمی،
دوره 1، شماره 25 - ( آبان ماه 1386 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه باورهای فراشناختی با نشانه‌های مثبت و منفی اسکیزوفرنی بیماران دارای توهم و هذیان بود. نمونه این پژوهش شامل 127 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی تحت درمان بود که در چهار ماهه اول سال 1384 برای درمان به صورت سرپایی و یا بستری به مجموعه روانپزشکی بیمارستان امام حسین (ع) مراجعه کرده و تا حد امکان با توجه به محدوده سنی 18 تا 30 و تحصیلات (حداقل دبیرستان) انتخاب شدند از این تعداد 28 نفر دارای هذیان ، 33 نفر دارای توهم، 36 نفر دارای هذیان– توهم و 30 نفر بدون هذیان– توهم بودند. مصاحبه بالینی سازمان یافته بر اساس ملاک‌های تشخیصی DSM- IV- R ، فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت ولز و مقیاس نشانه‌های مثبت و منفی اسکیزوفرنی کی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی با نشانه‌های مثبت و منفی بیماران اسکیزوفرنی رابطه مثبت معناداری دارد (01/0>p). ضریب رگرسیون گام به گام نشان داد که در بیماران دارای هذیان مؤلفه باورهای منفی در مورد کنترل‌ناپذیری افکار، در بیماران دارای توهم مؤلفه باورهای مثبت در مورد نگرانی، در بیماران دارای هذیان-توهم به ترتیب مؤلفه‌های خودآگاهی شناختی، باورهایی در مورد نیاز به افکار کنترل و باورهای مثبت در مورد نگرانی و در بیماران بدون هذیان - توهم مؤلفه باورهای مثبت در مورد نگرانی، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده برای نشانه‌های مثبت اسکیزوفرنی بودند . در صورتی که در بیماران دارای هذیان و دارای توهم مؤلفه باورهایی در مورد نیاز به افکار کنترل و در بیماران دارای هذیان- توهم مؤلفه‌های باورهای مثبت در مورد نگرانی و اعتماد شناختی، قوی‌ترین پیش‌بینی کننده برای نشانه‌های منفی اسکیزوفرنی بودند. این نتایج با یافته‌های تحقیقی دیگر هم‌خوانی دارد. توجه به نقش باورهای فراشناختی بر هذیان‌ها و توهمات در اسکیزوفرنی و تأکید بر اصلاح باورهای فراشناختی در درمان‌های روانشناختی این بیماران ازکاربردهای مهم این پژوهش می‌باشد.
ملاحت امانی، عباس ابوالقاسمی،
دوره 14، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1395 )
چکیده

مقدمه: اخیراً رفتاردرمانی دیالکتیکی به‌عنوان درمانی برای اختلالات اضطرابی مقاوم به درمان بکار رفته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مفاهیم رفتاردرمانی دیالکتیکی بر اصلاح راهبردهای تنظیم هیجانی و کاهش علائم وسواس فکری و عملی انجام شده است.
روش: نمونه مورد مطالعه 30 نفر زن مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی می‌باشد که از طریق مصاحبه بالینی انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند. قبل از شروع اولین جلسه درمانی و بعد از پایان آخرین جلسه درمانی، آزمودنی‌های هر دو گروه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و مقیاس وسواس فکری- عملی یل براون را تکمیل کردند. گروه آزمایشی رفتاردرمانی دیالکتیکی را در 12 جلسه درمانی 90 دقیقه‌ای دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که به استثناء وسواس جنسی و وسواس وارسی، کاهش علائم زیرمجموعه وسواس‌های فکری و عملی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری بیشتر بوده است. همچنین راهبردهای مثبت تنظیم هیجانی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافته بود.
بحث و نتیجه‌گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی با آموزش راهبردهای تنظیم هیجانی، تحمل و پذیرش هیجانات منفی، می‌تواند به بیماران وسواسی کمک کند تا یاد بگیرند با افکار وسواسی خود به‌طور مؤثری کار کنند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb