جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای آقایوسفی

علیرضا آقایوسفی، غلامحسین جوانمرد، رقیه محمدی قره قوزلو،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: مرور ادبیات پژوهش، این فرض را به ذهن متبادر می‌کند که احتمال دارد اساس زیستی – عصبی مشترکی برای آلکسی‌تیمیا، برتری نیمکره‌ای و سیستم‌های مغزی رفتاری، موجود باشد. لذا، هدف این پژوهش، بررسی سیستم‌های مغزی بازداری و فعال‌سازی رفتاری و برتری نیمکره ای در اختلال آلکسی‌تیمیا بود
روش: پژوهش حاضر، یک مطالعه علّی - مقایسه‌ای است که به روش پس‌رویدادی انجام یافته است. بدین منظور، 25 دانشجوی فاقد علایم آلکسی‌تیمیا، و 25 دانشجوی دارای آلکسی‌تیمیا به روش هدفمند از بین دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه‌های پیام‌نور مرکز بناب و تبریز در پنج رشته تحصیلی که شامل 1760 نفر بودند انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه آلکسی‌تیمیای تورنتو، پرسشنامه سیستم‌های مغزی بازداری و فعال‌سازی رفتاری  کارور و وایت (1994)، و پرسشنامه دست برتری ادینبورگ، بودند. داده‌های گردآوری شده با تحلیل واریانس چند‌متغیری و به‌وسیله نرم‌افزار آماری اس. پی. اس. اس. - 18 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد افراد دارای آلکسی‌تیمیا به لحاظ غلبه نیمکره‌ای تفاوتی با افراد بدون آلکسی‌تیمیا نداشتند. افراد دارای آلکسی‌تیمیا بازداری رفتاری کمتری داشتند و میانگین سایق در افراد دارای آلکسی‌تیمیا، پایین‌تر بود (P< 0/01).
بحث و نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد افراد دارای آلکسی‌‌تیمیا بخاطر اینکه از آگاهی و پردازش هیجانی پایین‌تری برخوردارند، با کنارگذاشتن هیجانات و احساسات، و با بازداریِ کمتری رفتار می‌کنند. چراکه آگاهی‌هیجانی در قشر پیشانی پردازش می‌شود و این در‌حالیست که آلکسی‌تیمیا با اختلال در مهار قشری مرتبط است.



عباس روزبهانی، مرتضی ترخان، علیرضا آقایوسفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: ثبات یا تغییرات شخصیتی در طول دوره زندگی یکی از موارد بحث‌برانگیز در روانشناسی است. هر دو دیدگاه دلایلی برای اثبات فرضیه‌های خود دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرپذیری شخصیت در شاغلین تاسیسات نفتی با توجه به شرایط شغلی آنها (14 روز کار و 14 روز استراحت) است.
روش: در مطالعه پیش رو تغییرات در ویژگیهای شخصیتی 86 نفر از کارکنان تاسیسات نفتی دریائی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار سنجش شامل پرسشنامه رشد شخصیت میانسالی (ام ال پی دی) و مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته بود. آزمودنی‌ها از نظر سابقه شغلی به سه دسته تقسیم شدند: باسابقه تا 5 سال، 6 تا 10 سال و 11 سال به بالا.
نتایج: مقایسه میانگین نمرات ویژگیهای شخصیتی در ابعاد ششگانه ( نوروتیزم، برونگرائی، باز بودن نسبت به تجربه، وجدانی بودن، سازگاری با مردم و عاملیت) نشان داد که همراه با افزایش سابقه کار افزایش در وجدانی بودن و کاهش در نوروتیزم مشاهده می شود. اما یافته‌های مربوط به مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته تغییرات متفاوتی را در ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با سنوات شغلی نشان داد. به‌گونه‌ای که هر چه سال‌های ماندگاری در تاسیسات نفتی دریائی افزایش می‌یابد کاهش در برون‌گرائی و افزایش در نوروتیزم مشاهده شود.
بحث و نتیجه‌گیری: این یافته مغایر با تغییرات هنجاری شخصیت و نشاندهنده تاثیر موقعیت اجتماعی و شغل در ویژگیهای شخصیتی است. به‌گونه‌ای که می توان گفت مشاغلی مانند کار در سکوهای نفتی می تواند موجب تغییراتی در شخصیت بر خلاف جهت تغییرات هنجاری شود. این تغییرات اثرات منفی در تعاملات اجتماعی و سازگاری دوران میانسالی و پیری کارکنان دارد.


علیرضا آقایوسفی، علی فتحی آشتیانی، مهناز علی‌اکبری، حمیدرضا حمیدرضا ایمانی‌فر،
دوره 13، شماره 2 - ( پاییز و زمستان 1394 )
چکیده

مقدمه: هدف اصلی نظریه‌های خانواده‌درمانی تمرکز بر تعارضات زناشویی بوده است. بااین‌وجود تعارضات زناشویی، موضوعی پیچیده باقی‌مانده است. خانواده‌درمانی ساختاری یک رویکرد اساسی در بین نظریه‌های سیستماتیک خانواده است که بر ایجاد یک سلسله‌مراتب سازمانی سالم در سیستم خانواده تأکید دارد. در دیدگاه سیستمی، تعارض را ناشی از هر نوع تنازع بر سر تصاحب پایگاه و منابع قدرت در بین زوج‌ها می‌داند. اسناد علی و بهزیستی اجتماعی نیز توجه زیادی را در تحقیقات خانواده‌درمانی به خود معطوف داشته است.

روش: در این تحقیق نیمه آزمایشی، 25 زن با تعارضات زناشویی شدید و با روش جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. متغیر مستقل خانواده‌درمانی ساختارگرایی مینوچین بود. پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی، سبک اسناد و بهزیستی اجتماعی در مراحل پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری بر روی آزمودنی‌ها اجرا گردید.

نتایج: نتایج آزمون فریدمن و اندازه‌گیری مکرر نشان داد که رویکرد ساختارگرایی مینوچین به‌طور مؤثر و معنادار تعارضات زناشویی را کاهش داد. پیوستگی اجتماعی (که یکی از پنج زیر مقیاس بهزیستی اجتماعی است) را افزایش داد و باعث افزایش معنادار سبک اسناد پایدار و سبک اسناد س. پی. ان. سی. (نمره مثبت ترکیبی منهای نمره منفی ترکیبی ) آزمودنی‌ها گردید.

بحث و نتیجه‌گیری: این نتایج در پیگیری 6 ماه بعد گروه آزمایش برای هر دو متغیر، همچنان تداوم داشت و نشان داد گروه درمانی شناختی وجودگرا می‌تواند در افزایش سلامت معنوی و ایجاد تصور مثبت از خدا در والدین فرزندان مبتلا به سرطان اثر گذار باشد.


مریم روشن، علیرضا آقایوسفی، احمد علیپور، اکبر رضایی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی درمان تعامل والد – کودک، مبتنی بر تکنیک‌های رفتاری و مقابله درمانگری مبتنی بر تکنیک‌های شناختی بر کاهش شدت مشکلات رفتاری در نمونه‌ای از کودکان پیش‌دبستانی، انجام شد.

روش: این پژوهش یک مطا لعه نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون و پیگیری 6 ماهه بود. تعداد 90 نفر از کودکانی که دارای ملاک‌های اختلالات رفتاری بودند، از مهدکودک‌های شهرستان شاهیندز انتخاب شدند، در نهایت از این مهدکودک‌ها، سه گروه درمجموع از کودکان دارای اختلالات برون سازی شده به‌طور تصادفی انتخاب و مادران آن‌ها نیز به شیوه تصادفی در 2 گروه آزمایش (29 نفری) و یک گروه مقایسه (30 نفری) قرار گرفتند. هر سه گروه قبل و بعد مداخله به پرسشنامه چک لیست رفتاری کودک پاسخ دادند. برای پیگیری اثرات درمان 6 ماه بعد بار دیگر این سنجش به عمل آمد. درمان تعامل والد کودک و مقابله درمانگری در 12 جلسه هفته‌ای سه بار در گروه‌های مداخله به کار گرفته شد و در گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. برای تجزیه تحلیل داده‌ها از آزمون لوین و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.

نتایج: یافته‌ها نشان داد که درمان تعامل والد – کودک و مقابله درمانگری به‌صورت معناداری در کاهش شدت مشکلات رفتاری مؤثر بودند. نتیجه درمان در پیگیری 6 ماهه نیز سطوح پایین‌تری از شدت مشکلات رفتاری کودکان را نشان داد.

بحث و نتیجه‌گیری: الگوی کلی نتایج حاکی از آن است که هر دو درمان فوق به یک میزان در کاهش شدت علائم اثربخش بوده اما در مقایسه نتایج دو گروه درمان و با روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تفاوت معنی‌داری به دست نیامد.


کبری مرادی، علیرضا آقایوسفی، احمد علیپور، پرویز بهرامی،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار و تابستان 1395 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت روزافزون تأثیر عوامل روان‌شناختی در بروز و تشدید بیماری‌های مزمن از جمله مولتیپل اسکلروزیس، هدف پژوهش حاضر مقایسه: تنیدگی، شیوه‌های مقابله، تیپ شخصیتی سی و تیپ شخصیتی دی افراد دارای ام. اس. و افرادی عادی بود.

روش: روش تحقیق از نوع پس رویدادی یا علی مقایسه‌ای بوده است، جامعه آماری شامل تمام افراد عادی و بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می‌باشد که در تابستان و پاییز سال 1393 به متخصصین مغز و اعصاب در استان لرستان مراجعه نموده‌اند. از جامعه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، گروه نمونه‌ای به‌اندازه 150 نفر (75 فرد عادی و 75 فرد مبتلا) انتخاب شدند، سپس پرسش‌نامه‌های: استرس (رویدادها و تغییرات زندگی)، شیوه‌های مقابله، تیپ شخصیتی سی و تیپ شخصیتی دی بر روی آنان اجرا شد. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد.

نتایج: نتایج نشان داد در مقیاس‌های تنیدگی، شیوه مقابله اجتناب و شیوه مقابله حل مسئله مدبرانه، نمره کل تیپ شخصیتی سی و مؤلفه بازداری اجتماعی از مقیاس تیپ شخصیتی دی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد، در تمام شاخص‌های مطرح شده به‌جز حل مسئله مدبرانه، گروه بیمار نمرات بالاتری را کسب کردند.

بحث و نتیجه‌گیری: آنچه از یافته‌ها برمی‌آید این است که استرس به‌عنوان عامل مهمی در تشدید علائم ام. اس. و همچنین عوامل شخصیتی و شیوه‌های مقابله به‌عنوان عوامل تعدیل‌کننده استرس و بیماری نقش مهمی را در بیماری مولتیپل اسکلروزیس ایفا می‌کند. افراد با تیپ شخصیتی دی و سی در معرض خطر فزاینده بیماری‌های جسمی قرار دارند. محققان این دو نوع شخصیت را به‌عنوان یکی از عوامل آسیب‌شناختی در نظر گرفته‌اند که ممکن است بر تندرستی و طول عمر اثر بگذارد و نیازمند درمان روان‌شناختی است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دوفصلنامه علمی پژوهشی روانشناسی بالینی و شخصیت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Clinical Phsychology & Personality

Designed & Developed by : Yektaweb